گفتگو با امیر شاپورزاده لژیونر ایرانی مقیم آلمان:

امیدوارم دوباره به تیم ملی دعوت شوم

دوباره بین او و تیم ملی فاصله‌ای افتاده است. پس از مدت ها دوری، امیر شاپورزاده به تیم ملی راه یافت، اما یک بدشانسی دوباره همه چیز را برایش به نقطه صفر بازگرداند: مصدومیت. «اگر آسیب نمی‌دیدم شاید الان دوباره در لیست علی دایی بودم.»
کد خبر: ۲۳۲۵۵۲
حرف از بازیکنی است که پس از سال‌ها بازی در سطح فوتبال آلمان توسط علی دایی به تیم ملی اول ایران دعوت شد.

پیش از این تنها یک بار دیگر پیراهن ایران را تن کرده بود، آن‌هم پیراهن تیم «ب» را؛ ولی دایی تاریخ را عوض کرد و امیر شاپورزاده را به تیم اصلی فراخواند: «مهم‌ترین اتفاق زندگی فوتبالی‌ام بود. خیلی دوست داشتم تداوم داشته باشد، ولی ظاهرا دیگر خیلی روی من نظر ندارند.»

امیر شاپورزاده همان بازیکنی است که فوتبالش را از تیم‌های گمنام آلمانی شروع کرد و بعد توانست به بوندسلیگای یک برسد. او در فصل گذشته پیراهن تیم هانزارستوک را تن کرد و چند بازی در بوندسلیگای یک انجام داد؛ اما با سقوط این تیم تصمیم به جدایی گرفت و الان در شهری بازی می‌کند که مهدی مهدوی کیا هم همان‌جا مشغول است: «بله در فرانکفورت هستم. تیم فا.اس.فاو فرانکفورت در دسته 2 آلمان.»

او در این تیم قصد دارد دوباره شرایط گذشته را به دست بیاورد: «می‌خواهم آماده‌تر شوم و دوباره به بوندسلیگای یک برسم.» هدفی که خیلی مطمئن است می‌تواند به آن برسد. او 26 ساله است و فکر می‌کند راه نسبتا زیادی را در پیش دارد. امیر این روزها به آینده خیلی امیدوار است: «در تیم جا افتاده ام و در تعطیلات هم خوب کار کردم.»

فرانکفورت در تعطیلات به ترکیه رفت و در حال حاضر دوباره به آلمان بازگشته: «اردوی خیلی خوبی در ترکیه داشتیم و چند بازی دوستانه هم انجام دادیم. برای شروع بازی‌های نیم فصل دوم آماده هستیم.» آنها راه خیلی سختی در پیش دارند.

در حال حاضر تیم قعر نشین جدول هستند و دارند به دسته 2 سقوط می‌کنند: «ما بازیکنان خیلی خوبی در اختیار داریم، اما نمی‌دانم چرا بد نتیجه می‌گیریم. مشکل تیم ناهماهنگی بود که الان تا حدود زیادی این مشکل برطرف شده.» گفتگو با امیر شاپورزاده، بازیکن ایرانی لیگ آلمان به اینجا ختم نشد. به تیم ملی کشیده شد و این‌که فکر می‌کند چرا دیگر دعوت نشده.

*‌*‌*‌

خب، پس از این‌که از تیم ملی جدا شدی دیگر کسی با تو تماس نگرفت؟ اصلا قرار بود کسی به تو زنگ بزند؟

بله، قرار بود تماس بگیرند، اما دیگر هیچ خبری نشد. کسی با من تماس نگرفت من هم دیگر به کسی زنگ نزدم.

وقتی داشتی به آلمان برمی گشتی با دایی حرفی زدی؟

با هم حرف زدیم. به او گفتم آسیب‌دیدگی اجازه نداد خیلی خوب برای تیم ملی کار کنم. خودش این مساله را خیلی خوب درک می‌کرد. به خاطر همین مصدومیت بود که مجبور شدم کمی زودتر برگردم آلمان. دایی گفت حتما با تو تماس می‌گیرم. این شانس را داری که در تیم ملی دوباره بازی کنی. من خیلی منتظر ماندم ایشان به من زنگ بزند، ولی خبری نشد. فکر می‌کنم بدشانسی عامل اصلی جدایی من از تیم ملی بود.

یعنی مصدومیت؟

دقیقا. اگر مصدوم نمی‌شدم الان وضعیت این‌طوری نبود. در سه چهار روز اول برای تیم ملی خیلی خوب تمرین کردم. متاسفانه در جریان یکی از تمرین‌ها بدون این‌که با کسی برخورد کنم مصدوم شدم. نتوانستم دیگر درست و حسابی با تیم تمرین کنم. همان وقت یادم است که فیرات، مربی تیم ملی مصاحبه کرد و گفت امیر در چند جلسه اول تمرین خیلی خوب بوده و انتظارات ما را برآورده کرده است. متاسفانه وقتی آسیب دیدم همه چیز به هم خورد. خیلی درد داشتم.

فکر می‌کنی حقت بود که دوباره دعوت شوی؟

به نظر من حتما یک فرقی بین بازیکنی که اینجا بازی می‌کند و بازیکنی که در لیگ ایران است، وجود دارد. فوتبال آلمان خیلی خوب است و جزو چند لیگ برتر دنیا محسوب می‌شود. اینجا مربیان خیلی به تاکتیک اهمیت می‌دهند، اما به نظر من در ایران تاکتیک خیلی معنا ندارد و مربیان به آن اهمیتی نمی‌دهند. من در فوتبالی کار کردم که برتری زیادی نسبت به ایران دارد. با این‌همه خیلی اعتراض ندارم. چون مربی تیم ملی می‌گوید چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. فکر می‌کنم درایران پارتی بازی زیاد است.

یعنی هر کی پارتی داشته باشد دعوت می‌شود؟

البته در مورد همه این‌طوری نیست. اگر من یک پارتی داشتم فکر می‌کنم الان هم دعوت می‌شدم.

خودت این مساله را احساس کردی؟ یعنی در برخوردی این را متوجه شدی؟

راستش در ایران که بودم همه با من خیلی خوب برخورد کردند. فکر کنم تجربه خیلی خوبی بود. الان هم دوست ندارم فکر کنم دیگر تیم ملی تمام شده. امیدوارم یک روز دوباره دعوت شوم.

چه شد که تصمیم گرفتی از هانزارستوک جدا شوی و به لیگ دسته 2 بروی؟

البته تیم هانزا هم سقوط کرد؛ یعنی خیلی فرق نمی‌کرد که در این تیم بمانم یا نه. وقتی از تیم ملی برگشتم با مربی خیلی حرف زدم. گفتم دیگر دوست ندارم در این تیم بازی کنم، چون تیم سقوط کرده بود خیلی از بازیکنان از تیم جدا شدند و مربی اصرار داشت من بمانم. می‌خواستم یک تجربه جدید دیگر داشته باشم. این بود که از هانزا جدا شدم.

و چه شد که به تیم فا.اس.فاو فرانکفورت رفتی؟

با مربی این تیم حرف زدم. پیشنهاد خوبی دادند و دیدم بهتر از این تیم نیست.

حدس نمی‌زدی فرانکفورت اینقدر ضعیف باشد؟

اصلا. فکر کردم یکی از تیم‌های خوب بوندسلیگای 2 است. هر چه از لیگ گذشته دیدم این تیم ضعیف‌تر می‌شود. با این‌که بازیکنان خوبی داریم ولی بد نتیجه گرفتیم. الان 4 ، 5 بازیکن در تیم هستند که سابقه بازی در بوندسلیگای یک را دارند. الان در قعر جدول هستیم وباید در نیم فصل دوم امتیاز از دست ندهیم. خوشبختانه چند تیم در ته جدول هستند که تنها یکی دو امتیاز از ما بیشتر دارند. اگر چند نتیجه خوب بگیریم می‌توانیم از قعر جدول فاصله بگیریم.

وضعیت خودت در این تیم چطور است؟

6 ، 7 بازی اول جالب نبود. تازه به تیم آمده بودم و زمان می‌خواستم تا جا بیفتم. رفته رفته بهتر شدم. یک گل زدم و 2 پاس گل دادم. الان مربی از کارم راضی است. برای نیم فصل دوم سعی می‌کنم خیلی بهتر کار کنم.

سعید اکبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها