در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گمان من، هنگامی دولتها و ملتها میتوانند به خود ببالند که ورزش را ابتدا از دریچه سلامت و تندرستی بنگرند و شمار افرادی را که در سنین مختلف به آن میپردازند، هر روز بالاتر از روز پیش ببرند. پرداختن به ورزش همگانی که سلامت جامعه را تامین میکند و در قانون اساسی کشورمان، به یقین چنین ورزشی باید به رایگان برای عموم تامین شود، کمال آرزوی هر کشور و ملتی و مایه مباهات هر دولتی میتواند باشد.
نگاه به چنین ورزشی که در سازمان تربیت بدنی و دولتهای پس از انقلاب در اولویت قرار گرفته است، میتواند موفقیتی باشد که اگر مستدام بماند و تشریفاتی و تبلیغاتی نباشد، سبب غرور و افتخار است. برنامه پیادهرویهای گروهی در شهرها، اگر هر جمعه ادامه یابد، دوچرخهسواری خرد و کلان در روزهای تعطیل اگر برنامهریزی شود، ایروبیکز، اگر از سالنهای سربسته به پارکها و خیابانها منتقل شود و صدها مورد ورزشهای بومی که در شهرها و روستاها رایج بوده است، اگر دوباره احیا شوند، به مراتب زیباتر و مفیدتر از برق طلا و نقرهای است که فقط بر گردن یک، دو یا چند تن میدرخشند.
با این اوصاف، قهرمانان و پهلوانان اگر با موازین اخلاقی جامعه رشد یابند، الگوها و نمونهها و سرمشقهای خوبی برای جواناناند تا شوق ورزش کردن در آنها بیدار بماند و نگذارد به گمراهیها و تباهیها کشیده شوند.لذا نمیشود ورزش را از باب قهرمانی نادیده گرفت و تلاش برای پروردن قهرمانان و پهلوانان ملی را فرو نهاد. اینجاست که میشود برحسب کسب عناوین، کشورها و ملتها و افراد را در جهان، در قارهها، در یک کشور و بین شهرها مقایسه کرد و تب و تابی اگرچه موقت، حتی در 5 قاره برپا کرد. براین اساس میشود مقایسه کرد (با همه اشکالاتش) که در گذشته و حال ورزش ایران چگونه بوده و هست، یا در آینده چه خواهد بود. یا کجا بودیم، کجا هستیم و کجا خواهیم بود؟
ورزش سیاسی و اقتصادی
صرفنظر از فوائدی که ورزش به سلامت جامعه کمک میکند و میتواند در آموزش و تولید و بهداشت جامعه به یاری دولتها و وزارتخانههای آموزش و پرورش، کار، بهداشت و پزشکی برود و از هزینههای دولت بکاهد، ورزش به طور مستقیم یا غیرمستقیم، ابزاری شده است تا در بعد قهرمانی و بینالمللی به یاری سیاستها و اقتصاد کشورها بشتابد. آمارها نشان میدهد که برگزاری مسابقههای جهانی و المپیکها تا چه حد دولتها را از گرفتاریهای سیاسی و اقتصادی، حتی به شکل موقت نجات داده است که پرداختن به این مساله، خود بحثی دیگر را میطلبد و این استفاده ابزاری نه به سود ورزش است نه به صلاح جامعه.
در سالهای دور، پیش از انقلاب اسلامی ایران و زمانی که در کشور پهناور ایران 30 میلیون نفر میزیستند و میلیونها بشکه نفت صادر میشد و مردم کم و بیش از فروش نفت و دلار ارزان متمتع میشدند و به رغم اختلاف طبقاتی موجود، ورزش همگانی جز در میان طبقات مرفه، جایی نداشت و ورزش قهرمانی در چند فدراسیون خلاصه میشد و بیشتر از همه در کشتی و وزنهبرداری که انفرادی بود و در فوتبال که مورد پسند و اقبال عمومی بود. به تاریخچه ورزش کشورمان در ابعاد بینالمللی که مینگریم، هرچه مدال و افتخار است نصیب قهرمانان ما در این رشتههاست. خوشبختانه یا بدبختانه، در بین کشورهای غرب و عربزبان آسیا هیچ کشوری نبود که قدرت برابری با کشورمان داشته باشد و در شرق آسیا، آقایی ژاپنیها در والیبال و شنا و ژیمناستیک، کره جنوبی در فوتبال یا غیبت چین در صحنههای بینالمللی و ورزشهایی مثل دوومیدانی و پینگپنگ که در شرق آسیا رونق داشت اجازه میداد ایران همیشه در بازیهای آسیایی مدعی مدالهای کشتی، وزنهبرداری و فوتبال باشد. مقایسه قدرتنمایی ورزش ایران در این رشتهها و قهرمانیهای ایران تا حد رقابتهای قارهای، گواه بر این ادعاست که ایران با اندک تلاش و برنامهریزی به این خواستههایش نایل میشد و میزبانی ایران در بازیهای آسیایی 1974 تهران و مقام دوم ایران در آسیا اوج این بلندپروازیهاست که نخست با صرف هزینه کلان، سپس ایجاد امکانات وسیع و تلاش همهجانبه و بسیج عمومی حاصل شد. حضور مجدد چین در صحنههای بینالمللی با شرکت در بازیهای آسیایی تهران و بیداری این غول خفته، نیز توجه عجیب کشورهای عربی غرب آسیا به ورزش که با ولخرجیهایی همراه شده است، همچنین تحمیل یک جنگ 8 ساله که خواه ناخواه وقفههایی در ورزش ایران پدید آورد، سبب شد ورزش ایران نتواند همپای دیگر کشورها به ورزش قهرمانی و توسعه و گسترش زیربنایی و ایجاد امکانات لازم بپردازد. کاری که در سالهای اخیر با اختصاص بودجههایی کلان، شروع شده است.
جنگ و انقلاب اگرچه در همه سطوح حتی ورزش، سبب وقفههایی شد و انحصارهای اقتصادی بر توان مالی مردم اثر گذاشت؛ مسوولان ورزش را نه تنها از ایجاد امکانات جدید بازداشت بلکه موجب شد حتی امکانات قبلی هم از دسترس جوانان ورزشدوست دور بماند و هزینه ورزش روز به روز گران شود. اما مردم، خود به ورزش همگانی روی کردند تا حدی که برای این خواسته عمومی، ناچار باب معاونت ورزشهای همگانی در سازمان تربیت بدنی گشوده شد، نیز برای بالا بردن سرانه ورزش و توسعه بخشیدن به امکانات زیربنایی تلاش شد که هر دو مورد از نقاط مثبت ورزش پس از انقلاب اسلامی است، اما به نظر میرسد در بعد قهرمانی با همه هزینههای سنگین، سفرهای پرخرج، اردوهای برونمرزی و حضور بیوقفه در مسابقههای بینالمللی، جز در چند رشته و به همت روسای فدراسیونها توفیقی نداشتهایم و این بیتردید به خاطر آن است که از کارهای زیربنایی و پشتوانهسازی غافل ماندهایم. در یک کلام، «نقشه راه» را گم کردهایم. «طرح جامع ورزش» که هزینه سنگینی در بر داشت، اگرچه بهزعم رئیس فعلی سازمان تربیت بدنی، کاربردی نبود، به کلی از دستور کار حذف شد و جایگزینی هم پیدا نکرد. اقبال عمومی از بعضی ورزشهای قهرمانی (به هر دلیل) برگشت و نتیجه آن شد که موقعیت کشتی و وزنهبرداری در آسیا به خطر بیفتد و ورزشهای رزمی که پس از انقلاب بشدت و سرعت رشد کرده بود، به دلیل بیتوجهی به پشتوانهها مثل کشتی دچار پسرفت نگرانکننده شد، تا حدی که در پکن، برخلاف همه قولها و وعدهها نتوانستیم به آنچه دلخواه بود دست پیدا کنیم.
با تمام این احوال نباید در والیبال و بسکتبال که نتیجه سیاستگذاری مسوولان فدراسیونش بود، پیشرفتها را نادیده گرفت و توجه به پدیدههای دوومیدانی را که از چشم متصدیان پنهان نماند، نادیده گرفت. نیز درخشش یکی دو تن در تنیس روی میز، که قهرمانان جهانش همه آسیایی هستند، همه و همه نشان میدهد هر جا که اندک توجه و تلاشی صورت گرفته و برنامهای اگرچه کوتاه مدت وجود داشته است، استعدادها درخشیدهاند و در بعد قهرمانی موجب مباهات بودهاند.
طرح «آمایش ورزش» شاید میتوانست ما را از تنگناهای موجود بیرون آورد و سبب شکوفایی در همه ورزشها شود، اما آنچه در حال اجراست و توجه به چند ورزش مدالبگیر و بومی در سطح کشور، راه غلطی است که پیش گرفته شده است. اگر توجه به استعدادهای بومی، بدون اولویتها، ملاک پرورش قرار میگرفت، بیتردید، هم از هزینههای دولت کاسته می شد، هم سریعتر به مقصود میرسید که این بررسی جای بحث و پرداختن دارد و نیاز به مطلبی دیگر.
پرویز زاهدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: