پس از این تماس، کارآگاهان اداره 10 پلیس آگاهی تهران به محل حادثه عزیمت کردند و پی بردند، مرد صاحبخانه محمدتقی بر اثر خفگی به قتل رسیده و عاملان حادثه با بستن دست و پای وی با شالگردن، جسد او را در یکی از اتاقها رها کرده و با سرقت کردن پول و خودروی پراید وی متواری شدهاند.
شاملو افزود: با صدور دستور قضایی، جسد برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و همسر مقتول به اداره 10 پلیس آگاهی تهران انتقال یافت و تحقیقات از وی آغاز شد.
همسر مقتول در اظهاراتش به پلیس گفت: شب گذشته، مهمان خواهرم بودم و روز حادثه وقتی به منزلمان بازگشتم، با جسد شوهرم مواجه شدم در حالی که دست و پایش را با شال گردن بسته بودند. با داد و فریاد همسایهها را متوجه ماجرا کردم و بعد با پلیس تماس گرفتم.
کشف خودروی مقتول در پاکدشت
شاملو ادامه داد: کارآگاهان با اطلاعاتی که از همسر مقتول به دست آوردند، مشخصات خودروی مقتول را به تمامی مراکز پلیس تهران و شهرستانهای همجوار ارسال کردند تا به محض رویت، آن را متوقف کنند.
تحقیقات پلیسی در این ارتباط ادامه داشت تا این که پنجم بهمن امسال، گزارشی از اداره آگاهی شهرستان پاکدشت به اداره 10 پلیس آگاهی پایتخت ارسال شد، مبنی بر این که ماموران انتظامی پاکدشت، هنگام گشتزنی، خودروی مقتول را در یکی از محلههای شهرستان، شناسایی و آن را توقیف کردهاند.
کارآگاهان جنایی پایتخت، پس از هماهنگی قضایی به شهرستان پاکدشت عزیمت کردند و پس از تحویل گرفتن خودروی مقتول و 2 متهم بازداشت شده در این ارتباط، آنها را به پلیس آگاهی پایتخت انتقال دادند.
این 2 متهم در بازجوییهای پلیسی، از هر گونه آشنایی با مقتول اظهار بیاطلاعی و ادعا کردند خودروی پراید را از دوستی قدیمی به نام محمد امانت گرفتهاند و او دیگر برای تحویل گرفتن خودرو مراجعه نکرده است.
به دنبال اظهارات متهمان به نامهای اشکان و رضا، جستجو برای یافتن محمد آغاز شد تا عاقبت پس از چند روز پی بردند محل کار پدر وی در خاورشهر تهران است و با عزیمت به این محل و تحقیق از وی مشخص شد، محمد در شرق تهران زندگی میکند.
به این ترتیب، کارآگاهان به محل فوق عزیمت کردند و در پی کنترل غیرمحسوس، 26 بهمن امسال محمد متهم فراری را شناسایی و دستگیر کردند و به اداره 10 پلیس آگاهی پایتخت انتقال دادند.
اعتراف به همکاری در قتل به انگیزه سرقت
محمد - متهم - در بازجوییهای پلیسی، راز قتل مرد سالخورده را فاش کرد و به پلیس گفت: 4 مرتبه به اتهام سرقت منزل و استعمال و فروش موادمخدر (شیشه) دستگیر و روانه زندان شدهام.
چندی قبل پس از آزادی از زندان، به منزل یکی از دوستانم که حوالی منزل مقتول زندگی میکرد، رفتم و با وی ملاقات کردم و پی بردم که وی وضعیت مالی مناسبی دارد. از همان روز وسوسه شدم از وی سرقت کنم. 18 دیماه امسال به منزل دوست قدیمیام اشکان که در زندان با هم آشنا شده بودیم، رفتم و موضوع را با وی در میان گذاشتم که قبول کرد و پسرعمویش آرش هم به ما ملحق شد تا نقشه سرقت از مرد سالخورده را عملی کنیم.
متهم ادامه داد: شب حادثه وقتی به منزل مقتول رفتیم، آرش در خیابان ماند و من زنگ در خانه مقتول را زدم و سراغ یکی از همسایهها را گرفتم که پیرمرد صاحبخانه گفت، او به هیات محله رفته و بزودی به منزلش میآید و ما را تا آمدن وی به منزلش دعوت کرد. من هم با اشکان وارد منزل وی شدیم و 10 دقیقه بعد با حرکت دست به اشکان اشاره کردم و او به سوی پیرمرد حملهور شد و با شالگردنی که روی گردنش بود، او را خفه کردیم. بعد با همان شال گردن دست و پای او را بستیم و 240 هزار تومان پول، حلقه انگشتر و زنجیر طلا را به همراه خودروی پراید وی سرقت کردیم و متواری شدیم.
متهم افزود: خودرو را در اختیار اشکان گذاشتم و پول و طلاها را خودم بردم و قرار شد چند هفته دیگر خودرو را هم بفروشیم و پول آن را میان هم تقسیم کنیم که ناکام ماندیم و دستگیر شدیم.
به دنبال اظهارات متهم، اشکان هم مورد بازجویی دوباره قرار گرفت و به سرقت از منزل پیرمرد و قتل وی اعتراف کرد.
بنا بر این گزارش، اشکان و محمد متهمان پرونده با قرار قانونی روانه زندان شدند و رضا دیگر متهم بازداشت شده از سوی پلیس بیگناه شناخته و آزاد شد. تحقیقات تکمیلی از متهمان برای دستگیری آرش، دیگر متهم فراری پرونده ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم