در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داوودی شمسی سابقه آشنایی خود با ورزش ایران را از سال 1351 ذکر میکند و معتقد است از کارکردها و رویکردهای چندبعدی ورزش، تنها 2 یا 3 بعد آن مثل سرگرمی و تربیت بدنی شناخته شده بود. بسیاری از اساتید آن زمان اهمیت به ورزش را در حد کم برآورد و کارهای صورت گرفته در ورزش آن زمان را تقلیدی ارزیابی میکردند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم تا حدود 4 سال نگاهی منفی و حذفی به ورزش وجود داشت، چون انقلابیها ورزش را با رنگ و بویی طاغوتی میدیدند. آنها به خاطر میآوردند که جشنهای ورزشی در سالروز تولد شاه انجام میشد یا برادر شاه ریاست ورزش کشور را برعهده داشت. در آن سالها همه نهادها به هم ریخته بود و نیاز به سازماندهی داشت، هرچند در قانون اساسی تربیت بدنی رایگان پس از آموزش و پرورش آمده بود.
با شروع جنگ در سال 59 هم همه نگاهها متوجه جنگ شد تا اولویت برخی نیازها و سازمانها از جمله ورزش فراموش شود که البته با نقش ورزش در تقویت روحیه رزمندگان تضاد داشت.
آخرین المپیک قبل از انقلاب در سال 1976 در مونترال کانادا برگزار شد که کشور ما از آن دستاورد خوبی به ارمغان نیاورد. ما نخستین المپیکهای بعد از انقلاب یعنی 1980 مسکو و 1984 آمریکا را هم تحریم کردیم که در وهله نخست ابعاد سیاسی داشت و هم اینکه به ابعاد فنی و ناآمادگی ورزشکاران و تیمهایمان برمیگشت. همچنانکه در بازیهای آسیایی 1982 دهلینو هندوستان حضور آبرومندانهای نداشتیم و آنجا این مساله مطرح شد که یا در چنین رویدادهایی شرکت نکنیم یا پرقدرت حضور پیدا کنیم تا موجب سلب آبرو نشود. چنین احساس لزومی بحث ورزش را به هیات دولت کشاند و افرادی نظیر حسن غفوریفرد، مصطفی هاشمیطبا و سیدمحمد اصغری که با این مقوله آشنا بودند صحبتهایی کردند تا تصمیم گرفته شود از تجربه من در سازماندهی نهادهایی چون سپاه، جهاد، کمیته و ... در سازماندهی و تشکل ورزش و تربیت بدنی استفاده شود. در آن زمان وجه اقتصادی ورزش مطرح نبود، وقتی هم مطرح شد مورد استقبال قرار نمیگرفت. همینطور وزارت بهداشت قبول نکرد وارد ورزش شود، برعکس نهادهای نظامی اعم از ارتش و سپاه در راستای تقویت نیروهای رزمنده استقبال وسیعی از حضور در ورزش کردند. مشکلات فرهنگی برای بسط ورزش در سالهای ابتدایی انقلاب خیلی زیاد بود. بسیاری از ائمه جمعه در ورزشگاهها نماز میخواندند و پیشنهاد میشد این مکانها تخریب و در جای آن مصلا ساخته شود. بعضی از روزنامهها در تیترهای خود فقط به 3 ورزش سوارکاری، شنا و تیراندازی بها میدادند و به نوعی خواستار جمع شدن فوتبال بودند.
به همین ترتیب هیچ زمینه و فضایی برای فعالیت ورزشهایی مثل بوکس و شطرنج وجود نداشت. با همه این مشکلات به تدریج ورزش و ورزشگاه سازماندهی شدند و هر چند در دوره من متاسفانه به ورزش مدارس توجهی نشد و ما به دلیل کمبود بودجه در زمان جنگ نتوانستیم معلمان ورزش را به مدارس برگردانیم. در دوره بعد از من (درگاهی) هم هر چند طرح سازماندهی مدارس ورزش به سبک کشورهای بلوکشرق، به دلیل کمبود بودجه عملی نشد اما توجه بیشتری به بعد فرهنگی ورزش شد به همین ترتیب در دورههای بعدی (غفوریفرد، هاشمیطبا، مهرعلیزاده و علیآبادی) هم فعالیتهای ویژهای به عمل آمد. به عنوان نمونه در دوره اخیر فعالیتهای عمرانی بسیار زیادی در ساخت و تجهیز و توسعه ورزشگاهها و اماکن ورزشی به عمل آمده است.
و اکنون پس از سپری شدن 30 سال از انقلاب اسلامی، تحول چشمگیری در ورزش این کشور رخ داده است. از سویی همه به اهمیت و نقش ورزش پی بردهاند و در حالیکه قبل از انقلاب بسیاری خانوادههای متدین مانع از حضور بچههای خود در مدارس آنزمان و حتی زورخانهها میشدند، در پناه انقلاب امروز، جامعهای با ویژگیهای فرهنگی و قومی کشور، ورزش تعمیمی گسترده پیدا کرده است.
یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب در ورزش تلویزیون بود در حالی که 3 دهه پیش تنها 2 برنامه ورزشی به صورت هفتگی در تلویزیون روی آنتن میرفت و بسیاری حتی آن دو برنامه یکساعته را هم زیاد میدانستند، امروز خوشبختانه حجم زیادی از برنامههای ورزشی در تلویزیون پخش میشود.
امروز توسعه ورزش در چند بعد در افزایش بهرهوری جامعه ما نقش خود را ایفا میکند. هم هزینه حفظ سلامت را کم میکند و هم فواید بیشمار دیگری در بالا بردن راندهمان جامعه دارد.
به هر حال در هر دوره تقریبا 4 ساله تغییرات سازمان تربیت بدنی، پیشرفتهایی در ورزش ما به وجود آمده که اکنون این مقوله در کشور ما به مقولهای بسیار بزرگ، مهم، پیشرفته و چند وجهی تبدیل شده است.
این از دستاوردهای بزرگ انقلاب محسوب میشود، هر چند هیچ وقت نباید به همین جا قانع باشیم. باید بیشتر قدر بدانیم و همه روی آن کار کنیم، مخصوصا در ورزش آموزش و پرورش که رشد کمتری نسبت به سایر بخشها از جمله آموزشعالی داشتهایم. باید ورزش خصوصی شود، چون هیچ دولتی نمیتواند به تنهایی از پس آن برآید. ما هر چقدر اماکن ورزشی بسازیم باید برای بهرهبرداری و نگهداری از آنها هم هزینه کنیم که این از عهده دولت هر چقدر که پردرآمد باشد خارج است. باید آحاد مردم را در زمینه ورزش به میدان بیاوریم. ورزش را در سبد خانوارها وارد کنیم و بر سرانه ورزش بیافزاییم ضمن اینکه اداره این مقوله مهم نیز باید بر عهده بخش خصوصی قرار گیرد و دولت تا جای ممکن بدنه سازمان دولتی ورزش را کوچک و کوچکتر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: