گفتنی است در فوتبال ما تازگی نداشته و ندارد که معمولا حق با کسی است که پول میدهد و هزینههای تیم را متقبل میشود.
این که چرا، تیم متعلق به سازمان تربیت بدنی باید امورات مالی و معنویاش به دست دیگرانی غیر از دستاندرکاران ورزش هدایت بشود، خود پرسش بیجوابی است که نیاز به بررسی و تفحص بیشتری دارد.
ناگفته پیداست که تعویض پنج مدیرعامل، در طول کمتر از 4 سال، خود میتواند، پاسخی به همین پرسشها باشد.
پنجمین مدیرعامل باشگاه پرسپولیس که سابقهای نیز در مدیریت باشگاه پرطرفدار تهرانی دارد، حتما به این شرط منصوب و مشغول به کار شده است که به یک شکلی، هماهنگ با سرمایهگذار باشگاه باشد.
قدر مسلم تا این هماهنگی، وجود نداشته باشد هیچ اتفاق تازهای رخ نخواهد داد و باید معترف بود که انگار هیچ اتفاقی رخ نداده است.
آمدن این مدیرعامل و رفتن آن مدیرعامل، چندان تاثیری در روند تیم نداشته و نخواهد داشت، مگر این که مدیرعامل جدید بپذیرد تصمیمهای نهایی در جای دیگری اتخاذ میشود و او باید از مصطفوی درس بگیرد؛ کسی که خیال میکرد، تمام زیر و بم فوتبال را میداند، در همین اواخر با فراست دریافت که دست بالای دست بسیار است و این روزها مقدرات فوتبال به دست آدمهای فوتبالی نیست.
سیستم اداره فوتبال، به شکلی درآمده است که فوتبالیها باید زیاد به دانستهها و معلومات خود متکی نباشند.
نقش تعیینکننده علم و آگاهی و اینگونه حرفهای عجیب و غریب نیست، باید دنبال عوامل تعیینکننده دیگری بود، مثل امکان پرداخت هزینههایی که روز به روز سنگینتر میشود و مقاومت دلیرانه هر دلیری را درهم میشکند.
مصطفوی کنار گذاشته شد یا کنار رفت به خاطر آن که نمیدانست در فوتبال اتفاقهای تازهای رخ داده است.
اگر، این اتفاق تازه در فوتبال ما شکل بگیرد و این شیوه مرضیه فوتبال ما بشود، باید منتظر رویدادهای عجیب و غریب دیگری بود.
وارد شدن به عرصه باب شده در فوتبال ما بسیاری از معادلات پیشین را به هم میریزد و فوتبال ما را وارد فاز تازهای خواهد کرد؛ چراکه این روزها برخی گمانههای قبلی، بکلی رسمی و قانونی شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم