برخی معتقدند که امسال حجم برنامههای مناسبتی دهه فجر زیاد بود و علاقمندان به این گونه برنامهها فرصت کافی نداشتند تا همه این برنامهها را پیگیری کنند اما اگر بدون پیش داوری به حرکت تلویزیون توجه کنیم به این نتیجه میرسیم که اگر برنامههای تلویزیون و بازخوانی جریان انقلاب توسط تلویزیون نباشد این اتفاق بزرگ به مرور زمان به فراموشی سپرده میشود. تصاویری که هر ساله شبکههای مختلف سیما از روزهای انقلاب پخش میکنند شاید که تصاویر تکراری باشند اما همین تصاویری میتوانند با تدوین خلاقانه و تحلیلهای درست به تصاویری تاثیر گذار و فراموش نشدنی تبدیل شوند. تلویزیون با محور قرار دادن همین روش امسال با دستی کاملا پر به دهه فجر آمد و با نمایش جزئیات اتفاقات نشان داد که جریان بزرگ انقلاب چگونه شکل گرفت.
نمایش جزئیات تاثیر گذار در سریالی مانند عمارت فرنگی هم توانست زوایای پنهان حکومت پهلوی را به مردم نشان دهد، جزئیات جذابی که باعث شد سریال عمارت فرنگی به یکی از دیدنی ترین سریالهای دهه فجر امسال تبدیل شود.نمایش زندگی خصوصی محمد علی فروغی به اوج رفتن و سقوط او دیدنی بود.در ابتدای سریال که کارگردان درگذشت همسر فروغی و وابستگی پریماه به پدر خود را نشان داد، شاید به نظر مخاطبانی که برای سرگرمی دیدن این سریال را انتخاب کرده بودند، پرداختن به این اتفاق بیربط به نظر میآمد اما آنهایی که این سریال را به صورت جدی پیگیری کردند در ادامه دیدند که توجه فروغی به دخترش بخشی از تاریخ معاصر ایران را شکل داده است و حتی تا حدودی باعث نابودی سیاسی فروغی شده است. اردشیر ریپورتر با جاسوسی که به عنوان پرستار به خانه فروغی میفرستد در واقع تصمیم دارد زندگی و مراودات او را تحت نظر بگیرد اما پرستار با علاقهای که به پریماه پیدا میکند جاسوسی فروغی را نمیکند و همین باعث میشود که ریپورتر و فروغی با یکدیگر پای میز مذاکره بنشینند. در ادامه سریال میبینیم که فروغی کهنسال از دختر، داماد و نوهاش میخواهد که از فرانسه به ایران بیایند و درکنار او زندگی کنند اما آمدن آنها و تنها یک اعتراض داماد تازه از فرنگ برگشته به حکومت رضا شاه باعث میشود که فروغی از کار برکنار شود و طی یک بازی سیاسی پیچیده و کثیف داماد فروغی و پدر او اعدام شوند... آنچه سریال عمارت فرنگی را دیدنی کرد نشان دادن پشت پردههای سیاستی بود که به خودی و غیرخودی رحم نمیکند.
اما در کنار همه موفقیتهایی که تلویزیون در ارائه برنامههای مناسبتی دهه فجر به دست آورد سریال <شب میگذرد> نتوانست موفقیتی به حساب آید. شب میگذرد هر چند قرار بود که به اتفاقات دوره پهلوی دوم بپردازد اما آنقدر به حاشیهها پرداخت که از اصل ماجرا دور شد و سریالی که میتوانست مانند سریال عمارت فرنگی که به دوره پهلوی اول میپرداخت، جذاب و دیدنی باشد به سریالی خنثی و کم مخاطب تبدیل شد. جالب اینجاست که برنامههای ترکیبی دهه فجر امسال با ساختاری جدید به مخاطبان ارائه شدند و چنین برمیآید که موفق هم بودهاند .
جدا شدن راه منتقدان از راه مردم
جشنواره فیلم فجر هفته گذشته به کار خود پایان داد.این دوره از جشنواره هم پرونده خود را بست و فیلمهای تولیدی یک سال سینمای ایران را به دست قضاوت مردم سپرد.از نوروز، اکران فیلمهای جدید شروع میشود و فیلمهایی که بتوانند فروش خوبی داشته باشند کارگردان و تهیه کننده خود را در فضای سینما ابقا میکنند و آنهایی که با شکست روبهرو شوند امکان تولید فیلم بعدی را برای کارگردان و تهیه کننده دشوار میکنند. جشنواره پروندهاش بسته شد اما نمیتوان از برخی اتفاقاتی که در جشنواره فیلم فجر امسال بخصوص در سالن مطبوعات رخ داد چشمپوشی کرد. این امر برکسی پوشیده نیست که منتقد به همه چیز نگاهی ظریف و دقیق دارد و او چیزهایی را میبیند که شاید دیگران به سادگی از کنار آن میگذرند. منتقد میتواند روشنگر باشد البته در صورتی که کلام و نوشتهاش پا را از حرمتها بیرون نگذارد. سینمای کمجان کشورمان که فیلمسازان تجربی آن روز به روز بیشتر از فیلمسازان حرفهای و داستانپرداز آن میشوند جای مناسبی برای به اصطلاح له کردن یک فیلمساز نیست بخصوص وقتی که آن فیلمساز یکی از غنیمتهای سینمای ایران باشد و همین منتقدان روزها، ماهها و سالهای زیادی را به انتظار نشسته باشند تا این فیلمساز محبوب فیلمی را کارگردانی کند. منتقدان سینمای ایران امسال ازفیلم بهرام بیضایی و فیلم وقتی همه خوابیم استقبال نکردند.
این ماجرا از جلسه پرسش و پاسخ فیلم وقتی همه خوابیم در سینما فلسطین آغاز شد و در روزهای دیگر به صورت نقدهای مکتوب ادامه یافت. در کنار این نقدهای تند و تیز یک اتفاق جالب دیگر افتاد و فیلم وقتی همه خوابیم به عنوان بهترین فیلم مردمی، سیمرغ بخش بینالملل جشنواره را از آن خود کرد و بار دیگر شکاف به وجود آمده بین فیلم، مردم و منتقدان را عمیقتر کرد. سالهاست که منتقدان از هر فیلمی که بد میگویند مردم در دیدن آن اصرار بیشتری میکنند .
مردم با تحلیل به ماهیت یک فیلم پی میبرند و در انتخابهایشان دقیقتر میشوند اما وقتی میبینند یک منتقد بدون تحلیل فقط یک فیلم را میکوبد و اصرار میکند که مثلا از فلان فیلم خوشش نیامده است مردم هم سخنان او را ملاک انتخاب نمیدانند و بدون توجه به توصیههای او کار خود را انجام میدهند. نکته جالبتر این است که منتقدانی با سخنان بیمهابا و قلم بیمهاباتر خود کمر به نقد تند فیلمسازان بستهاند که به نسل قدیمیتر منتقدان تعلق دارند و از نسل جوانی نیستند که هو کشیدن را دوست دارند و با اصل استاد، شاگردی بیگانه باشند.
حاشیه سازی تمام شد
با به پایان رسیدن جشنواره فیلم فجر و نمایش فیلم درباره الی پرونده این فیلم هم بسته شد و خدا را شکر یکی از حاشیههای سینمای ایران هم کم شد هرچند بعد از نمایش فیلم درباره الی و خبرهایی که نشان میداد این فیلم یکی از شاخصترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است این نگرانی در بین مردم و کسانی که موفق نشده بودند این فیلم را در جشنواره فیلم فجر ببینند به وجود آورد که اگر این فیلم اکران عمومی نشود آنها تماشای یکی از مطرحترین فیلمهای جشنواره امسال را از دست دادهاند. اما خبرهایی که میرسد نشان از انعطاف معاونت سینمایی در اکران عمومی این فیلم دارد بخصوص اینکه گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اصلی این فیلم که همه ماجراهای حاشیهای فیلم درباره الی از او منشاء میگرفت در نشست رسانهای این فیلم در برلین در حالیکه با حجاب در کنار بقیه بازیگران و کارگردان درباره الی در مقابل خبرنگاران نشست گفت که مشکل او حاد نیست، او دوست دارد به کشورش برگردد و فکر نمیکند که در این برگشت برای او مشکلی ایجاد شود البته فراهانی در مقابل روزنامهنگاران ایرانی شمشیر را از روبست و گفت که بیشتر مشکلات را روزنامهنگاران ایرانی برایش به وجود آوردند و با بزرگنمایی مسائل باعث شدند تا مشکلات او جدی شود.
در کنار همه این مسائل شنیدهها حاکی است که یکی از کارگردانان سرشناس سینمای ایران که فراهانی در یکی از فیلمهای او نقش یک دختر دانشجو را بازی کرده است پا پیش گذاشته تا مشکلات فراهانی را حل کند تا سینمای ایران یکی از بازیگران خوب خود را از دست ندهد. این گفته را نقل قول کسانی که فیلم درباره الی را دیده بودند قوت بخشید. همه آنها از بازی گلشیفته فراهانی در این فیلم تعریف کردند و گفتند که این بازیگر در تحلیل نقشهایش به دیدگاههای تازهای دست یافته است به همین دلیل میتواند نقشهایش را با قدرت بازی کند.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم