گفتگو با حسین سهیلی‌زاده، کارگردان سریال آخرین دعوت

قدرت‌طلبی یا ‌آزادگی؛ ‌مساله ‌این‌ است...

آخرین قسمت سریال آخرین دعوت امشب به پایان می‌رسد. سریالی که با محور قرار دادن شعار «یا لیتنا کنا معک»؛ ای کاش در رکابت بودیم، جاه‌طلبی و قدرت‌خواهی انسان‌ها را در دوره‌های مختلف تاریخ به نمایش گذاشت و نشان داد که تمایل آدمیزاد به قدرت چنان زیاد است که او را وادار می‌کند از قول‌های خود چشم بپوشد و تعهدات خود را فراموش کند. امام حسین(ع) زمانی که با یزید بیعت نکرد 70 هزار نامه از مردم کوفه دریافت کرد که در رکابت خواهیم بود اما وعده‌های ابن زیاد باعث شد آنها نامه‌های خود را فراموش کنند و به قدرتی بیندیشند که ابن زیاد به آنها وعده داده بود. امروز هم وعده‌های زیادی به گوش می‌رسد اما معلوم نیست از میان افرادی که آرزو می‌کنند ای کاش در رکابش بودند چند نفر روی حرف خود بمانند. حسین سهیلی‌زاده کارگردان سریال آخرین دعوت سال گذشته با محور قرار دادن شعار ای کاش در رکابت بودیم تصمیم گرفت یکی از چالش‌های مهم سیاسی امروز را که می‌توان لقب قدرت‌طلبی به آن داد به تصویرکشد و با مرتبط کردن آن با وقایع محرم و شهادت امام حسین(ع) نشان دهد که عدالت و آزادگی در تمام دوران‌ها می‌تواند در سایه قدرت قرار گیرد. با سهیلی‌زاده به گفتگو نشستیم تا بیشتر از دغدغه‌هایی که او را به سمت کارگردانی آثار سیاسی ‌ مذهبی سوق می‌دهد آشنا شویم.
کد خبر: ۲۳۱۲۸۱

حسین سهیلی‌زاده یکی از کارگردانان پر کار تلویزیون است که با استفاده از سوژه‌های مختلف، سریال‌های گوناگونی را کارگردانی می‌کند. کمی از علایق خودتان و موضوعاتی که دوست دارید آنها را به سریال تبدیل کنید برایمان بگویید؟

یکی از نکاتی که برای من در ساخت سریال اهمیت دارد، فیلمنامه است. قطعا اگر کارگردانی فیلمنامه‌های تکراری را کار کند، خودش را تکرار کرده است به همین سبب تنوع سوژه برایم مهم است و تنوع‌گرایی را دوست دارم.

شما با ساخت سریالی مانند «آخرین گناه» به گفته خودتان به تجربیات زیادی در زمینه تروکاژ‌های رایانه‌ای دست پیدا کردید، اما زمانی که این گونه را ادامه نمی‌دهید، تجربیات شما هم در این زمینه عملی نمی‌شود.

همیشه دوست داشته‌ام این اتفاق بیفتد و من بتوانم تجربیاتی را که از یک کار به دست می‌آورم در کارهای دیگرم استفاده کنم. مثلا تجربه تروکاژ رایانه‌ای را که از آخرین گناه شروع کردم در کارهای بعدی‌ام ادامه دادم، اما نوع و گونه این تروکاژها عوض شده است. در آخرین گناه، بیشتر تروکاژها سوررئال بودند، اما در سریال «آخرین دعوت» تروکاژها بیشتر رئال و واقعی هستند و از این تروکاژها بیشتر در زمینه فضاسازی استفاده کرده‌ایم.

نگفتید دغدغه اصلی شما در زمینه کارگردانی چیست؟ البته با نگاهی به سریال‌های آخرین گناه، روزهای اعتراض و آخرین دعوت می‌توان به این نتیجه رسید که به مسائل سیاسی علاقه‌مند هستید؟

سریال آخرین گناه را با رویکرد مذهبی  اجتماعی ساختم، سریال روزهای اعتراض هم یک سریال مذهبی  سیاسی بود و سریال آخرین دعوت هم سریالی سیاسی  مذهبی است. با این اوصاف می‌توان گفت به موضوعات سیاسی، اجتماعی و تاریخی علاقه‌مند هستم. البته مطالعه تاریخ یکی از علاقه‌مندی‌های مهم من است؛ به همین سبب تلاش کرده‌ام کارهایم در بستر تاریخ اتفاق بیفتد. اما هیچ‌وقت نخواسته‌ام تاریخ‌سازی کنم. من در کارهایم تاریخ را بازسازی نکرده‌ام، اما شخصیت‌های داستان را به بستر تاریخ برده‌ام و زندگی آنها را در مقطعی از تاریخ روایت کرده‌ام.

گویا بیشتر به روایت تاریخ معاصر علاقه‌مند هستید؟

اما می‌بینید که در سریال آخرین دعوت به تاریخ صدر اسلام هم رسیده‌ام.

آخرین دعوت را بیشتر می‌توانیم به علایق مذهبی شما مرتبط بدانیم؟

با همه اینها تاریخ صدر اسلام را هم دوست دارم. بحثی که در سریال آخرین دعوت مطرح کرده‌ایم، در اسلام و شیعه بسیار مهم و ریشه‌ای است؛ شعار «یا لیتنا کنا معک» به معنای ای کاش در رکابت بودیم، امروز در جامعه ما به وفور شنیده می‌شود و همه مدعی هستند که‌ای کاش در رکاب امام حسین بودند. اما در کنار این شعار، پرسشی مطرح می‌شود که آیا اگر در زمان امام حسین بودیم، جزو یاران او می‌شدیم، یا در مقابل او می‌ایستادیم؟ این پرسشی است که در سریال آخرین دعوت مطرح و آن را در زمان حال و تاریخ اسلام بررسی کرده‌ایم. در این سریال آدم‌های امروزی را به تصویر کشیده‌ایم که با استفاده از این شعار می‌خواهند هر جور که شده به هدف خود که قدرت است، دست یابند. ما آدم‌های گذشته را هم به تصویر کشیده‌ایم که این شعار ورد زبان آنها بوده، اما کمتر کسی از آنها این شعار را اجرایی کرده است. البته یک شخصیت هم داریم که از زمان اکنون با این شعار به گذشته رفته و می‌خواهد خود را محک بزند که آیا اگر در آن زمان بود، این شعار را عملی می‌کرد یا نه؟

شما فیلمنامه‌نویس نیستید به همین سبب متن آثار شما را شخص دیگری می‌نویسد. در کارهای سیاسی و مذهبی که کارگردانی می‌کنید، چگونه به خواسته‌های خود در فیلمنامه دست می‌یابید؟

من فیلمنامه را نمی‌نویسم، اما از ابتدای نوشتن طرح، با نویسندگان وارد مرحله نوشتن می‌شوم و در شکل‌گیری فیلمنامه بی‌تاثیر نیستم. من حتی روی طرحی که به تهیه‌کننده داده می‌شود نیز نظر می‌دهم و از همان ابتدا تلاش می‌کنم طرح را به سرانجامی که خودم دوست دارم برسانم. زمان نوشتن هم نقطه نظراتم را به نویسنده یا نویسندگان می‌دهم که حتما اعمال می‌شود. به نظر من غلط است که کارگردان در فیلمنامه‌ای که می‌خواهد آن را بسازد، تاثیری نداشته باشد. من در زمان نوشتن فیلمنامه‌های روزهای اعتراض، آخرین گناه و آخرین دعوت در همه روزهایی که نویسندگان در دفتر مشغول نوشتن بودند، حضور داشتم و فیلمنامه با همفکری همه ما پیش می‌رفت.

کارگردان پرکاری مثل شما بعد از مدتی جنس و سبک کارش مشخص می‌شود، شما بعد از این همه سال کار کردن در تلویزیون، به کدام طبقه از مردم و با چه سطح سوادی علاقه‌مند شده‌اید و بیشتر دوست دارید برای آنها سریال بسازید؟

همان‌گونه که گفتم، به مسائل اجتماعی و سیاسی علاقه‌مند هستم. اما واقعیت این است وقتی برای مردم کار می‌کنی، دغدغه‌های مردم تبدیل به دغدغه‌های تو می‌شوند. مسائل دهه اول محرم و تاسوعا و عاشورا دغدغه مردم است. وقتی ما طی ماه محرم، این دغدغه‌ها را در قالب سریال نشان می‌دهیم، مردم از آنها استقبال می‌کنند و زمانی که در یک داستان در کنار تمایلات مذهبی مردم، دغدغه‌های سیاسی آنها را هم به نمایش می‌گذاریم، بیشتر به ما اعتماد می‌کنند.

شخصیت‌های اصلی آثار شما معمولا از عموم مردم انتخاب نمی‌شوند و به گروه‌های خاصی تعلق دارند، انتخاب این شخصیت‌ها به چه شکل است؟

در روزهای اعتراض، هر شخصیتی نماینده گروه خاصی از اجتماع بود، از مردم گرفته تا سیاسیون. ما قشرهایی داشتیم که در تاریخ معاصر بسیار تاثیرگذار بودند، اما هیچ‌وقت به آنها توجه نشد؛ روحانیون را هم داشتیم و دیگر شخصیت‌هایی که نماینده یک گروه بودند. ما با این شخصیت‌ها یک شهر را ساخته بودیم و داستان همه آنها در این شهر روایت می‌شد. در آخرین دعوت هم ما نمایندگان مجلس را هدف قرار داده‌ایم.

بنابراین قشر تحصیلکرده بیشتر مورد توجه شما بوده‌اند تا مردمی با سواد عمومی؟

شاید این‌جوری که شما می‌گویید هم باشد، اما در واقع همیشه به این نکته توجه دارم شخصیتی را که انتخاب می‌کنم، چگونه می‌تواند در قصه تاثیرگذار باشد.

درام‌پردازی چقدر برایتان اهمیت دارد؟

درام‌پردازی حرف اول را در یک اثر می‌زند، درام‌پردازی بستگی به لحظات دارد و این آدم‌های درام ‌هستند که باید لحظات را پر کنند. من معتقدم که لحظات خاص و نقاط عطف است که داستان را جذاب می‌کند.

در سریال آخرین دعوت، دو مقطع زمانی را به تصویر کشیده‌اید. به نظر خودتان درام در کدام بخش قوی‌تر شده‌است؟

در هر دو بخش. در مقطع زمان حال، پشت پرده‌های اتفاقات سیاسی را به نمایش گذاشته‌ایم، آدم‌های فرصت‌طلبی که تشنه قدرت هستند و با این قدرت می‌خواهند به منافع خود دست پیدا کنند. در بخش تاریخی هم آدم‌های قدرت‌طلب را می‌بینیم که به سبب رسیدن به قدرت از همراهی امام حسین سر باز می‌زنند. امام حسین 70 هزار نامه از کوفه دریافت می‌کند، اما فقط 72 نفر به او می‌پیوندند. بحث ما در آخرین دعوت این است که در زمان کنونی هم این اتفاق تکرار می‌شود و قدرت‌طلبان جا خالی می‌کنند و در میدان نمی‌مانند. البته ما در دهه اول انقلاب، قدرت‌طلبی را بسیار ضعیف در جامعه می‌دیدیم و جوانان ما در دهه 60 و زمان جنگ نشان دادند که در رکاب باقی می‌مانند. جوانان ما با همین اندیشه کشور را طی 8 سال جنگ نگه داشتند و مرزهای ما را حفظ کردند.

چه جوری شد که انتخابات مجلس برای شما اهمیت پیدا کرد و آن را به قیام امام حسین ربط دادید؟

این ارتباط دادن بیشتر مفهومی است. چون در زمان انتخابات مجلس بعضی وقت‌ها یک سری آدم‌های فرصت‌طلب به میدان می‌آیند که می‌خواهند وارد مجلس شوند. بعد سیاسی انتخابات مجلس برای ما اهمیت داشت، چون این انتخابات می‌توانست بستر خوبی برای داستان ما باشد. همه می‌دانیم در هر انتخاباتی بعضی آدم‌های فرصت‌طلب وجود دارند که می‌خواهند با ورود به مجلس به قدرت دست یابند.

ربط این قدرت طلبی با قیام امام حسین چه بود، چون این اتفاق را می‌توان به همه دوره‌های صدر اسلام ربط داد، اما شما قیام امام حسین را انتخاب کرده‌اید؟

اگر به زمان قیام امام حسین توجه کنیم، می‌بینیم آدم‌هایی که در اطراف ابن زیاد هستند، به سبب رسیدن به قدرت از امام حسین دست می‌شویند. برای ما شعار یا لیتنا کنا معک اهمیت ویژه‌ای داشت به همین سبب زمان گذشته و زمان تاریخی را زمان قیام امام حسین انتخاب کردیم.

در آخرین دعوت آدمهایی را به تصویر کشیده ایم که با استفاده از شعار یا لیتنا‌‌کنا معک می‌خواهند به قدرت برسند

ما می‌خواستیم این سوال را مطرح کنیم که اگر زمانی شرایط مهیا شود که در رکاب باشیم، آیا در رکاب خواهیم ماند یا وسوسه قدرت ما را از راهمان بازمی‌دارد. برای ما بحث قدرت‌طلبی مهم است نه بحث انتخابات مجلس. قدرت‌طلبی در هر زمانی می‌تواند رخ دهد. انتخابات مجلس برای ما بستر دراماتیک بوده است.

در سریال آخرین دعوت ما گذر زمان را می‌بینیم. حتما برای این گذر تاریخی طراحی خاصی داشته‌اید. کمی از این طراحی برایمان می‌گویید؟

یوسف زمانی‌فر در زمان حال به سبب اعتقاداتی که دارد، دزدیده می‌شود و آدم رباها به او ضربه‌ای کاری می‌زنند و چون فکر می‌کنند او مرده است، در بیابان رهایش می‌کنند و می‌روند. او در حال نیمه‌بیهوشی، چون درباره قیام امام حسین و کسانی که او را یاری نکردند سوال‌هایی داشته است، به زمان امام حسین می‌رود و وقایع محرم را در شهود خودش می‌بیند. یوسف زمانی‌فر با دانسته‌هایی که از تاریخ دارد، دهه اول محرم را در رویای خود مرور می‌کند تا به روز عاشورا می‌رسد. وقتی در روز عاشورا در بیابان می‌میرد و هانیه بالای سر او می‌آید،بیننده متوجه می‌شود مسیری که او طی می‌کرده، به سمت کربلا بوده است.

آیا می‌توان عماد را جوانی یوسف زمانی‌فر بدانیم که می‌خواسته به مجلس وارد شود؟

عماد نقطه ضعف‌هایی دارد که یوسف زمانی‌فر نداشت. چون یوسف آدم پخته‌ای بود که مردم به او اعتماد کافی داشتند، اما عماد تجربه کافی سیاسی و اجتماعی را ندارد.

آیا بهتر نبود پیش از این که یوسف زمانی‌فر به گذشته وارد شود، اطلاعات بیشتری از شخصیت و اعتقادات او به بیننده می‌دادید؟

ما از ابتدا نمی‌خواستیم یوسف نماینده گروه یا طیف خاصی از سیاسیون باشد. به همین سبب قرار نبود شناسنامه داشته باشد، همان گونه که شهر منتخب ما شهری بدون شناسنامه است.

آیا سمیرا (هانیه) را می‌توانیم مراد و مرشد یوسف بدانیم؟

بله. یوسف عاشق همسرش، سمیراست. آنها در مسیری که با هم به کربلا می‌رفتند، تصادف می‌کنند و سمیرا می‌میرد، اما عشق یوسف به سمیرا باعث می‌شود سمیرا با ظاهر هانیه به عنوان مرشد یوسف، او را به صحرای کربلا ببرد.

آیا هانیه یک شخصیت تاریخی است یا یک شخصیت دراماتیک؟

هانیه و یوسف شخصیت‌های دراماتیک هستند، یعنی ما به‌ازای آنها در تاریخ وجود ندارد، اما بقیه شخصیت‌های تاریخی سریال همه در تاریخ وجود دارند.

آیا انتخاب یک زن به عنوان مرشد یوسف به این سبب بود که بار دراماتیک قصه را بیشتر کنید و مخاطب را علاقه‌مند به پیگیری داستان نمایید؟

مسلما با این انتخاب بار دراماتیک داستان بیشتر می‌شود و این رویکرد به روایت داستان و اندیشه شخصیت‌ها هم کمک می‌کند، چنان که در قسمت پایانی می‌بینیم که جایی یوسف به خاطر نجات هانیه، شرط عمر سعد را  که آوردن سر یکی از یاران امام حسین است  می‌پذیرد. این نکته بسیار مهمی در سریال ما بود که می‌خواستیم با این روایت ثابت کنیم پایبند بودن به شعار یا لیتنا کنا معک چندان هم آسان نیست. ما می‌خواستیم با گنجاندن این سکانس این نکته را به نمایش بگذاریم که آدم‌ها در شرایط مختلف بنا به مقتضیات زمان تصمیم می‌گیرند. همه امام حسین نیستند که حرفی را بزنند و روی حرف خود بمانند و به میدان جنگ بروند و شهید شوند. حتی یوسف زمانی‌فر هم در شرایطی نسبت به اعتقادات خود تردید می‌کند.

عموم مردم با بخش معاصر سریال آخرین دعوت ارتباط برقرار کرده‌اند، اما در بخش تاریخی بیننده باید دقت و اطلاعات کافی داشته باشد تا متوجه ماجرا شود. به همین سبب این بخش مخاطبان خاص خود را جذب کرده است، آیا از ابتدا تصمیم داشتید این دوگانگی را به وجود آورید؟

من با سریال‌هایی که تاکنون ساخته‌ام، نشان داده‌ام می‌توانم مخاطب را جذب کنم، اما واقعیت این است که در سریال آخرین دعوت هر چند مخاطب برایم مهم بود، اما مفهومی که از طریق این سریال می‌خواستم به مخاطب ارائه کنم، برایم اهمیت بیشتری داشت. به عقیده من تمام سکانس‌های سریال آخرین دعوت کاملا به هم مرتبط هستند و اگر مخاطبی یک سکانس را از دست بدهد. بقیه داستان را نیز بخوبی درک نخواهد کرد. اگر به نظر شما مخاطب با بخش معاصر سریال ارتباط بیشتری برقرار کرده، به این سبب است که اتفاقات این دوره برایش ملموس‌تر است. البته برای کسانی که با تاریخ اسلام آشنا هستند، بخش تاریخی هم جذابیت‌های خاص خود را دارد. اگر مخاطب این دو بخش را با هم تلفیق کنیم و به سطح متوسطی از مخاطب دست پیدا کنیم، نشان‌دهنده موفقیت ما در جذب مخاطب است.

اگر داستان آخرین دعوت در تهران اتفاق می‌افتاد، آیا مشکلی ایجاد می‌شد؟

بله، داستان ما باید در یک شهر مرزی اتفاق می‌افتاد تا ما می‌توانستیم نشان دهیم یوسف به سمت کربلا در حرکت است.

در بخش معاصر، انتخاب بازیگران خیلی حساب شده به نظر می‌رسد، اما این حساسیت در بخش تاریخی زیاد به چشم نمی‌آید؟

در سریال آخرین دعوت، تلاش کردم دو جنس بازی کاملا متفاوت از هم را در هر دو بخش به نمایش بگذارم. به همین سبب برای بخش تاریخی بیشتر از بازیگرانی استفاده کردم که یا تئاتری هستند یا سابقه فعالیت در تئاتر را دارند. این بازیگران بازی بسیار گرمی دارند که مناسب بخش تاریخی سریال است. در بخش زمان اکنون بازی‌های سرد و گرم را در کنار هم داریم.

کمی هم درباره شکل‌گیری فیلمنامه آخرین دعوت برایمان بگویید؟

نویسندگان ما انصافا برای نوشتن فیلمنامه این سریال خیلی زحمت کشیدند. دیالوگ‌ها را خیلی حساب شده نوشتند، مثلا روی دیالوگ‌های تیمورزاده خیلی کار کردند و دیالوگ‌های بخش تاریخی را با حساسیت ویژه‌ای نوشتند. ما بیشترین وقت تولید را صرف نوشتن فیلمنامه کردیم. متن‌هایی که برای سریال‌هایی مثل آخرین گناه، روزهای اعتراض و آخرین دعوت نوشته می‌شود، با متن‌های سریال‌های معمولی کاملا متفاوت است و باید با حساسیت ویژه‌ای نوشته شوند.

به نظر شما رسانه‌ای مثل تلویزیون به چه میزان باید به مسائل سیاسی بپردازد؟

سیاست در کشور ما با مسائل اجتماعی عجین شده است و مردم تمایل دارند مسائل سیاسی را در قالب فیلم و سریال ببینند بنابراین تلویزیون باید بیشتر از اینها سیاست را وارد عرصه آثار نمایشی خود کند. البته باید این گونه کارها به افرادی سپرده شود که می‌دانند چگونه مسائل سیاسی را در تلویزیون بازگو کنند.

سریال آخرین دعوت را در کجای پرونده کاری خود قرار می‌دهید؟

من سه تا از کارهایم را بیشتر از بقیه دوست دارم؛ روزهای اعتراض، آخرین دعوت و ترانه مادری که البته جنس ترانه مادری با روزهای اعتراض و آخرین دعوت کاملا فرق می‌کند.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها