jamejamonline
ورزشی سایر کد خبر: ۲۳۵۸۵ ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۲  |  ۱۵:۰۹

برند اشتانگه 54ساله در ماه نوامبر گذشته به بغداد دعوت شد تا تیم ملی فوتبال عراق را هدایت کند ، اما پس از اقامت کوتاه 3ماهه در عراق به دلیل بروز جنگ در این کشور به توصیه سفیر آلمان در بغداد ناگزیر به بازگشت به وطن شد.

او که در آلمان شرقی برای سرویس اطلاعاتی «اشتازی» کار می کرد و سابقه مربیگری آلمان شرقی سابق را نیز دارد ، وجهه چندان خوبی در کشورش آلمان ندارد و مورد انتقاد افکار عمومی قرار دارد؛ به طوری که از او به عنوان مربی موفق در آلمان متحد و در خارج یاد نمی شد و مدتی بود که صحبتی از او در میان نبود ، تا این که در شروع ماه نوامبر 2002 این خبر شگفت آور شنیده شد که اشتانگه در عراق به سر می برد و قرارداد چهار ساله با فدراسیون فوتبال عراق - به ریاست عدی حسین ، پسر صدام - امضاء کرده است تا به عنوان مربی تیم ملی و مسوول انتخاب کننده تیم المپیک به کار بپردازد. درخصوص همکاری او در عراق ، وزارت خارجه در برلین ، موضوع را انتخاب شخصی اعلام کرد و فدراسیون فوتبال آلمان نیز ، همین نظر را ابراز نمود. اما 15فوریه گذشته ، سفارت آلمان در بغداد به اشتانگه دستور داد تا آن کشور را ترک کند و به این ترتیب او محل اقامتش را خالی کرد و بسرعت به آلمان رفت . اشتانگه در لحظه ترک عراق گفت : «من به عنوان مرد ورزش و سفیر صلح به عراق آمده بودم و اینک کارم به عنوان مربی تیم ملی در عراق به آخر رسیده است . ماندن در اینجا بی معنی است و دیگر تیمی نخواهم داشت که تمرین دهم ؛ زیرا تمام بازیکن های من باید اسلحه به دست بگیرند.» او با زیرکی تمام در قراردادش در توافق با عراقی ها یک تبصره گنجانده بود که به او اجازه می داد تا آن کشور را در صورت بروز خطر برایش در صورت جنگ یا زلزله ترک کند.

اهداف و برنامه های اشتانگه

او اهداف بزرگی برای موفقیت فوتبال عراق در سطح بین المللی داشت ؛ اهداف و برنامه هایی که با وجود ترک عراق هنوز هم در سرش باقی است . «من تا سال 2006 با فدراسیون فوتبال عراق قراداد دارم و آنها از من خواهش کردند تا به محض عادی شدن شرایط، دوباره به بغداد برگردم . پیش از ترک عراق ، برای بازیکنانم یک نامه نوشتم و دعا کردم تا در جنگ کشته نشوند. در مورد فوتبال ، بازیکنان عراقی بخوبی می دانند چه باید بکنند. تمام جزییات مشخص شده است . قصد من این است تا کارم را برای فوتبال عراق ادامه دهم و به هدفهایم برسم : بردن آن به بازیهای المپیک 2004 و انتخاب آن برای شرکت در جام جهانی 2006 به سختی می توان فهمید که اشتانگه چگونه توانسته طی این مدت کوتاه کار کند. خودش در این زمینه معتقد است : «در کشوری که در جنگ است و موقعیت اقتصادی آن خوب نیست ، هر جا که فضای مناسبی پیدا می شود، همه در آن به بازی می پردازند و این تنها خوشحالی مردم است که می توانند آن را احساس کنند. من برای انتخاب بازیکن ها و مشورت با مربی ها و مدیرها از 20باشگاه دسته اول عراق دیدن کردم و بخوبی با نحوه مدیریتی و ساختار سازمانی آنها آشنا شدم و سپس با حضور در ورزشگاه ها به تماشای چند مسابقه باشگاهی نشستم ؛ بازیهایی با 50هزار تماشاگر که بیشتر به فوتبال های خیابانی شبیه بود!» اشتانگه همیشه با «محافظ» و با خودروی «امریکایی» کهنه رفت وآمد می کرد. او از شهرهای مختلف عراق دیدن و شهر تاریخی بابیلون دیدن کرد و هر وقت با گروهی مواجه می شد که فوتبال بازی می کردند ، او نیز چند شوت می زد. اما باید دید فوتبال عراق از نگاه تیزبین این مربی آلمانی چگونه است : «من به عنوان مربی که از اروپا آمده ام ، خیلی زود متوجه شدم که فوتبال عراق در شرایط وخیمی به سر می برد که به نوبه خود آن هم طی 12سال اخیر از سوی سازمان ملل متحد ، زیر توقیف واردات قرار دارد. زمین های بازی پر از چاله و سنگ پاره و علف های هرز است و تیرهای دروازه از آهنهای کهنه و سنگین ساخته شده که برای جابه جایی آن 20نفر لازم است ؛ زیرا ورود آلومینیوم به عراق ممنوع است و علاوه بر آن در عراق پماد برای عضله ها یافت نمی شود و باندی نیز برای ماساژدهنده ها نیست . من با دیدن این وضعیت چند برنامه تمرینی نوشتم و آن را در اختیار مربی های تیمهای باشگاهی قراردادم . به عنوان اولین نتیجه گیری قابل توجه ، از فدراسیون فوتبال عراق قول گرفتم که هر چه زودتر یک سالن تمرینی در اختیار باشگاه های دسته اول قرار دهد. آنچه باعث خوشحالی من می شد، این بود که در جریان اقامتم در عراق ، توانستم برای بازیکنان تیم ملی این آسایش را فراهم کنم که بعد از هر جلسه تمرین بتوانند دوش بگیرند و این موضوع برای آنها بسیار جالب بود. فوتبالیست های عراقی دارای تکنیک عالی هستند، اما از نظر تاکتیکی بسیار ضعیف و به هیچ وجه نمی توان آنها را بازیکن واقعی دانست».

اشتانگه مرد ورزش و صلح

پس از الحاق دو آلمان ، «برند اشتانگه» اعتراف کرد که در دوران «اشتازی» در سرویس رمزی مشهور برلین شرقی ، کار می کرد و اطلاعات در اختیار آن قرار می داد و از نام پوششی «کورت وگنر» استفاده می کرد. اما او امروزه ، خود را فقط مرد ورزش و صلح می داند و می گوید: «با این مورد فعلی ، دومین بار است که مجبورم فعالیت خود را در فوتبال ، به دلایل سیاسی قطع کنم . اولین بار در سال 1984 بود که کشورهای بلوک سوسیالیسم ، علیه امریکا در بازیهای المپیک لس آنجلس شرکت نکردند و در نتیجه نتوانستم تیم آلمان شرقی را به المپیک ببرم ، اما حالا بی صبرانه منتظر فرصتی هستم که دوباره فعالیتم را با تیم ملی عراق از سر بگیرم.» اشتانگه از سال 1983 تا 1988 مربی تیم آلمان شرقی بود و بعد روی نیمکت تیمهای «کارل زایی هرتا» و «لایپزیک» نشست . سپس از آنجا عازم استرالیا شد تا تیم «گلوری» را هدایت کند. او 14روز نیز سمت مربیگری تیم عمان را به عهده داشت . او به عنوان فوتبالیست ، همیشه در تیمهای آلمان شرقی سابق بازی می کرد: از سال 1957 تا 1964 در تیم گناشوتیز ، از سال 1964 تا 1966 در تیم بایرن و از سال 1966 تا 1970 در تیم مشهور لایپزیک .

سابقه ورزش عراق در المپیک

عراق با شرکت در 11دوره از بازیهای المپیک ، درخشش چندانی از خود نشان نداده است و در مجموع ، فقط صاحب یک مدال برنز است . کمیته المپیک این کشور که مانند تمام فدراسیون های ورزشی آن در خیابان فلسطین در بغداد قرار دارد، در سال 1948 بنا شده و ورزشهای اصلی آن ، کشتی و وزنه برداری است و در تمام بازیهای المپیک که در آن حضور داشته ، بجز یک مورد تمام ورزشکارهایش مرد بودند (تنها نماینده زن ورزش عراق ، مایسا بود که در المپیک سیدنی 2000 در رشته دوی 5000متر شرکت کرد). در بازیهای المپیک 1956 که در استرالیا و در شهر ملبورن برگزار شد ، عراق به دلیل دخالت انگلستان - فرانسه در کانال سوئز ، رقابت ها را تحریم کرد ، اما در تحریم های بعدی در المپیک مسکو 1980 و المپیک لس آنجلس 1984 ، حضور داشت . تنها مدال المپیک عراق ، مدال برنزی بود که «عبدالوحید عزیز» وزنه بردار دسته 69کیلوگرمی در رقابت های المپیک 1960 رم به دست آورد.

رضا پورعالی
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وداع با ارتش یک نفره

وداع با ارتش یک نفره

از منظر من دیگو مارادونا بزرگترین چهره تاریخ فوتبال جهان است. قصد ندارم بعد از مرگش در مورد او غلو کنم، اما مارادونا یک شخصیت چند‌بعدی بود و اصولا به شکلی پارادوکسیکال و تضادگونه در جهان فوتبال حضور داشت.

انتخاب‌های استقلال احساسی است

انتخاب‌های استقلال احساسی است

انتخاب فرهاد مجیدی یک انتخاب منطقی برای استقلال نبود. احساسی او را انتخاب کردند، درست مثل همین حالا که دارند احساسی و به خاطر فشار تماشاگر، آندره‌آ استراماچونی را سرمربی استقلال می‌کنند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر