در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از حال و هوای انقلاب بگویید. روزهای پرشور دههای که به پیروزی انقلاب منجر شد.
من آن زمان در شهربانی خدمت میکردم و از نزدیک شاهد بودم که مردم چطور یکدل و یکصدا برای رسیدن به هدفی که داشتند، تلاش میکردند. در گروههای مختلف مثل نیروهای باتجربه، برای درگیریها برنامهریزی میکردند و واقعا هم موفق ظاهر میشدند تا این که سرانجام این برنامهها به پیروزی انقلاب انجامید.
بهترین خاطره از آن دوران؟
شور و شوق مردم پس از انقلاب وصفنشدنی بود. واقعا همه هرجا که یکدیگر را میدیدند، تبریک میگفتند و شیرینی پخش میکردند. شرکت در راهپیماییهای آن زمان، از بهترین خاطراتم هستند.
در فوتبال کجا فعال بودید؟
من درست سال 57 کاپیتان تیم پاس بودم.
بعد از پیروزی انقلاب در جام مهدی اسپندی شرکت داشتید؟
بعد از انقلاب من حدود یک سال و نیم به شهربانی همدان منتقل شدم و آنجا مشغول انجام وظیفه بودم؛ اما وقتی به تهران برگشتم، دوباره در پاس مشغول شدم. البته پاس به دسته پایینتر سقوط کرده بود که با کمک برادرم علی مناجاتی، امری، استیلی، کوروش لرستانی و حمید عسگری و تعداد دیگری از بچهها، دوباره توانستیم تیم را به دسته اول برگردانیم.
زمان انقلاب چند سال داشتید؟
32 سال.
اگر انقلاب نمیشد، وضعیت به کجا میانجامید و شما الان کجا بودید؟
ما مطمئن بودیم که انقلاب پیروز میشود، چون این حرکت یک خواست جمعی از طرف مردم بود. بنابراین اصلا به ناکامی این حرکت فکر نکردیم.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: