در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گزارشی خواندم هر واحد از این داروی کمیاب حدود 1000 دلار ارز از کشور خارج میکند یعنی بیش از 50 میلیون دلار در سال. در همین فکرها بودم که راننده گفت رسیدیم. به خودم آمدم و گفتم اینجا کجاست؟ که راننده گفت: نیاوران خیابان احمدیزمانی و این همان نشانی دکتر ایرانمنش است که با او قرار ملاقات گذاشتهام. او فوق تخصص خون و پزشک بیماران هموفیلی است و شنیدم که عاشقانه برای درمان بیمارانش تلاش میکند و در حال حاضر پروژهای در دست دارد به نام فاکتور 8.
پیش خودمان باشد فکر میکنم دکتر ایرانمنش به دلیل مشکلی که با همسرش دارد فعلا در خانه پدری زندگی میکند. اما قرار ملاقات من با او برای سردرآوردن از زندگی شخصی او نیست، بلکه در ارتباط با پروژه فاکتور 8 است که خانم دکتر زندگیاش را روی آن گذاشته است تا به نتیجه برسد. من هنوز او را ندیدهام اما شنیدهام که با تمام موانعی که پیش رو دارد مصرانه و با علاقه پروژهاش را پیش میبرد و همین خصوصیت اوست که مرا جذب تهیه این گزارش کرده است.
نمیدانم صدای زنگشان خراب است یا کسی منزل نیست. بعد از لحظهای انتظار صدای مردی مسن با حالتی مهربان میگوید: خانم دکتر منزل نیست اما به زودی میآید. او گفته با خبرنگاری قرار ملاقات دارد بنابراین مرا به خانه دعوت میکند.
پسر بچهای جلوی در میآید و با لبی خندان به من میگوید: با خانم دکتر کار دارید؟ بیایید تو الان مییاد.
داخل منزل منتظر میشوم. چقدر بزرگ است. چه پذیرایی دراندشتی، چه مبلمانی، آنقدر محو خانه و تزئینات داخلی آن شده بودم که متوجه چایی تعارف کردن نشدم.
پدر خانم دکتر میگوید: مائده تا همین کلینیک نزدیک منزل رفته و به زودی برمیگردد.
زنگ در به صدا در میآید فکر میکردم خانم دکتر باشد؛ اما شوهرش سهیل کامیاب پشت در بود، او آمده تا پسرش را با خود ببرد، اما پدربزرگ میگوید: مائده منزل نیست و من هم چنین اجازهای ندارم.
و پدر بچه میگوید: اجازه رو باید قانون و دادگاه بده که قبلا این کار را کرده که یکی دو ساعت علی رو با خودم ببرم.
فرصتی پیش میآید تا با آقا سهیل صحبتی بکنم، او میگوید: در فرهنگ ما مردی که از همسرش جدا شده و حالا به سراغ بچهاش آمده، شاید مرد خشن و منفی به نظر بیاید، حتما شما هم اینطور فکر میکنید. ولی به نظرم عاطفه پدرانه با طلاق از مرد جدا نمیشود و او همچنان پدر است و داستانی که برای من دکتر سهیل کامیاب و دکتر مائده ایرانمنش پیش آمده و میآید میتواند برای یک سریال، داستان جذابی باشد.
پدر بزرگ با نگاهش نوهاش را بدرقه میکند. آهی میکشد و همچنان که به در حیاط خیره شده میگوید: میدونید خانم دکتر میخواد دارویی برای درمان بیماری هموفیلی درست بکند و اینرو هم میدونید که پسر 6 ساله خودش هم دچار همین بیماری است؟
بعد از شنیدن این جمله متوجه شدم که بیماری فرزند، انگیزه مائده ایرانمنش را برای ساختن این دارو بیشتر کرده است.
در این فاصله خانم دکتر میرسد. او آشفته است و لنگانلنگان به سمت ما میآید. ستاره اسکندری که نقش این خانم دکتر را بازی میکند حکایت این آشفتگی را اینگونه بیان میکند که: بعد از تعویض لباس متوجه شدیم که بخشی از لباسم نیاز به اتوی مجدد دارد و به دلیل فرصت اندکی که داشتیم به ناچار لباس را روی تنم اتو کردیم که منجر به سوختگی بخشی از پایم شد و تا الان هم برای پانسمان به بیمارستان مراجعه کرده بودیم.
خب. تا حالا حتما دیگر متوجه شدهاید که من وارد زندگی خصوصی کسی نشده و آنچه برایتان تعریف کردیم ماجرای پشت صحنه سریال فاکتور 8 بود.
واقعا قابل تحسین است کسی که پایش سوخته و به سختی راه میرود اما عاشقانه بهگونهای به سراغ فاکتور 8 میرود که گویی اتفاقی برای او نیفتاده است و شاید این خصلت هنرمندانه ستاره اسکندری است که با علاقه در نقش دکتر مائده ایرانمنش جلوی دوربین محمد افسری به عنوان تصویربردار سریال فاکتور 8 قرار میگیرد.
او با این وضعیت در صحنهای که قرار است با اتومبیلش بیرون برود حساسیت رضا کریمی کارگردان این سریال را درک کرده و برداشتهای مکرر این صحنه ک ه به دلیل صدای اطراف و رفت و آمد اتومبیلهای داخل کوچه ایجاد میشود را تحمل میکند بدون آن که خم به ابرو بیاورد و اگر اخمی هم دارد به خاطر همین سکانس است که باید با عصبانیت درب را بکوبد و سوار بر اتومبیل از صحنه دور شود.
اسکندری میگوید: آقای کریمی جزو معدود کارگردانانی است که باحساسیت بالایی کار را دنبال میکند و یکی از بزرگترین حسنهای او ارتباطش با بازیگر است و همه چیز را براساس تعامل بین خود و بازیگرش پیش میبرد.
او در ادامه میگوید: گروه کاملا حرفهای است و متن خوبی در دست داریم. فضای این سریال با کارهایی که قبلا انجام داده بودم کاملا متفاوت بود؛ فضایی که فعالیتهای پزشکی و آزمایشگاهی دارد و پر از اتفاقات متفاوت و بعضا پلیسی است.
حسن جوهرچی که نقش دکتر سهیل کامیاب را بازی میکند درباره کار با دوست قدیمی خود رضا کریمی میگوید: ما سال 72 در فیلم سینمایی زینت با هم کار کردیم که ایشان آن موقع دستیار کارگردان و برنامهریز بود و دوستی ما تا به امروز ادامه داشته و در این سالها فرصت همکاری دیگری به وجود نیامده و سریال فاکتور 8 شرایط همکاری مجدد را به ما داد و خوشحالم از این که در پروژهای همکاری دارم که هم تهیهکننده حرفهای و خوبی دارد و هم کارگردان آن کاربلد است.
وی درخصوص شخصیت سهیل کامیاب میگوید: موضوع طلاق شاید در ابتدا ذهن مخاطب را به سمتی ببرد که او را منفی تلقی کند، اما از میانه قصه با اتفاقاتی که میافتد چهره کامیاب برای مخاطب تغییر میکند. یعنی کسی که با وجود جدایی از مائده، در سختترین شرایط به کمک او میآید و این بخش شخصیت او برایم جذاب بود. فکر میکنم سهیل کامیاب اگرچه حضور پررنگی در قصه ندارد و به لحاظ فیزیکی او را زیاد نمیبینیم، اما در جایگاهی که هست تاثیرگذار است.
ناصر ممدوح در نقش پدر مائده همان شخصیت آرام و بامتانت مسابقه 101 نفر است، در واقع یکی از پیشکسوتان بخش دوبله میباشد. او در پاسخ به سوالم که چطور بعد از این همه سال کار دوبله به تلویزیون روی آورده میگوید: من به تلویزیون روی نیاوردم بلکه روی دستم گذاشتند وگرنه خودم کار دوبله را ترجیح میدهم. از سه چهار سال پیش که آقای داریوش فرهنگ مرا برای بازی در سریال راه شب انتخاب کرد پایم به تلویزیون باز شد. وی در ادامه میگوید: به دلیل مشغله و این که مسابقه 101 نفر تمام وقتم را گرفته مدتی است که به کار دوبله نرسیدهام.
کریمی که بعد از گرفتن یکی دو سکانس فراغت پیدا میکند زمان مناسبی برای گفتگو به وجود میآید. سردی هوا ما را به سمت بخاری هدایت میکند و در این فاصله با گرمی از داستان سریال برایم توضیح میدهد. او این سریال را در 21 قسمت 45 دقیقهای برای شبکه اول سیما آماده میکند و معتقد است شاید به دلیل پرداختن به موضوعی که به گونهای ملی و دستاورد 30 ساله انقلاب محسوب میشود مسوولان تصمیم گرفتند آن را در نوبت پخش سریالهای سیامین سالگرد انقلاب قرار دهند. وی دو چیز را مهم میداند تا اثری به خوبی تولید شود، اول این که قصهای با فضای مناسب در اختیار داشته باشد و دومی شرایط ایجاد تولید که در اختیار تهیهکننده است و من در این سریال با هر دو خصوصیت همراه بودم اول این که فضای قصه را پسندیدم و فکر میکنم که حرف تازهای برای گفتن دارد و هم این که رضا جودی با فراهم کردن امکانات مورد نیاز شرایط تولید خوبی برای تهیه سریال به وجود آورده است.
دیگر عواملی که رضا کریمی را در این پروژه یاری کردند عبارتند از دستیار کارگردان و برنامهریز: مهدی گلستانه، منشی صحنه: مرجان تاجیک، نویسندگان: فیاض موسوی، سینا وزیری، مهرداد نیکنام، بازنویسی نهایی: رضا مقصودی، طراح گریم: مجید اسکندری، مدیر تولید: شهاب علیبخشی، صدابردار: جواد مقدس، بازیگران: ستاره اسکندری، حسن جوهرچی، ناصر ممدوح، ایرج راد، پژمان بازغی، دکتر قطبالدین صادقی، لادن طباطبایی، هومن برقنورد و... .
بهناز وفایی وحدت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: