در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از این تماس، ماموران انتظامی استان تهران به محل حادثه اعزام و با هماهنگی قضایی وارد منزل شدند و مشاهده کردند پسر 9 سالهای به نام کامران بشدت از سوی پدرش شکنجه و بیهوش در یکی از اتاقهای منزل رها شده است.
قاضی علی اشرف ادامه داد: ماموران پدر سنگدل را دستگیر و به مرکز پلیس منتقل کردند و کودک آسیبدیده نیز برای درمان به بیمارستان منتقل شد و با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات یافت.
پزشکان هنگام بررسی وضعیت جسمی کامران، روی بدن وی آثار کبودی مشاهده کردند که نشان میداد این کودک بارها مورد شکنجه قرار گرفته است. با گزارش این موضوع به اداره پلیس، با هماهنگی قضایی، کامران پس از بهبود نسبی به یکی از مراکز بهزیستی کرج به نام نجات تحویل داده شد. پدر سنگدل نیز روز گذشته در بازجوییهای پلیسی به شکنجه کامران اعتراف کرد.
گفتگو با کودک آسیبدیده
به دنبال این حادثه خبرنگار ما گفتگویی با کامران - کودک آسیبدیده - انجام داده است که در پی میآید.
چند سال داری؟
9 سال
چه مدتی است با پدرت زندگی میکنی؟
وقتی یک ساله بودم، مادرم به خاطر اعتیاد پدرم از او جدا شد و سرپرستی مرا به عهده گرفت؛ اما پس از مدتی با مردی ازدواج کرد و نگهداری من به مادر بزرگم که در محله فردیس کرج زندگی میکرد، سپرده شد. از یک سال قبل به خاطر مشکلاتی که برای خانواده مادربزرگم به وجود آمد، آنها قادر به نگهداری من نشدند و بناچار من از سال گذشته نزد پدرم رفتم و با او و همسر دومش زندگی کردم.
از چه زمانی شکنجه پدرت شروع شد؟
از اولین روزی که پا به خانه پدرم گذاشتم، بدرفتاریهایش با من شروع شد و هر روز مرا با کمربند کتک میزد و از مدرسه که به خانه میآمدم تا صبح مرا در اتاقم زندانی میکرد و هر وقت نامادریام، قصد کمک به من را داشت، پدرم او را هم کتک میزد و اجازه دخالت به او نمیداد. اجازه نداشتم با مادرم تلفنی صحبت یا او را ملاقات کنم. پدرم مرا تهدید میکرد اگر ماجرا را به مادرم یا همسایهها یا حتی همکلاسی هایم اطلاع دهم، مرا به قتل میرساند. از ترس جانم ماجرا را برای کسی بازگو نمیکردم، تا بیش از این مرا شکنجه نکند.
چطور راز شکنجههای پدرت فاش شد؟
وقتی با صورت کبود به مدرسه میرفتم و معلمان از ماجرا میپرسیدند، از ترس جانم میگفتم هنگام بازی فوتبال آسیب دیدهام تا عاقبت چند هفته پیش وقتی با صورت کبود شده به مدرسه رفتم، معلم مدرسه به ماجرا مشکوک شد و چندین بار درخصوص ماجرا از من سوال کرد تا عاقبت گریهکنان گفتم که پدرم هر روز مرا شکنجه میکند تا از این طریق از مادرم انتقام بگیرد. معلم مدرسه با شنیدن این حرفها خواست از پدرم شکایت کند که ملتمسانه از او خواستم، برای نجات جان من، از شکایت صرفنظر کند. بعد از آن روز شکنجههای پدرم ادامه داشت تا این که روز حادثه او مرا بشدت کتک زد که با فریاد از همسایه کمک میخواستم، اما پدرم به من حملهور شد و پس از کتک زدن دوباره با کمربند، قصد جانم را کرد که چشمانم سیاهی رفت و دیگر چیزی نفهمیدم.
اکنون چه احساسی داری؟
میخواهم پدرم را زندانی کنند و اجازه ندهند مرا ببیند تا دوباره کتکم بزند، اگر او آزاد شود، مرا به قتل میرساند.
بنابراین گزارش، پدر سنگدل با قرار بازداشت موقت از سوی قاضی علی اشرف معاون دادستان کرج روانه زندان رجاییشهر کرج شد. تحقیقات تکمیلی از وی و نامادری کامران برای فاش شدن ابعاد مختلف پرونده ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: