دو خاطره از مقام معظم رهبری

در دوران مبارزات طولانی در آن سال‌های اختناق که شماها در دنیای مخصوص آخوندی و طلبگی ماها نبودید یکی از کارهایی که معمول بود، این بود که روحانیون مبارز را به بی سوادی رمی‌ کنند؛ در صورتی که اینها از خیلی از آنها باسوادتر بودند! ما در مشهد مسجدی به نام مسجد کرامت داشتیم که اجتماع عظیمی از جوانان و نوجوانان در آنجا گرد می‌آمدند. من یک وقت در آنجا در خلال صحبت، به یکی از این حرف‌هایی که درباره ما گفته شده بود، اشاره می‌کردم، این شعر که ظاهرا متعلق به میرزا حبیب است به زبانم آمد:
کد خبر: ۲۳۵۶۷۱

زین علم که رسمی است بی‌بحث و جدل نیز

افزون ز تو چندین ورق باطله داریم

بعد گفتم اگر نوشته‌های علمی و نوشته‌های فقه و اصولی‌ام را به سر هر کدام‌تان بزنم، سرتان می‌شکند؛ این‌قدر زیاد است!

دیدار با جمعی از هنرمندان

4/9/1370

بنده سال 50 در مشهد برای دانشجوها درس تفسیر می‌گفتم و اوایل سوره بقره ماجراهای بنی اسرائیل را تفسیر می‌کردم، بنده را به ساواک خواستند و گفتند چرا شما راجع به بنی‌اسرائیل حرف می‌زنید؟ گفتم آیه قرآن است؛ من دارم آیه قرآن را معنا و تفسیر می‌کنم. گفتند نه، این اهانت به اسرائیل است! درس تفسیر بنده را به خاطر تفسیر آیات بنی اسرائیل چون اسرائیل در آن بود تعطیل کردند. اختناق در آن زمان عجیب بود؛ اما نه از طرف دولت آمریکا، نه از سوی دولت فرانسه و نه از طرف دولت‌های دیگر مطلقا رژیم طاغوت به مخالفت با آزادی و دموکراسی متهم نشد. آن زمان انتخابات برگزار میشد اما مردم اصلا نمی‌فهمیدند کی آمد، کی رفت و چه کسی انتخاب شد. به آن صورت رای گیری وجود نداشت؛ صندوق رای درست می‌کردند و اسم نماینده‌ای را که خودشان می‌خواستند و از دربار تایید شده بود، از صندوق بیرون می‌آورند، با این کار، صورت مسخره‌ای از یک رای‌گیری را به نمایش می‌گذاشتند.

دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان کرمان

19/2/1354

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها