نگاهی به فیلم «گرگ و میش»

فاصله پرنشدنی دندان تیز تا گلو

«از بام تا شام» و «دنیای زیر زمین» 2 نمونه حداقل استاندارد سینمای وحشت به حساب می‌آیند که هر 2 فیلم اتفاقا هم کادر سازنده معتبری داشتند و هم بازیگران قابلی. اگر سال‌های دور را کنار بگذاریم حداقل بین 2 فیلم اشاره شده و تا پایان سال 2008، نزدیک به 150 فیلم سینمایی و تلویزیونی در رده‌های مختلف و در ژانر وحشت ساخته شده که 95 درصد آنها ماوای اول و آخرشان سطل آشغال بوده است. «گرگ و میش» به نوعی آخرین اثر در این ژانر در سال 2008 است. فیلمی استاندارد و دارای قصه‌ای سرگرم‌کننده که دست برقضا هم تماشاگران را راضی کرده و هم کمی تا قسمتی منتقدان را.
کد خبر: ۲۳۰۳۶۲

«گرگ و میش» به لحاظ کادر سازنده؛ حسابی زنانه است و خط سیر داستان نیز علی‌رغم ظاهر فیلم‌های این‌چنینی پر است از داستانک‌های عاطفی! اگر چه این نسخه قدیمی است و فیلم‌های عاطفی خون آشامی کم‌ساخته نشدند، اما گرگ و میش فیلمی خوش ساخت و استاندارد است، دقیقا قواعد این ژانر را رعایت کرده و مهم‌تر این‌که جنبه‌های ترس و وحشت و ظرافت و احساس را هم هرگز اغراق‌آمیز تصویر نکرده است. لایه‌های تودرتو را به کنار بگذارید اصل داستان یک روایت 2 خطی است. یک پسر با پیشینیه خون‌آشامی و البته داشتن برخی تفاوت‌های ویژه با هم نژادی‌هایش دلباخته دختری جوان می‌شود که البته این دختر مثل دیگر مردم، آدمی است عادی. این یک خط قرمز است که در فیلم با فضای گوتیک‌اش، نقطه عطف هم است. داستانک‌ها با ادوارد که پا از این خط قرمز فراتر می‌گذارد، آغاز می‌شوند. ادوارد خون‌آشامی 108 ساله است. او در قالب یک نوجوان 17 ساله خوش‌تیپ و دبیرستانی در آمده که با دختری تنها که تازه به شهر فورک (در شمال واشنگتن)‌ آمده است، آشنا می‌شود. او می‌کوشد عشق تازه‌اش را حفظ کند حتی اگر خانواده و فامیل خون‌آشامش او را طرد کنند.

کاترین‌ هاردویک در مقام کارگردان، آنچه تا به حال ساخته مربوط می‌شود به دوران گذر نوجوانی به جوانی و حس و حال بلوغ. برای همین عمده عصیانگری‌های بچه‌های این دوره را یک چالش عظیم یا شاید اولین چالش مهم نوجوانان می‌داند. از این‌رو برزخی بودن، سوالات بی‌جواب، تنهایی و غریبگی و چیزهای دیگر از مهم‌ترین آیتم‌های شخصیتی 2 بازیگر نقش اصلی فیلم به حساب می‌آیند. چرا که آنها نیز نوجوانند! البته آنچه در رمان اصلی وجود دارد (گرگ و میش براساس رمان موفق و پرفروش استفانی میر که سال 2005 به بازار نشر راه‌یافت ساخته شده)‌ و بستر اصلی عناصر داستان را تشکیل می‌دهد در فیلم موجود نیست. در رمان، خواننده با دراکولا جماعت سر و کار دارد. آنها را با تمام جزییات می‌شناسد و می‌پذیرد و به سرنوشت آنها و دیگر اطرافیان عادی‌شان علاقه‌مند است، اما در فیلم نگاه کاترین‌ هاردویک نگاه بازدارنده است. نوعی نگاه که دراکولا بازی را به همان عصیانگری‌ها تشبیه کرده و حتی اگر چنین برداشتی صحیح باشد باز هم هاردویک از این کاراکترها استفاده فرهنگی ناصحیح کرده است، اما اگر ادعایش را کنار بگذاریم گرگ و میش کار سینمایی خوش‌ساختی است که می‌‌توانیم با دیدنش به هیجان بیاییم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها