در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توجه نکردن به روح و ادراک ژرف روان مخاطبان باعث پیدایش محیطی کسل و ناهماهنگ و بیانگیزه میشود. بنابراین پیش از شروع یک پروژه یا برنامه یا... باید اضطراب محیط پیرامونیتان را همراه با همه سیگنالهای ناهنجارش بیرون در استودیو جا بگذارید و این توانایی را بسیار پیش از اینها در خود تقویت کنید. غفلت از سلامت روحتان را که جبران کنید مطمئنا در مسیر سازندهتری قرار گرفتهاید.
این قدم اولی است که باید برداشته شود و ادامهاش اینکه: چرا باید ما خودمان را از «روح»مان عاری، تهی و دور کنیم؟ الگویی که در گفتوگوهای تلویزیون دنبال میشود معمولا چندان عام نیست و آغاز مباحث مخصوصا توجهبرانگیز و برانگیزاننده کنجکاوی نیست. دائما «کات»های مجری و جریحهدار کردن چهره میهمان برنامه (= گوینده) و پریدنهای نهچندان موقرانه و مودبانه، وسط حرفها به بهانه کمبود وقت... احساس بیننده را هم خراش میدهد.
بهتر آن است که با «تدوین طرحی نوین، الگوی رفتارهای گفتگویی» تلویزیونی را از نو بچینیم و با حس و حالی عمیقتر، زندهتر از بیداد کسالت و تخصصگرایی صرف، فراتر رفته با روشنگویی و روشنبینی، نیروهای مخاطبان را با ابداعات و... به وجد در آوریم.
با این حال سرانجام کشف و دریافت [شیوهای] آکنده از محبت در گفتگوهایTV یا تلویزیونی نباید در حد شعار باقی بماند بلکه با رویکردهایی فرهنگی، روانشناختی، مذهبی و غیره و غیره باید متضمن کفالت ارزندهای باشد تا مخاطب به پاسخهای جذاب و دلخواه و آموزندهای برسد و دریابد که تا به حال نمیدانسته که...؛ تا مخاطب دریابد که باید واکنش خود را در قبال فلان موضوع یا بهمان جریان روزمره، دیگر عوض کند و بر خود فائق آید. باید گفتگوهایTV نه فقط ذهن عدهای را که چند درصد بیش نیستند، بلکه باید روح همگانی و جمعی را فعال کند، به جامعه روحیه بدهد و از طریق مکالمه که واقعا اساس است جایگزین کردن اندیشهها و نگرشها و نگرههای مثبت و سازنده را در ذهن مخاطبان، سرلوحه گفتگوها قرار دهد و به انسجامی جمعی در مثبتگرایی و افزایش روحیه زندگی در برنامهسازی برسد.
مهمترین نکته این است که گفتگوگر باید با معیارها و ضوابط این حرفه شریف بسیار آشنا و بر آنها مسلط باشد وگرنه... نیازهای عجیب زندگی معاصر را میتوان با خیلی چیزها و از بسیاری راهها حل و فصل کرد، اما «گفتگو»هایTV نیاز به فهمی استثنایی ندارند. انسان به هر حال همان طور که باید زندگی کند باید به گونهای «بیندیشد» و این فقط در جریان گفتگو حاصل میشود.
نکته آخر این که برای گرفتن نتایج اجتماعی خوب و رشد جامعه و ابراز احساسات جامعه (و برای برخی:) مدیرپسند از نتیجه یک گفتگوی شایسته و بایسته باید به این موضوع هم اندیشید و آن را مطمح نظر قرار داد که: فضا را چنان آموخته کرده، رشد داده باشد که با قطع گفتگو و کمبود وقتهای ضروری، ناگهان سقف سخن و آموختگاری فرو نریزد. بنابراین به نکته و حرف اول مطلب برگردیم که در برنامهریزی مدتدار، مدبرانه، آگاهانه و به مصلحت نظام جامعهای چون ایران اسلامی باید چه ظرایف، دقایق و نکاتی را در نظر گرفت.
علیاکبر مظاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: