در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«کانون» هدف عمدهاش ساختن فیلم برای جشنوارهها بود و اصولا نگاهی مادی به این هنر صنعت، نداشت و بدین خاطر پروپاقرص جشنوارهها بودند و اصولا معنا و نوع نگاه کانون چیزی در مایههای «ناشنال فیلم کانادا» و یا مکتب زاگرب و امثال اینها بود (برخی از آثار ساخته شده معتبر در کانون:چشم تنگ دنیا دارد، بازگشت، قصههای بازار، آزادی آمریکایی، تبر، کوه جواهر، از طهران تا تهران و تعدادی دیگر بودند).
در صداوسیما البته فضا کاملا برعکس بود، در آنجا نگاه به جشنواره در مراحل بعدی قرار داشت و عمدتا کارهایی ساخته میشد که صرفا برای «آنتن»و دیده شدن به طور عام، منظور اصلی باشد. طبعا سوژههایی تصویب و اجرا میشد که عمدتا از قصههای کهن، متلها، افسانهها و ضربالمثلهای ایرانی، شکل میگرفت.
قصههایی مانند (کدوقلقله زن، وقتی بابا کوچک بود، دویدم و دویدم و سریالهای آموزشی و ساده مانند «خطهای ساده» که آموزش نقاشی بود) و غیره.از نظر کلیت، کارهای کانون به خاطر نوع ساخت و زمان ساخت نامحدودشان، عموما تعداد زیادی را در برنمیگرفت و عمدتا سالی سه الی چهار کار کوتاه چند دقیقهای شامل: «عروسکی، کاتاوت وسل انیمیشن که همان نقاشی روی طلق باشد» ساخته میشد که البته از نظر کیفیت کلا کارهای درخور و ارزندهای بودند که به نوعی میشود گفت، هنرمندان کانون با جدیت و توان هر چه بیشتر، آثارشان را عرضه میکردند، زیرا شورای سختگیرش، به قولی «مو را از ماست میکشید!»
و این باعث رشد و بالندگی هر چه بیشتر هنرمندان این رشته میگردید. در «سیما متاسفانه به خاطر تولید انبوه و بیمحابا، نظارت آنچنانی صورت نمیگرفت و صرفا کمیت در اولویت قرار داشت و به این خاطر هنرمندان سیمایی آن تحرک و پویایی از نظر کیفیت را آنچنان که باید، نداشتند.
دهه دوم یعنی از اوایل دهه هفتاد ناگهان با انقلاب رایانهای، تحول عظیم (چه مثبت از نظر نتیجه نهایی و چه منفی) در انیمیشنسازی ایران صورت پذیرفت که بیشترین اتفاق، سرعت غیرقابل وصفی در ساخت انیمیشن پدید آورد که عملا روش سنتی را به زانو درآورد. دیگر از آن نقاشی روی طلق و نگاتیو و دوربین و لابراتوار خبری نبود و رفتهرفته این اشکال پدیدار شد که اغلب اینماتورها از کارگروهی کناره گرفتند و بجز معدودی شرکتهای خصوصی، دیگران به کار انفرادی همراه با یک دستگاه کامپیوتر و ابزار مربوط به آن مشغول شدند و پیامد این ماجرا ، تولید کارهایی عمدتا ضعیف چه در ساختار و چه از نظر موضوع، نگاه نکرده به آرشیوها راه پیدا کردند و مکانی برای نمایش نیافتند.
اوایل دهه هفتاد، سازمان صدا و سیما به دنبال تصمیمی جدی، سیما فیلم را برای تولید تلهفیلمهای زنده و سریالها و سازمان فرهنگی هنری صبا را برای تولید فیلمهای انیمیشن، در نظر گرفت.
این حرکت باعث نگاهی جدیتر به این رشته با اهمیت هنری گردید. دانشکده صدا و سیما با تلاشی وافر، انیمیشن را آکادمیک کرد و باعث شد نیروهای جوان و پر انرژی به بدنه این هنر صنعت، جذب شوند. دهه 80 به نوعی دوران بالندگی و به بار نشستن این هنر جذاب و افسونی شد.
احمد عربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: