در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی میگوییم، نیمه اول بازی استقلال ــ پرسپولیس چنگی به دل نمیزند و حتی مربیان دو تیم این نکته را تایید میکنند، به شکل روشنی منکر برنامهریزی، نظم و انضباط میشویم.در نیمهای که دو تیم میلی به بزن بزن نداشتند و از یک قاعده و قانون معین تبعیت میکردند، متهم به این شدند که خوب بازی نمیکنند.
در وقت دوم، این قاعده به هم ریخت و هر دو تیم به نوعی آشفتگی دچار شدند.
برهانی توپ را وسط زمین گرفت، سه چهار مدافع پرسپولیس را وادار به آشفتگی کرد، توپ را به جباری سپرد و در آن لحظه که توپ زیر پای جباری افتاد، به شعاع هفت ــ هشت متری او حتی یکی از هافبکهای پرسپولیس حضور نداشت. این بیسامانی و بیسازمانی را باید بد شمرد یا آن نیمهای را که هر دو تیم مثل یک صفحه شطرنج، مهرههای خود را میچیدند و هر حرکتی به دنبال اندیشهای بود و در نهایت در آن نیمه، هیچ تیمی موفق نشد روزنهای برای نفوذ پیدا کند. فوتبال مورد پسند ما تماشاگران و مفسران و صاحبان حق اظهارنظر، همین فوتبال نیمه دوم بود؛ نیمهای که طرفداران پرسپولیس به خود حق میدهند تا از کادر فنی خود بپرسند، چرا استقلال با اندک بازیکنان هجومی خود میتواند یک گل بزند و دو ــ سه موقعیت گل خلق کند.
در این نیمه، استقلالیها هم این حق را به خود میدهند تا بپرسند، چرا باید در عرض یک نیمه این همه کرنر به حریف تقدیم کرد.
چرا باید خط دفاعی استقلال به تیر دروازه تکیه بدهد و زمینه اشتباه را فراهم آورد.
امیر قلعهنویی که تیمش در نیمه اول مثل ساعت کار میکرد، با آوردن علی علیزاده قصد دفاع داشت یا حمله؟ ... اگر قصد او دفاع کردن بود، چرا یک مدافع خوب مثل هادی شکوری را بیرون نشاند و یک مهاجم را به میدان آورد، علیزاده چه زمانی سرزده بود که این بار دفعه دومش باشد.
نتیجه این که، همه بازی آشفته، به هم ریخته، اما پرحادثه نیمه دوم را پسندیدند؛ نیمهای که در آن عقل حاکمیت کمتری داشت و هر دو تیم تن به بازی احساسی دادند.
در نیمه دوم، استقلال و پرسپولیس بیشتر به اصل خود نزدیک شدند و این بود که علاقهمندان بیشتری پیدا کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: