عضو کوچک خانواده همراه خوشیهایی که با خود میآورد زحمتهایی را نیز برای والدین ایجاد میکند، والدین قبل از تولد نوزادشان چنان در رویای فرزند خود غرق میشوند که به مسائل، تنشها و زحمات آن نمیتوانند فکر کنند.
اما وقتی پای این نوزاد نورسیده به میان خانواده باز میشود و تمام توجهها را به خود جلب میکند و زمانی که شور و هیجان داشتن فرزند میان والدین فروکش میکند، آن وقت زن و شوهر به خود میآیند و میبینند که یکدیگر را فراموش کردهاند، تمام زندگی آنها کودکشان شده است و بس. آنها نهتنها به یکدیگر توجهی ندارند، بلکه حتی به خودشان هم نمیتوانند توجه کنند. در همین زمان است که والدین این مهمان عزیز را مزاحم و موجب اختلال زندگی خویش میبینند. دیگر مزاحمتهای نوزاد برنامه خواب و خوراک آنها را برهم ریخته است. دیگر آنها فرصت و حتی حوصلهای برای روابط احساسی خود ندارند و این واقعیتی است که زندگی اکثر والدین جوان را درگیر خود ساخته است.
این عضو جدید با وجود سن کم توقعات زیادی دارد. این توقعات زیاد تمام نیروی مادر را از بین میبرد و برای روابط زناشویی حوصلهای باقی نمیگذارد، خصوصا این که مادر شاغل نیز باشد، آن وقت مشکلات و سختیها دو برابر میشود.
پدران فراموش میشوند
اغلب مردان از بیتوجهی زن خود شکایت دارند و خود را فراموششده میدانند. معتقدند فرزندشان تمام زندگی همسرشان را پر کرده است و برای او هیچ چیزی به اندازه کودک اهمیت ندارد. از اینروست که چنین مردانی خود را از دایره پیوستگی و پیوندی که بین مادر و نوزاد به وجود آمده بیرون میبینند، تا حدی که فرزند را رقیب عشقی خود تلقی میکنند. این حساسیتها و عواطف متضاد یعنی دوست داشتن فرزند در کنار احساس رقابت با او واکنشهای متفاوتی را در مردان جوان برمیانگیزد.
احساس تنهایی
یکی از کارکردهای اساسی خانواده، آرامش یافتن در کنار یکدیگر و با هم بودن است، اما وقتی نوزاد جدیدی وارد جمع دو نفره میشود، مسوولیتها و مشکلات جدید نیز اضافه میشود. واضح است که نگهداری از چنین موجود پاکی قسمت عمدهای از وقت مادر را به خود اختصاص میدهد، لذا فرصت چندانی برای رسیدگی به شوهر باقی نمیماند و مرد احساس تنهایی میکند و نتیجه میگیرد که دیگر مورد علاقه همسرش نیست و فرزند جای او را گرفته است. تداوم این احساس تنهایی خطرناک بوده و ریشه بروز احساسات دیگری در پدران جوان است مانند احساس ناامنی.
پدر در اثر تولد فرزند تنها مانده و به دلیل احساس تنهایی دچار احساسات منفی دیگری چون بیتکیهگاهی، عدم امنیت و حتی خشم نیز میشود. همین جاست که پدر نسبت به فرزند خود احساس حسادت میکند و برای این که بتواند این خلا‡ موجود در زندگی خود را پر کند به سرگرمیهای دیگری خارج از منزل کشیده میشود، مثلا برخی تا نیمهشب کار میکنند با این توجیه که فرزند تمام وقت همسرش را پر کرده است. برخی دیگر نیز به طرف دوستان دوران مجردی خود میروند.
چاره چیست؟
متخصصان و روانشناسان بیتوجهی زن به مرد پس از زایمان را امری طبیعی میدانند و معتقدند که علت واقعی و ساده این رفتار تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیکی است که پس از زایمان در مادر به وجود میآید. یک زن دارای دو نوع هورمون یعنی هورمونهای جنسی و هورمونهای عاطفه مادری است. قبل از تولد نوزاد، هورمونهای جنسی فعالتر از هورمونهای مادری است و به این دلیل توجه و میل بیشتری به شوهر خود نشان میدهد. پس از تولد نوزاد، وضع فوق معکوس شده و هورمونهای مادری فعالتر میشود. این یک پدیده بیولوژیکی طبیعی برای بقای نسل و پرورش نوزاد است که فصل کوتاه و موقت، یا فصل سرد زندگی زناشویی را به وجود میآورد.
در این دوره مادر تمام نیروی خود را برای رسیدگی به نوزاد و تغذیه او به کار میبرد و ممکن است حتی فرصتی برای نشستن در کنار همسر خود پیدا نکند. بعد از چند ماه که دوره شیردهی به پایان میرسد و نوزاد بهاندازه کافی رشد میکند، زحمت مادر نیز کمتر میشود و زندگی مشترک فصل جدید و خوشی را از سر میگیرد. مردان نیز میتوانند در این زمینه به همسرانشان کمک کنند، مثلا اگر برخی مسوولیتهای مادر در منزل مانند بچهداری تا حدی از دوش او برداشته شود مسلما فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور دیگر و به خصوص توجه به همسر در اختیار خواهد داشت و کارهای معمول روزانه او را از پا نخواهد انداخت. از طرفی اگر پدر در نگهداری فرزند به همسر خود کمک کند، مهر و علاقه پدری او به فرزندش زیاد میشود و به جای حسادت به او عشق میورزد. پدر و مادر باید صبور باشند، چراکه در آن صورت متوجه خواهند شد هیچ علاقهای جای عشق به همسر را پر نخواهد کرد، زیرا عشق به همسر با عشق به فرزند تفاوت دارد. پس زوجهای جوان برای حفظ آرامش در زندگی مشترک باید از این تغییرات آگاه باشند، درواقع سازش با زندگی پس از تولد نوزاد و تحکیم روابط خانوادگی تا حد زیادی به تفاهم در این زمینه بستگی دارد. والدین میتوانند نوزاد را در گردشها و مهمانیها با خود برده و از حضور او لذت ببرند، در این لحظه زن و شوهر بهتر میتوانند از احساسات یکدیگر باخبر باشند. آن وقت است که متوجه میشوند وجود فرزند رحمت است نه زحمت.
دیانا رحمتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم