در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شامگاه پنجشنبه، وقتی پای نمایش شکار روباه به کارگردانی دکتر علی رفیعی نشستم، اولین تصویری که در ذهنم نقش بست، همان تمثال کذایی آقامحمدخان قاجار بود. رفیعی در اثر خود، به بازگویی زندگی آغا محمدخان میپردازد، اما به جای آن که به او بتازد، تمثال دیکتاتوری مفلوک خان قاجار را به نمایش درمیآورد و مورد نقد قرار میدهد.
شکار روباه را به دلیل مضمون، موضوع و نمایشنامه خلاقانهاش، باید از بهترین آثار نمایشی کشور در سال 1387 دانست. رفیعی بی آن که ما را از آغامحمدخان منزجر و متنفر سازد، ماجراها و وقایع را به گونهای پشت سر هم میچیند که تماشاگر تمام نفرت و انزجار خود را در پایان متوجه دیکتاتوری و نه دیکتاتور میسازد. در نمایش شکار روباه، خان قاجار هم با وجود تمام خشونتهایش، به عنوان یک قربانی معرفی میشود؛ کسی که براثر ظلم رفته بر او، تمام خصلتهای انسانی را به فراموشی میسپارد. بیسبب نیست که کارگردان نمایش هم تا پایان ماجرا، شخصیت نوجوانی آغامحمد را بر روی صحنه نگاه میدارد. علی رفیعی در حوزه اجرای اثرش نیز، حرفهای تازهای در تئاتر ایران برای گفتن دارد. ماجراهای این نمایش در فضای یک دستشویی عمومی میگذرد و زنی که مسئول پاک کردن در و دیوارها از کثیفیهاست، در نقش راوی هم ظاهر میشود.
دستشویی عمومی جایی است که در آن مردم میآیند و میروند و مکانی برای ماندن نیست، درست مثل تاریخ سلاطین و جباران جهان که همه در وقت کوچکی در آن فرصت جنایت یافتهاند و کارنامهای سیاه و کثیف از خود به جای گذاشتهاند.
نمایش شکار روباه اگرچه به دلیل طولانی شدن بدون دلیل زمان اجرا، دکور ناقص و تپقزدنهای بازیگران دچار ضعفهایی بود، اما به یقین در اجرای عمومیاش با رفع نواقص و کاستیها، حرفهای زیادی برای گفتن خواهد داشت و ماهم درباره آن بسیار خواهیم نوشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: