اولین کار شما به عنوان گوینده رادیو چه برنامهای بود و نسبت به این برنامه چه احساسی داشتید؟
اولین کار من <در سنگر مدرسه> یک برنامه ویژه دانشآموز بود. از بچهها که میپرسند میخواهی چهکاره شوی اکثرا میگویند دکتر ، مهندس، وکیل یا خلبان. من دبستان که میرفتم معلمم که میپرسید میخواهی چه کاره شوی آنقدر عاشق گویندگی بودم که میگفتم گوینده رادیو. همه به من میخندیدند و من تعجب میکردم که چرا میخندند و برای آنها هم جای تعجب بود که چرا بین این همه شغل من گویندگی رادیو را دوست دارم. در خانه بیکار که بودم دائم برای خودم دکلمه میکردم. متن ادبی که پیدا میکردم بلند میخواندم. بزرگتر که شدم در مدرسه مسوولیت برنامههای صبحگاهی را برعهده گرفتم. هر روز صبح دکلمههای برنامه صبحگاهی با من بود. هم مینوشتم و هم میخواندم و این عشق من بود. مدیر دبیرستانمان پس از مدتی به من گفت که تو صدای خوبی داری و علاقهمند هم هستی. دوست داری تو را به رادیو معرفی کنم. خیلی خوشحال شدم و این زمانی بود که از معرفیشدهها تست صدا میگرفتند من شرکت کردم و نفر اول شدم و کارم را شروع کردم. اولین برنامه که پخش شد واقعا در پوست خودم نمیگنجیدم. به همه میگفتم که من امروز صدایم پخش میشود و گوش بدهید. خودم هم برنامه را ضبط کردم و ضبط شده برنامه را دارم. خوشحالم از این که در واقع به چیزی که دوست داشتم، رسیدم.
نقش مخاطب را در گویندگی چگونه میدانید؟
من جزو گویندههایی هستم که واقعا به مخاطبم اهمیت میدهم و دوستشان دارم. وقتی پشت میکروفن مینشینم به جرات میتوانم قسم بخورم شنوندههایم جلوی چشمم هستند. پس از قرار گرفتن پشت میکروفن اولین کاری که میکنم این است که به هماهنگی پخش میگویم پیامکها را به من بدهید و سعی میکنم در حین اجرا پیامکها را چک کنم که مخاطب چه میخواهد، چه میگوید و چه انتقاد و پیشنهادی دارد و سوالش چیست. همه اینها را لحاظ میکنم و تا جایی که وقت برنامه و تهیهکننده به من اجازه دهند پیامکها را میخوانم که اگر مخاطبین سوالی دارند پاسخش را بگیرند و یا اگر انتقادی دارند که قابل طرح است مطرح میکنم و اگر قابل طرح نیست به خودم، تهیهکننده و یا سردبیر یا به هر کسی که مربوط میشود منتقل میکنم.
شما برای گویندگی چه آموزشهایی دیدید؟
الحمدلله آموزش ضمن خدمت در سازمان زیاد داریم. من کلاسهای گویندگی و اعراب و ادبیات فارسی برای شعرخوانی را گذراندم. در کنارش هم به خاطر علاقهام کلاس زبان میروم و دورهICDL کامپیوتر را هم گذراندهام. به نظرم این کلاسها بیتاثیر نیست. دوره کامپیوتر باعث میشود فرد با واژهها و فرآیند کارهای کامپیوتری آشنا شود. حس میکنم کلاس زبان خیلی برای اجرا کمکم میکند. درست است که من گوینده فارسیزبانم و برنامه فارسی اجرا میکنم اما به نظرم خیلی موثر است، کمااینکه من در رادیو فرهنگ برنامهای داشتم که مهمان یک نوازنده فرانسوی بود و به فرانسه صحبت میکرد و مترجم به انگلیسی ترجمه میکرد. من توانستم چند سوال انگلیسی از او بپرسم و برایم خوب بود. واژههایی را که به کار میبرد میفهمیدم و با توجه به صحبتهای مهمان از او سوالی از او میپرسیدم.
با توجه به نوع برنامههایی که گویندگی میکنید چقدر مطالعه دارید؟
من اگر کیفم را باز کنید کتاب میبینید. این را به جرات میگویم که عاشقانه مطالعه میکنم. بیشتر کتابهایی که میخوانم در حوزه روانشناسی است و در تخصص من است. از طرفی خودم را برای دکترا آماده میکنم و از طرف دیگر دوست دارم در علم خودم سرآمد باشم. مقاله هم مینویسم و خیلی زیاد اهل مطالعه هستم. روزنامه و مجله را که به خاطر شغلم مطالعه میکنم و اگر فرصت نداشته باشم تیترهای درشت را میخوانم و اخبار را هم که گوش میدهم.
فکر میکنید طی این سالها اجرایتان چقدر متفاوت شده است؟
به نظرم امسال با پارسال و با سال قبل متفاوت است. فکر میکنم اجرایم با اوایل کارم خیلی فرق کرده است. تجربه مهم است و در هر اجرایی که گوینده دارد تجربهای کسب میکند که مثل گوهر تا سالیان سال و تا آخر عمر دست گوینده است و میتواند از آن استفاده کند.
با توجه به سابقه اجرای تلویزیونی شما در مرکز زاهدان به نظرتان اجرا در رادیو با تلویزیون چه تفاوتی دارد؟
در رادیو فقط صداست و بس و از طریق صداست که گوینده میتواند مطلب را به مخاطب ارائه کند و تنها ابزار گوینده سواد و صداست. اما در تلویزیون این اتفاق نمیافتد و فاکتورهای زیادی کنار هم مینشینند. تصویر هست که کمک زیادی به القای پیام میکند و خود گوینده، میمیک چهرهاش و حرکات دست و صورتش هم هست. میانبرنامهها و موسیقیهایی که تهیهکننده به کار میبرد نیز هست. در تلویزیون فاکتورهای زیادی وجود دارد که به القای پیام کمک میکند. در حالی که در رادیو فقط صدا و در کنارش محتوا و موسیقی است که یک برنامه را میسازند اما در کنار همه اینها توسط صدا پیام به مخاطب القا میشود. اگر در تلویزیون گوینده صحبت هم نکند از طریق چهره و نگاه به دوربین و حالات دست و صورت و میمیک چهره به القای پیام کمک میشود. حالا تصور کنید که تصویر هم هست. تصاویری که تهیهکننده به کار میبرد همه تاثیرگذار است. گویندگی رادیو سختتر اما آسانتر است. به جهت القای پیام سختتر است و آسانتر است به جهت آن که پیچیدگیهای تلویزیون را ندارد. گوینده رادیو در حینکار میتواند مثلا با تهیهکننده با اشاره صحبت کند و اگر سوالی دارد بپرسد. به نظرم گوینده رادیو اگر بتواند در القای پیام موفق باشد خیلی جلوتر از تلویزیون است و موفقتر عمل کرده است، چون تلویزیون ابزارهای زیادی برای القای پیام دارد.
سخن پایانی شما؟
روزنامه شما را دوست دارم و جامجم را میخوانم. کشورم، رادیو فرهنگ و گویندگی را دوست دارم. مردم را دوست دارم و به خودم میبالم از این که میتوانم با آنها صحبت کنم. پشت میکروفن مینشینم و میتوانم دقایقی را با مردم همکلام و همسخن شوم. افتخار میکنم که لایق محبتهای مردم باشم.
مریم رضازاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم