با محمد کرمی راد عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی

اقبال‌مردم‌با‌اصولگرایان‌است

حدود 5 ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم مانده و در این میان صحبت از کاندیداتوری کسانی است که اگرچه همیشه نام آنها برای هر انتخاباتی آمده اما این بار به صورت جدی مطرح می‌شوند.احتمال حضور میرحسین موسوی بعد از 2 دوره نخست‌وزیری در دوران جنگ و کنار کشیدن وی از پست مدیریتی طی 20 سال گذشته ، تعجب بسیاری از سیاسیون را به دنبال داشته است.
کد خبر: ۲۳۱۳۹۶
محمد کرمی‌راد ، عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم شورای اسلامی ، به عنوان یکی از اعضای فراکسیون اصولگرای مجلس، حضور میرحسین را در داغ شدن تنور انتخابات موثر می‌داند.

نماینده کرمانشاه در گفتگو با روزنامه «جام‌جم» علاوه بر مسائل و محورهای انتخاباتی به مباحثی چون توان نظامی ایران، وضعیت خاورمیانه و مسائل غزه و حضور اوباما در مقام ریاست‌جمهوری جدید آمریکا پرداخته است.

کرمی‌راد یکی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است که زمان جنگ فرماندهی تیپ 114 و لشکر 11 امیرالمومنین را برعهده داشته است.

حضور آقای میرحسین موسوی در انتخابات آتی ریاست جمهوری ظاهرا رسمیت یافته اما میرحسین و خاتمی درباره حضور قطعی خودشان دائم امروز و فردا می‌کنند. نظر اصولگرایان و شما در این زمینه چیست؟

مزاحی می‌کنم. باید بگویم عادت آقای خاتمی همین حرف‌هاست، یعنی ناز می‌کند و شرط می‌گذارد و امروز و فردا می‌کند.به عقیده من انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری براساس آنچه پیش‌بینی می‌شود، قطعا انتخابات پرمشارکتی از سوی مردم خواهد بود و رقابت‌ها نیز باتوجه به حضور کاندیداها مثبت است و امیدواریم به دور از تخریب هرکدام از نامزدها، دیدگاه‌ها بیان شود.البته در دوره‌های گذشته بحث حضور میرحسین موسوی که شخصیتی ارزشمند است، مطرح بود اما هیچ‌گاه ایشان حاضر نمی‌شد وارد این عرصه شود.این که پشت پرده این قضایا چه اتفاقی افتاده و آقای خاتمی یا اصلاح‌طلبان چه صحبتی کردند خیلی از جزییات مشخص نیست اما آنچه روشن است با حضور ایشان تنور انتخابات داغ خواهد شد.

اساسا حضور قوی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در انتخابات نیازمند انسجام و وحدت هر کدام از این دو گروه است که بتواند حرف اول و آخر را بزنند یعنی برای برنده شدن در جبهه‌ای که حضور دارند، نیازمند وفاق ملی و توافق کلی هستند.

به نظر من اصولگرایان باید به این نتیجه برسند که بعد از بحث‌های کارشناسی دقیق و پس از جمع شدن همه گروه‌های اصولگرا، تصمیمات خود را به گونه‌ای ترسیم کنند که در دور اول برای خودشان تعیین سرنوشت کرده باشند.

برای اصولگرایان حائز اهمیت است که دوره دهم هم دوره خاص و پیروزی آنها باشد در این دوره انتخابات برآورد داریم که از اصولگرایان چه شخص احمدی‌نژاد و یا هر شخص دیگری انتخاب شود اقبال مردم با اصولگرایان خواهد بود.

امیدوارم اصولگرایان به این نتیجه قاطع برسند که دست از این اصولگرایی برندارند و همان‌طور که تاکنون در عمل نشان داده‌اند، با ارائه خدمات ارزنده‌ای که برای انقلاب لازم است، کام مردم را شیرین‌تر کنند.

تعبیر اصولگرایان از این جمله چیست؛ میرحسین می‌آید یا نه؟

براساس رویه قبلی و آنچه از گذشته در مسائل رسانه‌ای دیدیم، در یک مقطع ایشان مطرح شده، اما در عمل و در واقع تکذیب کردند و وارد این عرصه نشدند. البته قطعا حضور میرحسین در انتخابات، رقابت را جدی خواهد کرد و میزان مشارکت مردم بالا خواهد بود.

اگر میرحسین موسوی واقعا بپذیرند، قطعا یکی از مهم‌ترین رقبای سالم جبهه اصلاح‌طلبان در مقابل اصولگرایان خواهد بود.

سفرهای اخیر سیدمحمد خاتمی به شهرهای مختلف آغاز شده و در این سفرها تعریف‌های زیادی از میرحسین می‌شود. نظر شما در این خصوص چیست؟

خاتمی در این سفرها بیشتر به دنبال اثبات خود است؛ یعنی این که قصد دارند میرحسین را در جبهه اصلاح‌طلبان بیاورند و بعد هم ایشان را مطرح کنند تا در آینده اگر میرحسین نخواست وارد شود، نشان داده شود که به وی احترام گذاشته شده است. قطعا این سفرها تبلیغاتی و برای حضور شخص خاتمی است.

این سفرها بیشتر جنبه تبلیغاتی و روانی دارد مگر این که در بین اصلاح‌طلبان اختلافی وجود داشته که آقای کروبی، میرحسین و خاتمی هر کدام به صورت جداگانه بخواهند بیایند. بالاخره اصلاح‌طلبان باید تکلیف خود را روشن کنند تا کسانی که طرفدارشان هستند بررسی‌های خود را انجام دهند.

در این وضعیت و با حضور آقای موسوی، اصولگرایان چه تصمیمی برای انتخابات آینده دارند؟

از زمان نخست‌وزیری میرحسین سال‌های سال گذشته است و نسل جدیدی که آمده نیازمند اطلاعات جدید است. از طرفی اگر میرحسین موسوی به این عرصه ورود نکند، ما در عرصه رقابت یک صحنه تکراری در بین اصلاح‌طلبان خواهیم داشت.

کما این که در گذشته هم آقای کروبی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی بودند و امتحان و آزمایش خود را پس دادند، ولی مردم رویکردشان به اصولگرایان بوده است. تصور من این است مردم 8 سال خاتمی و هاشمی و البته 4 دوره هم اصولگرایان را امتحان کرده‌اند و برابر شواهد و قرائنی که وجود دارد قطعا دوره ریاست جمهوری آینده را به دست اصولگرایان خواهند سپرد.

برخی تحلیل می‌کنند که ورود میرحسین در انتخابات می‌تواند شکافی در جبهه اصولگرایان باشد. آیا این‌طور خواهد بود؟

اصولگراها اگر پذیرفته باشند که اصولگرا هستند به هر حال تصمیم لازم را اتخاذ خواهند کرد؛ اما اگر بگوییم هواداران و طرفداران و کسانی که اقبالی نسبت به اصولگرایی دارند، برایشان علی‌السویه است که آدمی ارزشی مثل میرحسین موسوی بیاید یا کس دیگری، اما کسانی که مشی، مرام و اعتقادشان بر اصولگرایی است قطعا دیگر سراغ اصلاح‌طلبان نمی‌روند؛ چون به هر حال میرحسین کاندیدای یک طرف خواهد بود.

در جبهه اصولگرایان کاندیدا و اجماع به روی چه شخصی است؟ با توجه به چند شاخه شدن این جبهه آیا یک کاندیدای واحد را خواهیم دید؟

اصولگرایان در مجموع به یک جمع‌بندی و وحدت خواهند رسید. کافی است دور هم جمع شوند و با ارائه نظراتشان بحث‌های کارشناسی دقیق درباره موضوعات داشته باشند.

این که برخی بحث عبور از احمدی‌نژاد را مطرح می‌کنند، این مباحث بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. نگاه اصولگرایان قطعا به نگاه کلام پرمغز و پرمعنای مقام والای ولایت است. وقتی ایشان می‌گویند که شاه سلطان حسین‌ها می‌آیند و ملت قوی را ضعیف می‌کنند، این برای همه کسانی که اهل فن هستند و حتی آدم‌های عادی قابل درک است که نباید گذاشت عنان اختیار یک کشور به دست هر رئیس‌جمهوری داده شود.

به هر حال اشارات رهبری برای ما اصولگرایان به عنوان نصب‌العین و کلامی که از آن بهره کافی را می‌بریم، این است که ما فکر می‌کنیم باید افرادی بر سر کار آیند که خصوصیات آنها از سوی رهبر معظم انقلاب مشخص شده است.

در مجموع فکر می‌کنم برای اصولگرایان رسیدن به یک نقطه مشترک، کار سختی نیست حتی اگر 2 یا 3 کاندیدا هم داشته باشند. قطعا در زمان نهایی اصولگرایان تصمیم قطعی خود را خواهند گرفت.

آیا در حال حاضر، اصولگرایان به کاندیدای واحدی رسیده‌اند؟

در حال حاضر خیر، اما آنچه مسلم است آقای احمدی‌نژاد یکی از کاندیداهای قطعی اصولگرایان خواهد بود.

البته دیگرانی هم وجود دارند مثل آقای جهرمی (وزیر کار)‌ و احتمالا‌ آقای قالیباف و آقای پورمحمدی هم حضور خواهند یافت.

آیا شکافی در میان اصولگرایان دیده می‌شود؟

هیچ شکافی در میان و عنوان اصولگرایی وجود ندارد، اما دیدگاه‌ها و نظرات متفاوت وجود دارد.

درباره مذاکره با امریکا فصل‌الخطابی داریم که آن را رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کنند

قطعا در جبهه اصولگرایان، دیدگاه‌های متفاوتی هست و اصلا وقتی نام جبهه می‌آید به این دلیل است که گروه‌های مختلفی دست به دست هم داده‌اند.

در اصل اصول، شکافی وجود ندارد، ولی در فروع و روش‌ها و بحث‌های داخلی، دیدگاه‌های متفاوت دیده می‌شود.

با توجه به این که شما یکی از فرماندهان سپاه بودید، قدرت نظامی کشور را در مقابله با دشمن چگونه ارزیابی می‌کنید؟

باید ادعا کنیم که در منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج‌فارس قدرت بلامنازعی به لحاظ تجهیزات، امکانات، نیروی انسانی خلاق، مبتکر، مومن، جنگ‌دیده ، کارآمد و کارکشته داریم.

ایران با کسب تجربه 8 سال دفاع مقدس در مقابل ارتشی که از سوی قدرت‌های شرق و غرب حمایت می‌شد ، توانست بدون حمایت هیچ کشور بزرگی و با تکیه بر توان داخلی به یکی از قدرت‌های موشکی قوی در خاورمیانه تبدیل شود.

به گفته شما و بسیاری از مسوولان، ایران به عنوان قدرت اول منطقه شناخته شده آیا ایران نیازی به سلاح هسته‌ای دارد؟

با توجه به اعلام مراجع عظام، رهبر معظم انقلاب و مسوولان، ایران به دنبال مساله‌ای به نام سلاح هسته‌ای نبوده و نخواهد بود. ما داشتن سلاح هسته‌ای را محکوم می‌کنیم و سلاح و جنگ‌افزاری که با مساله بشریت مواجه بوده و انسان‌های بی‌گناه را از بین ببرد، از نظر ایران محکوم است.اما به لحاظ داشتن سلاح‌های موشکی دوربرد چون ما دشمنان فرامنطقه‌ای داریم، طبیعتا خودمان را مجهز کرده‌ایم تا اگر کوچک‌ترین تعرضی علیه ایران از سوی قدرت‌های پوشالی که گاهی تهدیدهایی می‌کنند، صورت گیرد تا بلافاصله با مقابله به مثل، از خودمان دفاع کنیم.

چون استراتژی جمهوری اسلامی، سیاست دفاعی است و اساسا در زمان غیبت امام عصر، جهاد، جهاد دفاعی خواهد بود، بنابراین بر اساس این راهبرد، دنبال نوع سلاح‌های مخرب هسته‌ای و میکروبی نیستیم و آن را محکوم می‌کنیم.

با روی کار آمدن اوباما، فکر می‌کنید تحولی در سیاست‌های آمریکا بویژه در خاورمیانه و غزه صورت گیرد؟

از یک منظر دولت بوش دستاوردی در 8 سال گذشته نداشته بویژه سیاست‌های غلط وی در خاورمیانه در مبحث فلسطین و حفظ منافع اسرائیل هیچ‌کدام تحقق پیدا نکرد و این سیاست‌ها در حالی است که دولت بوش، اوباما را در مقابل یک عمل انجام شده در بحث خاورمیانه و فلسطین و حیات اسرائیل قرار داده است.

بنابراین باید ببینیم حنایی که گرفته‌اند چقدر رنگش به دست اوباما می‌نشیند.

آیا سیاست‌های اوباما ادامه دهنده سیاست‌های بوش خواهد بود؟

در طول تاریخ آمریکا این مساله روشن وجود دارد که سیاست‌های کلان و راهبردهای اساسی، بین دموکرات‌ها و جمهوریخواهان یکی است و اختلافی در بین آنها وجود ندارد، اما در بحث روش‌ها و تاکتیک‌ها خط‌مشی‌های آنها متفاوت است. آقای بوش و هیات همراهش شمشیر را از رو می‌بستند و معروف به عملیاتی عمل کردن بودند، اما دموکرات‌ها در طول تاریخ ثابت کردند که نگاه با پنبه سر بریدن و پیگیری مسائل از زاویه سازمان ملل را دنبال می‌کنند.

در مجموع باید گفت که اینها سر و ته یک کرباسند و تنها شعارهای آنهاست که عوض می‌شود، اما به هر حال اوباما باید ثابت کند که شعارهایش عینی و عملی است و اگر اقدامی کرده ما هم آن را دیدیم، آن وقت است که شاید بتوان اطمینان کرد.

اوباما در موضعگیری‌های خود اعلام کرده که علاقه‌مند به مذاکره با ایران است، آیا طرف ایرانی هم سیاستی در این زمینه دارد؟

درباره مذاکره طبیعتا و قبل از هر چیز فصل‌الخطابی داریم که آن را رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کنند، بنابراین هر چه باید گفته شود از نگاه ایشان باید بیان گردد.

البته مسوولان و رهبری هم فرموده‌اند که مساله ما با آمریکا فقط مساله سیاسی نیست در بحث دخالت‌های آمریکا در ایران و جنایت‌‌ها بحث خیلی ریشه‌دارتر است.

به هر حال آمریکایی‌ها باید ثابت کنند که نیت خیرخواهانه و آمادگی دارند که خطاها و اشکالات گذشته را جبران کنند، چرا که بخش زیادی از منابع مالی ما هنوز از طرف آمریکا مسدود شده است که این پول متعلق به ملت ایران است.

دخالت‌های آمریکا در بحث تحریک ضد انقلاب داخلی، دخالت در جنگ عراق علیه ایران بخصوص در مساله خلیج فارس و منهدم کردن هواپیمای مسافربری ایرانی از مسائلی است که باید حل شود.

مذاکره یک پیش‌زمینه و مقدمه می‌خواهد که برای آن باید یک رویه دیده شود. البته تصمیم اول و آخر باید از سوی رهبر معظم انقلاب اتخاذ شود.

فاطمه امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها