در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها در عین حال امیدوارند قسمت دوم فیلم بتواند رکورد فروش 4 میلیون دلاری «تایتانیک» جیمز کامرون را نیز بشکند و لقب پرفروشترین فیلم کل تاریخ سینمای آفریقای جنوبی را از آن خود کند. فیلم را گری هوفمهیر کارگردانی کرده که از دهه 80 به این سو، حضور فعالی در سینمای کشورش دارد. لیون شوستر، لیاندا ردی، کاسران بیلای، مرن ردی و تونگایی چیریسا بازیگران اصلی فیلم هستند. فیلمنامه فیلم را هوفمهیر با همکاری لیون شوستر و آناند سینگ (تهیهکننده هندی تبار فیلم که سالهاست مقیم آفریقای جنوبی است) نوشته است.
قصه
آقای جونز (با بازی لیون شوستر) دکتر متخصص یکی از شهرهای بزرگ آفریقای جنوبی است که با وجود آن که از دنیای جادو و جادوگری سر درمیآورد و بعضی وقتها در کارهایش از آن استفاده هم میکند ولیآدمی مهربان و مردمدار است. هدف او کمک به بیمارانش است. ولی بیماران او همیشه از بین مردم عادی نیستند، همان طور که بیماری این بیماران هم همیشه عادی و معمولی نیست. هکوله سلطان منطقهای به نام کاووکی لند به سختی بیمار میشود. کونجی بالانادین دکتر دهکده که در حال مرگ است و دشمنی پنهان و دیرینهای با سلطان دارد به جای دارو به وی یک محلول جادویی میدهد. در داخل این محلول سنگی وجود دارد که نفرین شده است. هکوله پس از خوردن محلول جادویی تغییر میکند و وجودش به تسخیر ارواحی در میآید که تحت فرمان کونجی بدجنس هستند. تنها کسی که میتواند به هکوله کمک کند آقای بونز است. این دکتر جادوگر شریف به هکوله قول میدهد راه درمان وی را پیدا کند. اما آقای بونز چگونه میتواند سلطان را از شر این طلسم و جادو نجات دهد؟ دکتر بونز متوجه میشود اصل این طلسم به هند برمیگردد و او باید راهی سفر به این کشور دور دست شود. با این حال وی خود را آماده سفر میکند تا این سنگ نفرین شده را به محل نگهداری اصلیاش که یک دهکده ماهیگیری است ببرد. اما سفر آقای بونز با مشکلات عجیب و غریب و خندهداری روبهروست، زیرا کونجی نمیخواهد وی در ماموریت خود موفق شود و ...
نقد
تماشای چنین فیلمی از آفریقای جنوبی همانقدر بینندگان خارجی خود را شگفتزده میکند، که اکران عمومی چند محصول شاد و بی غل و غش فلسطینی، طی سه چهار سال اخیر، تماشاگران خود را به تعجب واداشته است. آفریقای جنوبی هم (مثل فلسطین) از آن دسته کشورهایی است که آدم با شنیدن نام آنها به یاد مبارزات سخت ضداستعماری میافتد و به همین دلیل دیدن فیلمی مفرح و شاد از آنها باعث تعجب است. در «آقای بونز 2» هیچ اثری از انقلابیگری و مبارزه برضد رژیم نژادپرست و چیزهایی از این قبیل نیست. برعکس قصه ساده (و حتی گاهی خیالی آن) فیلم حکایت از این میکند که آفریقای جنوبی با موقعیت و وضعیت جدید خود خو گرفته و تلاش دارد آفریقای جنوبی نوین را به مردم جهان معرفی کند. از قرار معلوم باید پذیرفت که تاریخ گذشته ضد استعماری مردم این کشور مربوط به کتابهای تاریخ است و حالا باید با چالشهای تازهای روبهرو شد که جامعه آفریقای جنوبی با آن روبهروست. «آقای بونز 2» حتی شبیه «تسوتسی» هم نیست که 3 سال قبل اسکار بهترین فیلم خارجی سال را با خود به خانه برد. انگار این فیلم میخواهد بگوید هم تاریخ و هم سیاست را فراموش کنید تا برای ساعتی با فراغ بال و از ته دل بخندید. گری هوفمهیر در کار خود کاملا موفق است. این فیلم هم مثل قسمت اول آن یک کمدی بزن و بکوب است که از شدت خنده، اشک بر چشم بینندهاش میآورد و او را برای لحظهای آرام نمیگذارد. هدف اصلی فیلم سرگرم کردن و خنداندن تماشاچی است و در این کار با موفقیت تمام عمل میکند.
بخش عمده موفقیت فیلم و بار اصلی صحنهها و قصه بردوش لیون شوستر بازیگر اصلی آن است. جالب این که او یک آفریقایی دورگه سفیدپوست است و نه رنگین پوست. او بازی راحت و روانی دارد و به هیچ وجه در تلاش نیست تا قصه قسمت اول فیلم را دوباره خلق کند، وی که در حال حاضر ستاره شماره یک سینمای کشورش است، از همان لحن شوخ همیشگیاش بهره گرفته است و چیز تازهای به آن اضافه نکرده است. او سالهاست همین کمدی اسلپ استک کمی جدی و عبوس و شوخ طبعی توام با تکهپرانیهای بامزه را دارد. تماشاگران سینما هم طی این سالها او را به همین صورت خواستهاند و از کارهایش استقبال کردهاند. برخی از منتقدان سینمایی آفریقای جنوبی ضمن استقبال از برخورد گرم تماشاگران با فیلم، آن را دلیلی برای تایید کامل قصه و حال و هوای فیلم نمیدانند. آنها عقیده دارند «آقای بونز 2» الزاما فیلم خیلی خوبی نیست و باید در حد یک کار موفق تجاری ارزیابی شود، که قصهاش را خوب و درست تعریف میکند. منتقدان سینمایی از فیلم به عنوان کاری سرگرمکننده اسم میبرند که در کارش موفق است و حرف زیادی برای گفتن ندارد. سفر آقای بونز به آینده برای نجات جان سلطان و جهان، بیننده را تا حدودی به یاد مجموعه فیلم فانتزی و ماجراجویانه «بازگشت به آینده» رابرت زمه کیس میاندازد. وارد کردن امپراطوری امپریالیستی بریتانیا به دل قصه فیلم (که از جمله حاکم مطلق قاره آفریقا هم هست) نمیتواند به ماجراها رنگ و بوی اجتماعی و سیاسی بدهد، هر چند که حتی خود قصه فیلم هم تلاشی نمیکند تا خیلی زیاد بر روی این موضوع تمرکز کند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: