اینها بخشهایی از نوشتههای 20 سال پیش جیمز هاردی، نویسنده آمریکایی در مورد زمامداران قاره سیاه است. مشاهدات او هیچگاه از سوی شخص دیگری اصلاح نشد اگر چه حالا باید چیزهایی را به آن افزود و آن نوشتههای همسر یکی از این نابغههای ملی است که هیچگاه جز در مناسبتهای ملی در انظار عمومی دیده نمیَشوند. زنانی که تمامی جراحان پلاستیک سرشناس اروپا از مراجعهشان خرسند میشوند، سفرهایشان برای خرید به افسانهای ملی تبدیل میَشود و ماجراجوییهای خارجی آنها مترادف به حال آمادهباش در آمده خطوط هوایی ملی است.
این بانوی اول سابق به این واقعیت اذعان دارد که فرزندانش به طور رسمی شهروند درجه یک بودهاند اما وقتی پای مسائل دیگر به میان میآید دهانش بسته میماند. از موبوتو تا موگابه سوگند سکوت در محافل قدرت آفریقا غیرقابل شکستن بوده است تا این که سر و کله الورمی اوباسانجو، همسر اول اولئون اوباسانجو، رئیسجمهور پیشین نیجریه پیدا شد که با نگارش زندگینامه خود مهر سکوت را شکست.
او در کتابی تحت عنوان <تلخ و شیرین؛ زندگیام با اوباسانجو> شوهر سابقش را استاد تقلب، خشونت و همسری خائن که هیچگاه احساس گناه و شرمساری نمیکرد، به تصویر میکشد. هیچ زمانی برای انتشار این کتاب نمیتوانست برای اوباسانجوی 72 ساله که سعی دارد در قامت دولتمردی برای همه آفریقا و پس از کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل متحد ظاهر شود بدتر از حالا باشد.
این ژنرال سابق که دوبار، بار اول حد فاصل سالهای 1976 تا 1979 میلادی به عنوان حاکم نظامی و دفعه دوم بین سالهای 1999 تا 2007 میلادی به عنوان رئیسجمهور منتخب در راس هرم قدرت نیجریه قرار گرفت، این روزها به عنوان فرستاده سازمان ملل به کنگو فعالیت میکند.
اعتبار او به عنوان دولتمردی فراملیتی در قاره سیاه هر از چندگاهی با تمجیدهای مقامات اروپایی و آمریکایی تقویت میشود به خصوص آن که اوباسانجو از جمله چهرههای آفریقایی مورد توجه نئومحافظهکارانی چون دونالدرامسفلد بود.
به نظر میرسید وقت آن رسیده که ژنرال بازنشسته میوه درایت خود به عنوان اولین رهبر نیجریه که قدرت را در آرامش به سلف خود واگذار کرد، بچیند اما در مقابل آن کتاب همسرش که به پرفروشترین کتاب نیجریه تبدیل شده و استقبال از ان بر حدی است که که روزنامهVanguard ، پرتیراژترین روزنامه نیجریه تصمیم به چاپ آن به صورت پاورقی گرفته است، روزهای خوش اوباسانجو را آشفته ساخت.
تا این مقطع نابغه ملی در مورد ادعاهای مطرح شده در بیوگرافی همسرش سکوت پیشه ساخته و مسوولیت پاسخگویی به او که به نام اولین فرزند از 5 فرزند مشترکشان <ماما ایابو> خوانده میشود را به نزدیکانش سپرده است. آنچه باعث میشود نتوان به سادگی از کنار کتاب تلخ و شیرین گذشت تصویری است که از اوباسانجو جوان ترسیم کرده است.
اوباسانجو اولین بار وقتی ماما ایابو دوران تحصیل را پشت سر میگذاشت با او ملاقات کرد. ماما ایابو که در آن زمان تنها 11 سال داشت دختر رئیس یکی از ایستگاههای راه آهن بود. او ملاقات با جوانی برخوردار از اعتماد به نفس را به خاطر میآورد که کفش به پا نداشت، حتی آن کفشهای ساده و ارزانکتانی که به قیمت7 شیلینگ و 6 پنس به فروش میرسید و اغلب دانشآموزان به پا میکردند.
رئیسجمهور آینده به غایت فقیر بود و برای گذران زندگی مدارس را تمیز میکرد. اوباسانجوی مفلس در طول دوران 8 ساله دوستی به تحصیل ادامه داد، به ارتش پیوست و به سرعت پلکان ترقی را طی کرد و اگرچه وقتی به عنوان نیروی پاسدار صلح در جمهوری دموکراتیک کنگو خدمت میکرد یک بار به اسارت درآمد اما از این ماجرا جان سالم به در برد. نقطه اوج روابط عاشقانه اوباسانجو و ماما ایابو در سال 1963 و وقتی این دو به عقد هم درآمدند از راه رسید.
او شروع خیانتکاری شوهرش را به گردن آویزی که در سال 1970 میلادی به عنوان هدیه دریافت کرد، نسبت میدهد. به اعتقاد ماما ایابو، اوباسانجوی شرمسار از خیانت در خفا برای او گردنبندی به عنوان هدیه گرفته بود، اما او که سرگرم بزرگ کردن کودکان خردسال قد و نیمقدش بود پیام این هدیه را دریافت نکرد.
درست در حالی که نیجریه در آستانه درغلطیدن در بحرانهای داخلی قرار گرفته بود اوباسانجو سخت سرگرم معشوقههای پرشمارش بود. به عنوان نمونه ماما ایابو به رابطه اوباسانجو با یک زن متاهل بزرگتر از خودش اشاره میکند و به یاد میآورد یک روز عصر که در آشپزخانه مشغول به کار بود متوجه غیبت شوهرش شد. وقتی به طور اتفاقی گوشی تلفن را برداشت متوجه مکالمه پنهانی اوباسانجو که در طبقه بالا بود با آن زن شد. پس از نیم ساعت حرف زدن، زن با گفتن این که سردرد دارد و قصد قطع تماس را داشت که ماما ایابو میگوید شاید سردرد او را نکشد اما خیانت حتما دامان او را میگیرد. اوباسانجوی عصبانی از طبقه بالا به پایین میآید و زد و خورد سختی بین او و ماما ایابو درمیگیرد.
با بالا گرفتن اختلافات این زوج عاقبت در سال 1975 و یک سال قبل از آن محمد، حاکم قبلی نیجریه در کودتاهای نظامی بیشمار نظامیان به قتل برسد و اوباسانجو قدرت را در دست بگیرد، از هم جدا شدند.
ماما ایابو که از موفقیت کتاب فتنهانگیز خود اطمینان داشت شخصا ناشر را انتخاب کرد. او به قدری از استقبال مردم و سکوت همسر سابقش در قبال ادعاهایی که در کتاب مطرح شده است مطمئن بود که حتی قبل از توزیع کتاب در بازار پیشنهاد داد چنانچه اوباسانجو مدعی دروغ بودن محتوای کتاب است علیه او شکایت کند.
لانری ایدوو، مالک انتشاراتی دیاموند که کتاب تلخ و شیرین را منتشر کرده از شهامتی که به خرج داده است، خوشحال است. میگوید: این داستان عشق و جفا، وفاداری و بیتفاوتی و نمادی از رفتارهای خشونتآمیز علیه زنان در نیجریه است. او که سود کلانی از بابت فروش خوب کتاب به جیب زده است، میافزاید: حتی قبل از انتشار کتاب هم از توفیق آن مطمئن بودم.
مردم آفریقا در حالت کلی فقط از طریق شایعه، گمانهزنی و در موارد استثنایی مانند کنیا به طور اتفاقی از زندگی خصوصی زمامداران این قاره اطلاع مییابند. اموای کیباکی، رئیسجمهور کاتولیک کنیا تا اواخر سال 2004 میلادی چنین وانمود میکرد که به دلیل پایبندی به اعتقادات مذهبی تنها یک بار ازدواج کرده تا این که معاون او به ناگاه ماری وامبوی را به عنوان همسر دوم کیباکی معرفی کرد و کنیاییها را در بهت و حیرت فرو برد.
تا آنجا که به زیمبابوه مربوط میشود چنین خبرهایی چندان برای مردم جالب نیست. گریس موگابه، همسر دوم رابرت موگابه، رئیسجمهور چهرهای منفور نزد ملت است و خرجتراشیهای او آن هم در زمانی که مردم با بحران اقتصادی شدیدی دستوپنجه نرم میکنند، زبانزد خاص و عام است. او هفته گذشته با برداشت 12 هزار دلار از ذخایر ارزی بانک مرکزی زیمبابوه برای تامین هزینههای سفری تفریحی به مالزی بار دیگر خشم و نارضایتی عمومی را برانگیخت.
منبع: ایندپیندنت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم