با علی درستکار مجری برنامه این شب‌ها

بوی سیب و حرم حبیب‌‌ و کرب‌و‌بلا

شهر، لباس عزا به تن دارد. دل‌ها به لرزه درآمده و دیده‌ها به تراوش. از جان‌ها جز غم، نمی‌تراود. نگاه خیس این روزها از عاشورای نگین سلیمانی هستی، خبر دارد. 3 روز تا آن نیم‌روز کویری، بیشتر نمانده است... نیلوفر مصیبت عظمای تاریخ بر گلوی لحظه‌هایت پیچیده و نای‌نینوا، جگرت را به آتش کشانده و تو همچنان در خویش، زار می‌زنی، سماع سرخ سرها و شمشیرها در معرکه عشقبازی با خدا، قلبت را می‌فشارد؛ بی‌تاب می‌شوی و به شوق نگاهش دم می‌گیری، ضجه می‌زنی، اشک‌هایت هزار تکه می‌شوند و فریادهای یا حسین یا حسینت تا طاق بلند ملکوت، عروج می‌کند و همسایه فرشته‌ها می‌شود. صدای بال فرشتگانی که آمده‌اند تا در ازدحام شور و شیون و شراره، حلقه‌های اشکت را قاب کنند، شنیدنی است...
کد خبر: ۲۲۷۹۲۴

در این شب و روزهای عاشقی که باران عشق و معرفت حسینی فضای جامعه و دل‌هایمان را دیگرگون کرده است؛ با علی درستکار، مجری و کارشناس برنامه‌های سیما که مدتی است در قالب اجرای برنامه‌های مذهبی و معارفی رخ نمایانده است با نگاهی آسیب‌‌شناسانه به این گونه مهم، هم کلام شده‌ایم.

درستکار، در اولین ماه زمستان 1346 در منطقه قلعه‌مرغی تهران به دنیا آمده و اصالتا یزدی است. وی در 6 5 سالگی همراه با خانواده به یزد بازگشته و دوران دانش‌آموزی را تا اخذ دیپلم در این شهر گذرانده است و پس از قبولی در آزمون سراسری برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته الهیات معارف اسلامی و تبلیغ دانشگاه امام صادقع‌ دوباره به تهران آمده و به قول خودش ماندگار شده است.

افسون اجرا از چه زمانی به سراغتان آمد؟

دروس رشته تحصیلی من در دانشگاه، تلفیقی از درس‌‌های معارف اسلامی و ارتباطات و تبلیغات (تبلیغ به معنای رسانه‌ای)‌ بود ضمن این‌که در دوران تحصیل، نگاه من به تبلیغ دین، صرفا سنتی نبود لذا همیشه این تصور را داشتم که تبلیغ دین را از هر طریق ممکن و البته صالح، می‌توان انجام داد؛ ناگفته نماند که من هم مثل خیلی‌ها از نوجوانی به حضور در تلویزیون، علاقه‌مند بودم و برای دستیابی به این هدف، جد و جهد‌هایی داشتم اما در دوره‌ای متوقفش کردم. سال‌های پایانی دانشگاه بود که دوستی مرا معرفی کرد و به این ترتیب از زمستان 1373 به عنوان گزارشگر برنامه صبح بخیر ایران، وارد سازمان شدم و یکی دو سال بعد به دلیل تسلط به زبان‌های انگلیسی و عربی توانستم در موقعیت‌های بین‌المللی مثل ویژه برنامه‌های هفته وحدت یا برنامه‌هایی که با حضور قاریان مصری برپا می‌شد به اجرا بپردازم که اوج آن در کنفرانس سران کشورهای اسلامی نمود یافت. تا سال 76 در صبح بخیر ایران بودم. حدود سال 74 مدتی به تهیه‌کنندگی روی آوردم و به دلایل شخصی به سرعت‌ رهایش کردم و صرفا بر اجرا متمرکز شدم. تا اسفند 79 در شبکه‌های 1 و 2 و 3 و خبر در حوزه‌ سیاسی به اجرا پرداختم اما با توجه به این‌که تحصیلاتم با آن مرتبط نبود به طور کلی انصراف دادم سپس به برنامه پرتو در شبکه چهار سیما آمدم که طی آن حدود 14 ماه هر شب به بحث و گفتگو در مورد موضوعات علمی و فرهنگی می‌پرداختیم؛ در همین برنامه بود که به اهمیت کار یک مجری، پی بردم و با توجه به بازخوردهایی که از سوی بینندگان در مورد کارم مشاهده کردم به این نتیجه رسیدم که می‌توانم در کار گفتگو توفیقی داشته باشم. به نوعی خودم را کشف کردم. در واقع برنامه پرتو و استقبال خوب مخاطب، انگیزه‌ای شد تا در کار گفتگو، متمرکز بمانم.امسال از طریق گروه معارف شبکه اول و آقای مهدی محمدیان (تهیه‌کننده برنامه عصر ایمان)‌ اجرای این برنامه، پیشنهاد گردید و در نهایت، اصرار دوستان آنقدر زیاد بود که نتوانستم مقاومت کنم. کارم را به خدا واگذار کردم و پذیرفتم و به لطف خدا و عنایت بینندگان، در عصر ایمان نیز توفیق خوبی داشتم. همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، برنامه این شب‌ها‌ پیشنهاد گردید و پخش برنامه عصر ایمان، متوقف شد. 8 ‌7 شب از پخش این شب‌ها‌ در ماه مبارک رمضان نگذشته بود که استقبال غیر‌منتظره گروه‌های مختلف مردم در تهران و شهرستان‌ها، انگیزه ما و مسوولان سازمان را برای ادامه پخش برنامه بعد از عید سعید فطر دو چندان کرد اما به جهت این‌که می‌خواستیم برنامه را مبتنی بر کارفکری جلو ببریم 3 2 ماهی به ناچار فاصله انداختیم و پس از بحث و بررسی بسیار درباره موضوعات، فرم و شکل ارائه برنامه، مهمانان و کارشناسان و ... با آمادگی جدی و کامل از اول ذی‌القعده، سری جدید این شب‌ها را روی آنتن بردیم. این برنامه یکشنبه تا چهارشنبه هر هفته حدود ساعت 11 شب از شبکه اول سیما به طور زنده پخش می‌گردد و موضوع کلانش، آسیب‌شناسی سبک زندگی دینی است؛ به عبارت دیگر این برنامه به دور از هرگونه تعصب به تبیین اسلام بی‌پیرایه و بی‌آرایه می‌پردازد.

می‌گویند بعد از برنامه تهران 20‌ در اجرایتان محافظه کارتر شدید؟

تکذیب می‌کنم. البته بینندگانی که تهران 20 را می‌دیدند بعضا تحلیل‌های دیگری دارند اما از همین‌جا تصریح می‌کنم که به دلیل صراحت لهجه‌ای که در این برنامه داشتم از طرف هیچ نهادی برخوردی با من صورت نگرفت و همواره طی این سال‌ها از آزادی مطلقی که روی آنتن داشته‌ام لذت برده‌ام. تقریبا ملاحظه‌ای در کار اجرا ندارم مگر آن‌که ادب و منطق یا مراعات اصول دین و نظام، جلویم را بگیرد و محدودم کند. معتقدم در هر جامعه‌ای که باشیم و در هر سیستم و نظامی کار کنیم ابتدا باید اجازه دهیم تا مباحث مطروحه در برنامه با توضیح کارشناسان به روشنی تبیین گردد و ابعادش به درستی مشخص شود سپس بحث را به چالش بکشانیم. برخی فکر می‌کنند چالش به معنای مچ‌گیری و به اصطلاح، پیچاندن است اما من این را قبول ندارم و معتقدم چالش یعنی پرسشگری به‌گونه‌ای که جذابیت ایجاد کند، پرسشی طرح شده نماند و پاسخ پرسش مطرح شده نیز به طور کامل بیان شود؛ بنابراین نوع نگاه و روحیه من، همانی است که در زمان اجرای تهران 20 و پیش از آن بوده است. البته الان کمی‌ نرم‌تر هستم زیرا گفتگو در هر ژانر و فضایی، دعوا و چالش نمی‌طلبد.

پس حق را به اجرایتان می‌دهید؟

در حد فهم و اقتضائات فنی و حرفه‌ای‌ام و تا جایی که عقلم می‌رسد اجرایم را حق می‌دانم البته نه به این معنا که من کار حق می‌کنم به این دلیل که حق بیننده است که کار حق ببیند.

و حقی که برای بیننده قائلید؟

باید کارم را به نحو احسن و به زیبا‌ترین شکل از نظر کمی و کیفی انجام دهم.

می‌توانیم گفتگوهایی که در برنامه این شب‌ها دارید را به نوعی ادامه گفتگو‌های برنامه‌ عصر ایمان بدانیم؟

بله، گفتگو‌های برنامه این شب‌ها، نوع عمومی‌تری از گفتگو‌های برنامه عصر ایمان است که برای گروه بزرگ‌تری از جامعه قابل درک می‌باشد و افراد بیشتری را درگیر خود می‌کند. مباحث برنامه عصر ایمان عمیق‌تر بود و فضای سنگین‌تر و جدی‌تری البته نه جدی در مقابل شوخی‌ داشت. در این شب‌ها، فضا عمومی‌تر است و به پرسش‌های عمومی‌تر جامعه پاسخ داده می‌شود.

با این حال هر دو در یک راستا هستند و هویت جداگانه‌ای به لحاظ زمان و مکان پخش، مجری، مباحث و موضوعات و ... ندارند و این می‌تواند یک اشکال بزرگ باشد؟

بله، من هم این ایراد و اشکال را قبول دارم. البته ممکن است مدیرانم ناراحت شوند، اما معتقدم که باید عمق برنامه عصر ایمان را تعدیل می‌نمودند تا عمومی‌تر شود سپس برنامه را ادامه می‌دادند و به صورت روتین پخش می‌کردند.

برنامه عصر ایمان ادامه خواهد یافت؟

اگر برنامه‌ریزی‌ها به هم نخورد شاید پس از پایان برنامه این شب‌ها‌ به طور پیوسته 15 14 قسمت برنامه عصر ایمان ویژه عید نوروز داشته باشیم.

عصر ایمان عصری است برای...؟

عصری است برای آنان که خواستار اطلاعات و دانش عمیق‌تر در حوزه دین و ایمان هستند و اجرای این برنامه برای من ادای دینی است نسبت به دانایی که خدا در اختیارم گذاشته است.

ایمانتان در اجرا به چیست؟

اگر موفق شده‌ام حدی از سواد و توانایی را به دست آورم، به کمک مردم و پولی که آنها تحت عنوان مالیات، عوارض و... پرداخته‌اند بوده است بنابراین خودم را مدیون آنها می‌دانم و باید ادای دین کنم. ایمانم به این نیت و مدد خداست که همواره از فضلش نه لیاقتم نصیبم شده است.

به اجرای خودتان هم ایمان دارید؟

از نگاه خداستایی، ایمان دارم، اما خودستایی نه.

اجرا، صحنه هنرمندی مجری است؟

برای هنرمندی او نیست، اما اجرای خوب، اجرایی است که با هنرنمایی و هنرمندی هر چه بهتر و قوی‌تر صورت گیرد. به هر حال اجرا کاری است هنری و هنری است کاری. [با خنده]

با اجرا، بودنتان را به اثبات رساندید؟

دنبال به اثبات رساندن خودم نبودم. به هر حال وجود و بودن هر کسی به شکل غلیظ یا رقیق در جامعه احساس می‌شود و من باید از این بابت، ممنون خدا باشم که بودنم را به واسطه اجرای تلویزیونی، پررنگ جلوه داده است.

چطور می‌توان در عصر ارتباطات، کمک رسانه، کشف و شهودی عمیق از دین‌باوری طوری که با کج‌فهمی همراه نباشد، در ذهن و روح مخاطب به وجود آورد؟

بی‌آرایه و بی‌پیرایه و راست و درست هم به معنای وصفی و هم‌ قیدی یعنی به راستی و به درستی و با سلیقه و به اندازه به دور از افراط و تفریط و تشخیص درست نیاز. این کلماتی که در پاسخ به این پرسش عرض کردم کاملا حساب شده، دقیق و عمیق است.

برنامه‌های مذهبی و مناسبتی ما چقدر در رفع کامل نیاز مخاطب جستجوگر و پویای امروزی، موفق بوده‌اند؟

در سال‌های اخیر در حال کسب توفیق نسبی هستند. البته با توجه به این که پذیرفته‌اند که نقص داشته‌اند، می‌توان امیدوار بود.

پخش زنده برنامه‌های مناسبتی در کیفیت این برنامه‌ها تاثیر منفی ندارد؟

لزوما نه. آنچه کیفیت برنامه‌ها (چه زنده و چه تولیدی)‌ را تنزل می‌دهد، پخش زنده بعضا عجولانه است. زنده بودن باعث طراوت برنامه می‌شود و من بشدت به آن اعتقاد دارم.

اگر در میانه بحث متوجه شوید برنامه، کشش طرح موضوع را ندارد؟

بستگی دارد دلیل عدم کشش چه باشد. گاهی فرم بحث ما سنگین است یا در انتخاب سطح بحث، خطا کرده‌ایم که در هر حال این را تعدیل می‌کنیم و به زبان مطلوب بیننده بیان می‌نماییم اما اگر اصل موضوع، مبتلا ‌به بیننده نباشد و در تشخیص نیاز اشتباه کرده باشیم باید برنامه را قطع کنیم و می‌کنیم. البته اگر من تهیه‌کننده باشم. [با خنده] گاهی هم عدم کشش به دلیل ناآشنایی بیننده با موضوع بحث اتفاق می‌افتد که در آن صورت اگر تعمد و اصرار داشته باشیم که بیننده حتما با آن موضوع آشنا شود باید پیش نیازهای بحث را برایش بگوییم.

تا به حال این اتفاق در برنامه‌تان افتاده است؟

بله موضوعاتی بوده که به نظرمان رسیده زبان بیانش ثقیل است بنابراین در شب‌های بعد کوشیده‌ایم ساده‌تر بیانش کنیم البته این پیش‌بینی را در غالب موارد، قبل از شروع برنامه داریم لذا از کارشناس مهمان‌مان خواهش می‌کنیم تا بیانشان را ساده‌تر و عمومی‌تر نمایند. گاهی نیز بخشی از ثقل بیان ناشی از ذات موضوع بوده است مثل بحث عقل و دین که در هفته‌های اول دی 3 2 شب به آن پرداختیم.

چرا در ساخت برنامه‌های مناسبتی و مذهبی، کم‌تر می‌‌توانیم مخاطبمان را غافلگیر کنیم و خلاقیت محور باشیم؟

اگر نخواهیم به صراحت، دانش تخصصی و فنی و حرفه‌ای برنامه‌سازان را ناقص بدانیم باید ریشه این مساله را در اشراف کم آنها به مفاهیم دینی، تاریخ دین و دانش دینی جستجو کنیم. بسیاری از همکاران من می‌گویند اگر پول کافی به ما بدهید خیلی بهتر کار می‌کنیم حال آن که مشکل اصلی پول و امکانات نیست.

اگر در جهت رفع این دو ایراد بکوشیم قطعا وضعیت بهتری خواهیم داشت. عذر پول و امکانات برای ساخت سریال‌های الف ویژه در حوزه دین وجود داشت که آن هم خوشبختانه چند سال است با تزریق پول و امکانات از رشد چشمگیری برخوردار بوده و واقعا کارهای شایسته‌ای صورت گرفته است.

پایین بودن کیفیت را باید در راستای فعالیت برنامه‌ساز ارزیابی نمود یا سفارش دهنده کار؟

هر دو. باید دید که مدیران سفارش دهنده کار، چه توقعی را در تهیه‌کننده ساخته‌اند و تهیه‌کننده در مورد آن مناسبت، چقدر دانش و تخصص دارد.

گاهی برنامه سازان در مواجهه با انتقادات و خواسته‌ها، انتظار مخاطب از برنامه‌شان را نیازمند تصحیح می‌دانند! این موضوع درباره شما و مخاطبانتان هم صادق است؟

تصحیح، گاهی به معنای تعدیل است و گاه به معنای درست کردن.

برخی اوقات مخاطبان درخواست‌هایی دارند که در راستای رسالت برنامه نیست یا به واسطه محدودیت‌ها نمی‌توان آنها را عملی نمود لذا این موضوع در مورد ما نیز صادق است و می‌کوشیم تا در حد وسعمان برایشان توضیح دهیم.

چرا این شب‌ها در کنار پخش برنامه‌های عزاداری و روضه‌خوانی هیات‌ها که بیشتر به شور و احساس تاکید دارند، کمتر به جنبه‌هایی نظیر ارزیابی واقعه بزرگ عاشورا و اشاعه فرهنگ و منش امام(ع)‌ به گونه‌ای تاثیرگذار می‌پردازیم؟

قطعا به این موضوعات پرداخته می‌شود اما طبعا حجم برنامه‌های روی‌ آنتن، میزان توجه به موضوعات مختلف را تعدیل می‌کند. مطمئن باشید اگر احساس شود به موضوعی کم‌تر اعتنا شده یا ناگفته مانده حتما به طور شایسته مورد توجه قرار خواهد گرفت.

شیوه برنامه‌های گفتگو محور مذهبی در دایره‌ای تکراری قرار گرفته‌ است. به نظر شما حضور یک کارشناس و گفتگویی خشک و کم‌تحرک، روش مناسبی برای انتقال پیام است؟

با توجه به این که روش‌های دیگری برای بیان معارف دینی وجود دارد، هجوم همکاران ما به این شیوه، مورد تایید نیست چرا که کار را به بیراهه می‌برد، اما در عین حال در همین قالب هم می‌توان شکل، فضا و طعم گفتگو را به گونه‌ای هدایت کرد که جاذبه‌اش تا مدت‌ها قبل بماند. خوشبختانه در برنامه این شب‌ها به این مهم دست یافتیم. حجم و کیفیت استقبال از این برنامه واقعا غیرمنتظره بود و به ما ثابت کرد که گفتگو، همچنان خاطرخواه دارد و حتی اگر در ساعات پایانی شب، ابتدای صبح یا نیمه‌شب هم پخش شود بینندگانی که طالب محتوا در قالب مطلوب ارائه هستند، ریاضتمندانه، بی‌خوابی را تحمل کرده و همراه برنامه می‌مانند و حتی مسوولان را سرزنش می‌کنند که چرا فیلم و سریال را بر این نوع گفتگوها مقدم می‌دارند و ساعت مناسبی برای پخش این برنامه‌ها در نظر نمی‌گیرند. این موارد که به وفور در میان پیام‌ها و نظرات مخاطبان به چشم می‌خورد، تصمیم مدیرانی که اولویت اول بیننده را فیلم و سریال می‌دانند، زیر سوال می‌برد.

معمولا اطلاعاتی که از طریق تلویزیون ارائه می‌شود طول عمر کوتاهی دارد و کهن است. بیننده آن طور که باید و شاید از آنها بهره‌مند نگردد. برای ماندگاری بیشتر مطالبی که در برنامه بیان می‌شود تدبیری اندیشیده‌اید؟

سروش سیمایی‌های عزیز وعده انتشارDVD ها و نوارهای برنامه را داده‌اند و ما نیز در برنامه اعلام کردیم. بیننده‌ها نیز خیلی پیگیرند و مرتب در پیام‌هایشان از ما می‌پرسند که DVD های ماه رمضانتان کی به بازار می‌آید. ضمن این‌که این درخواست‌ها تایید و تاکیدی است بر پاسخی که در پرسش قبل به شما دادم. گفتگو اگر جذاب باشد علاوه بر جاذبه مستمر، صرفه تجاری نیز خواهد داشت و بیننده پس از پخش نیز حاضر است هزینه کند و دوباره آن را ببیند.

این درست است اما استفاده ازDVD براحتی برای همه امکان‌پذیر نیست؟

بله، راه‌های بهتری مثل تبدیل این گفتگوها به کتاب نیز وجود دارد. حتی جالب است بدانید برخی از بینندگان، اعلام آمادگی کرده‌اند تا به طور رایگان و بی‌هیچ چشمداشت، متن گفتگوها را به کتاب تبدیل کرده یا روی سایت قرار دهند. شما دعا کنید تا ان‌شاءالله دوستانمان در بخش انفورماتیک سازمان همکاری جدی‌تری با ما داشته و در راه‌اندازی سایت یاریگرمان باشند. برای آماده‌سازی و چاپ کتاب نیز خودم باید همت کنم تا بتوانیم به یاری خدا و کمک دوستان این خیر را تکثیر نماییم.

تجربه‌ای هم در این زمینه داشته‌اید؟

به طور جدی و چشمگیر نه. من در نوشتن تنبلم هر چند که از قلم خودم، خوشم می‌آید!

در این سال‌ها چقدر نگاه پیش رو و خط‌شکنانه را سرلوحه انتخابتان برای اجرای یک برنامه قرار داده‌اید؟

همواره تلاشم بر تمایز، تفاوت و چشمگیری بوده است. مجدانه می‌کوشم تا کارم احسن باشد.

چرا کارها و اقداماتی نظیر استفاده از نور مناسب، دکور جذاب و خوب، تصویربرداری حساب شده و ... که می‌توانند برنامه‌های مذهبی و مناسبتی را جذاب‌تر کنند بندرت صورت می‌پذیرد؟

باید گفت این معضل صرفا به برنامه‌های معارفی مربوط نیست. عمومیت دارد. متاسفانه در به‌کارگیری و پرورش نیروهای فنی نظیر نورپردازان، دکوراتورها (طراح و سازنده دکور)‌ و ... در سطح دانشگاهی، موفق نبوده‌ایم. دوستان توانایی در این زمینه‌ها وجود دارند، اما تعداد و کمیت‌شان پایین است و همین باعث ضعف جاذبه‌های بصری کار می‌شود.

کورترین گرهی که این روزها در اجرا خودنمایی می‌کند؟

پرورده نبودن مجریان در یک نظام سازمان‌یافته دانشگاهی و مدون به طور جدی مشهود است.

کم‌کاری‌هایی که بعضا در این حوزه شاهد هستیم به چه کسی بازمی‌گردد؟

به برخی مدیران بازمی‌گردد.

به تنبلی برخی از مجریان چطور؟

آنچه الان در اجرای تلویزیونی شاهد هستیم چه ضعیف باشد که هست و چه قوی، حاصل تلاش و جدیت خود مجریان است. سازمان کمتر در این زمینه وارد شده است. در مقاطعی به طور پراکنده کلاس‌هایی برگزار شده که چون با اجبار، تشویق و ترغیب همراه نبوده، اثر چشمگیری نداشته است.

نگاهتان را در محرم امام حسین(ع)‌ به چه تبرک کرده‌اید؟

به نگاه خود حضرت.

نمی‌خواهید در این روزها، اجرایتان را بیمه کنید؟

همه لحظات عمرم، بیمه نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده و هست. زندگی‌ام را نیز مدیون این بزرگواران بویژه حضرت فاطمه‌زهرا(س)‌، حضرت اباعبدالحسین(ع)‌ و حضرت رضا(ع)‌ می‌دانم.

عاشق این روزها و شب‌های محرم عشق هستید یا عاشقتان می‌کنند؟

عاشقمان کرده‌اند.

با بوی سیب هم می‌توان عاشق شد؟

با بوی سیب هم می‌شود عاشق شد.

عاشق چه؟

بوی سیب و حرم حبیب و کرب و بلا. عاشق آفریننده سرور و سالار شهیدان عالم که هر هنرمندی او راست.

تشنه آب فرات شده‌اید؟

هر بار در این باره فکر می‌کنم، قدری می‌ترسم لذا خودم را قابل نمی‌دانم که حتی به آن بیندیشم.

عاشورایی‌ترین گلواژه برای دلتان؟

یا حسین(ع)‌.

اجرایتان حرف دل دارد؟

اگر حس کنم حرف دل ندارد، کار را قبول نمی‌کنم.

می‌خواهید خدا قصه‌تان را از نو بنویسد؟

نه، کار خدا عیبی ندارد که بخواهد تجدید شود، اما دوست دارم آنچه هست استمرار پیدا کند و سر بالا برود.

در اجرا دیده شدید یا نشانتان دادند؟

به نظرم دیده شدم در آینه آسمانیان و به مدد آسمانیان.

عیوب اجرایتان پوشیده است یا می‌پوشانیدش؟

به کرم خدا و به مدد ستارالعیوبی‌اش، پوشیده است.

در اجرا، چشم به راه چه هستید؟

نگاه خدا و نه هیچ چیز دیگر.

دلتان به اجرا خوش است؟

دلم از توفیقی که به مدد و فضل خدا نصیبم شده، خرسند است.

کوچک‌ترین راز اجرای شما؟

من. بزرگ‌ترین رازش هم خداست.

تا به حال عاشق خاک شده‌اید؟

فلاسفه می‌گویند تحصیل حاصل، محال است. خاکی هستیم بنابراین خاک دوستی یا خاکی بودن، حاصل است و تحصیل کردنش محال می‌باشد.

و خاک کربلا ...؟

ان‌شاءالله قابل باشم و بتوانم به سر بگیرم یا بر سرش آرام گیرم.

در این ایام پر سوز و گداز، چه چیزی را نذر دلتان می‌کنید؟

[مکث] دلم را واقعا لرزاندید ... قابل نمی‌دانم وگرنه دوست داشتم دلم، بوریای پیکر مطهر حضرت اباعبدالله(ع)‌ بود.

بخواهید از خدا هر آنچه خواستنی است...؟

خودش را.

و در خاتمه...؟

ابتدا تشکر جدی و خارج از کلیشه به خاطر اعتنای شما به من و برنامه و سپس درخواست از بیننده‌ها برای این‌که ما را شرمنده خود نکنند و اینقدر حسن‌ظن نسبت به ما نداشته باشند و حالاتی را که گاهی از من روی آنتن می‌بینند، خیلی حمل بر صحت روح ندانند، البته نمی‌خواهم بگویم این حالات مصنوعی است و دارم بازی می‌کنم؛ اما خود را لایق این همه محبت نمی‌دانم. دلم می‌خواهد خوانندگانی که اینها را می‌خوانند به آنها که نمی‌خوانند، منتقل کنند. همچنین خواهش می‌کنم برای پاکی روحم، سالم ماندنم و حفظ آبرویم دعا کنند.

دعا، سرمایه‌ای جدی و نیازمند مستمر برای همه ماست. من نیز متقابلا به خاطر این‌که فرموده‌اند دعای شما برای دیگران حتما مستجاب است و نه برای این‌که در درگاه خدا آبرویی دارم همواره خواستار حسن عاقبت، دوام عزت و راست روی آنها هستم.

شیما و میلاد کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها