گزارشی از وضعیت معیشتی در ایران

اشاره : فقر به عنوان معضلی اجتماعی و اقتصادی ، جوامع مختلف را به اشکال متفاوت تحت تاثیر قرار داده است ، درصد وجود فقر در هر کشوری به میزان مقابله و مبارزه مسوولان آن کشور با این درد خانمانسوز بر می گردد.
کد خبر: ۲۳۵۲۵
آنچه در مقابله با فقر حایز اهمیت است ، وجود راهکارهای موثر و کارساز است که می تواند افراد جامعه را نه تنها در یک راه نسبی قرار دهد، بلکه پایه های اقتصادی آن جامعه را که به واسطه فقر سست و ناپایدار شده است ، استوار و مستحکم کند. در گزارش حاضر ابعاد اقتصادی وجود فقر در کشور و راههای مبارزه با آن بررسی شده است . در ادبیات سازمان بهداشت جهانی ، فقر به عنوان کشنده ترین مرض و بیماری شناخته می شود. فقر بیش از هر عامل دیگری زمینه ساز نابودی جامعه و عاملی برای به تباهی کشاندن و هدایت آنها به فساد و فحشاست . در طول چند دهه گذشته ، ایران همچنان مکان نود و هشتم جهان را در توسعه انسانی حفظ کرده است و نتوانسته در میان 170کشور جهان جایگاه مناسبی بیابد. با این که توزیع درآمد تغییر محسوسی نداشته است ، اما به سبب گسترش بیکاری در جامعه ، با فقیرترشدن کل جامعه مواجهیم . در کنار این که هر سال دامنه فقر گسترده تر می شود، شرایطی بوجود آمده است که درآمد کمتر از 110هزار تومان در شهر و 85هزار تومان در روستا حتی پاسخگوی حداقل نیازهای جامعه نیست . براساس توافقات به عمل آمده در سال 1382 ، میزان یارانه پرداختی به رقمی در حدود 13میلیارد دلار خواهد رسید که بروشنی ناکارایی و نابسامانی در سیستم یارانه های پرداختی کشور را نشان می دهد تا ناکافی بودن میزان وجود پرداختی را. یارانه پرداختی نیز به دلیل این که بیشتر به سوی کالاهای مصرفی هدایت می شوند (90درصد) ، بدون شک طبقه غنی و مرفه جامعه را سیراب خواهد کرد و در تخفیف میزان فقر در جامعه نقشی به عهده نخواهد داشت . هر چند عده ای هنوز بر این باورند که قشرهای کم درآمد به سبب این که بدهیهای خویش را در حالت تورمی پرداخت می کنند، از این امر منتفع خواهند شد؛ اما بروشنی می بینیم که در جامعه ایران درآمد درخور توجهی در اختیار این گروه قرار نمی گیرد تا بتواند از این موقعیت استفاده کرده و بدهیهای خویش را پرداخت کنند. بدون شک مبارزه با فقر ضروری است و در کنار این که باید شرایط کارآفرینی و سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال مولد را پایه ریزی کرد؛ باید به بهبود سازماندهی و افزایش کارایی تسهیلات تامین اجتماعی نیز بها داد. درمیان کشورهای جهان که با فقر دست به گریبانند؛ همواره برنامه هایی در این زمینه تدوین شده است ؛ اما جالب این است که کمترین بهایی به برنامه های تنظیم شده داده نشده است و همواره سطح فعالیت ها در این کشورها پایین تر از کشورهای ثروتمند بوده است . فقر موجود در ایران هر چند از نوع مطلق آن نیست ، ولی در میان اقشار مختلف نسبی و گسترده است . پراکندگی خانواده های گرفتار سبب شده است که در بسیاری از موارد هزینه توزیع یارانه ها بیش از میزان کمکهای اعطایی در این زمینه باشد ، در کنار این که بسیاری از مبالغ اختصاص یافته ضایع می شود و به مقصد نمی رسد. فقر نسبی در ایران نه تنها در میان خانواده ها و صاحبان درآمدهای ثابت و پایین ملموس است ، بلکه در بین کارفرمایان و صاحبان سرمایه ها نیز به چشم می خورد. در چنین شرایطی روش مقابله با فقر در ایران ، اصلاح نظام پرداخت ها و پوشش گسترده نظام تامین اجتماعی است که لازمه آن اجرای صحیح سیستم مالیات بردرآمد است که می تواند با تلفیق مالیات های مثبت و منفی ، رنگ بدرنگ فقر را کمرنگ تر کند. بروشنی می بینیم که بحث فقر تنها در کشورهایی که از لحاظ کسب درآمد ملی درسطح پایینی هستند، نمود پیدا می کند و کمتر با این عامل در کشورهای صنعتی دنیا برخورد می کنیم . براساس آمار ارائه شده از سوی بانک مرکزی ، درآمد خانواده های ایرانی در سال 1380 به طور متوسط حدود 31میلیون و 674هزار ریال و هزینه ناخالص خانواده های شهری 35میلیون ریال برآورد شده است . به این ترتیب یک خانواده متوسط ایرانی به طور متوسط با کسری سالیانه ای معادل 330هزار تومان مواجه بوده است . وضعیت توزیع درآمد در کشور ما به گونه ای است که 10درصد ثروتمندترین طبقه جامعه ؛ 30درصد کل مصرف و 10درصد فقیرترین طبقه تنها 5/1 درصد از مصرف را به خود اختصاص داده اند. در کنار این که سطح هزینه ناخالص خانوارهای روستایی 65درصد مناطق شهری است . به عنوان مثال هرچند به سبب افزایش بهای خرید گندم که محصول اغلب روستاییان است و همچنین به سبب سرازیرشدن دلارهای نفتی و افزایش مقطعی درآمدهای نفتی کمتر با فقر مطلق روبه رو بوده ایم ؛ اما با گسترش تورم و افزایش قیمت تمام شده کالاهای تولیدشده کالاهای تولیدی در کشور، با روند روبه گسترش فقر نسبی مواجهیم . در این میان گسترش فقر در بین زنان نیز مقوله درخور توجهی است که در مجامع جهانی از جمله کنفرانس های پکن و نیویورک با اشاره به عواملی از جمله تبعیضات جنسی ؛ عدم رعایت حقوق برابر؛ توزیع نامناسب فرصتهای شغلی ؛ فقدان ناکافی حمایت های مالی و فنی ؛ امکان دسترسی کمتر به منابع سرمایه ؛ نداشتن اطلاعات صحیح و... سعی شده است که با کمک دولتها به بهبود شرایط و کاهش فقر در میان زنان پرداخته شود. پرداخت یارانه هنگامی می تواند موثر باشد که اقشار نیازمند را هدف گرفته و به رفع نیاز این گروه بپردازد و در غیر این صورت در صورتی که همانند شبکه کنونی کشور تنها به کاهش قیمتهای کالاها و خدمات بپردازد، راه به جایی نخواهد برد وباعث وخامت اوضاع خواهد شد. اگر به میزان یارانه پرداختی در سال 76 و 80 نظری بیفکنیم ؛ مشاهده می کنیم که کل یارانه پرداختی از 1/5086 میلیارد ریال به 4/9427 میلیارد ریال افزایش داشته و رشدی معادل 4/11 درصد را به همراه داد؛ اما با وجود این شاهد کاهش فقر در کشور نبوده ایم ، بلکه بعکس گسترش دامنه آن را در تمامی طبقات جامعه شاهدیم . قسمت اعظم یارانه ها به 3دهک بالای جامعه اختصاص داشته است . به طور مثال در سال 1377 با توجه به این که یارانه پرداختی بخش مصرفی 5200میلیارد ریال بوده است ؛ برای کاهش شکاف فقر تنها 3400میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است . در نتیجه این که حجم پایین یارانه پرداختی از یکسو و توزیع نامناسب درآمد از سویی دیگر، سبب افزایش شکاف درآمدی و افزایش مصرف از سوی گروه های مرفه جامعه شده است .

علی اخلاق نجات
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها