همسر (مهدی فخیمزاده) دیگر فیلم کمدی و پرفروش این سال بود. فخیمزاده با گرایشهای فمینیستی موقتی )!( توانست خانمهای خانهدار و کارمند زیادی را برانگیزد تا با وادار کردن همسران و خانوادههایشان، سینماها را با دست زدنهای پیاپی در صحنههای چربشی و فرماندهی زن فیلم بر مرد (فاطمه معتمدآریا و مهدی هاشمی) بر سرشان بگذارند.
ساختار «روز فرشته» را بهروز افخمی از ادامه در دست گرفت. فیلم نیمه تمام مانده بود و او توانست با زوج انتظامی و اکبر عبدی (که در اجارهنشینها خوب جواب داده بودند) مردم را به سینماها بکشاند، اما افخمی، قبل و بعد از روز فرشته، آثار بهتری هم ساخته است. علیرضا خمسه نیز با جای گرفتن در مکانی که از او انتظار میرفت و در کنار ابوالحسن داوودی با «من زمین را دوست دارم» توانست شکست همهجانبه چشمشیطان را موقتا جبران کند، هر چند که تقدیر در ادامه و سالهای بعدی چندان با این بازیگر همراه نبود. ابراهیم حاتمیکیا نیز با «خاکستر سبز» و آتیلا پسیانی به گفته بسیاری شخصیترین فیلمش را ساخت. اما نتوانست از تماشاگران بازخورد مناسبی دریافت کند.
«الو الو من جوجوام» نیز یکی از معدود ساختههای مرضیه برومند، کارگردان کمکار در سینما و نسبتا پرکار در تلویزیون بود که در فصل مناسبی اکران شد و بینندگان خود بچهها را پیدا کرد.
«ردپای گرگ» یکی از ساختههای نسبتا برتر مسعود کیمیایی با تاخیری یکساله، در این سال به نمایش درآمد. بالطبع، این فیلم با فروش معمولیاش در صورتی که در زمان خودش نمایش داده میشد میتوانست گیشه بهتری داشته باشد. بازی خوب فرامرز قریبیان هنوز یکی از نکات بارز این فیلم محسوب میشود.
از فیلمهای مهجور و خوب این سال «زینت» ساخته مستندساز قدیمی ابراهیم مختاری است. فرجالله سلحشور (کارگردان سریال یوسف پیامبر) در همین سال با بازی، ساخت و نمایش فیلم سریال «ایوب پیامبر» همگان را ناامید کرد و بعدها به صورت دربست به تلویزیون رفت.
علی شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم