سیمای حج در تلویزیون
مخاطبان تلویزیون اکنون میدانند که در مناسبتهایی چون عید نوروز، محرم، رمضان و دههفجر میتوانند آثاری را به تماشا بنشینند که داستان آنها به نوعی مرتبط با این مناسبتهاست. اما امسال شبکههای مختلف تلویزیون با پخش فیلمهایی با موضوع حج نشان دادند که ایام حج نیز برای تلویزیون تبدیل به یک مناسبت شده است.در ایام قربان و غدیر تلهفیلمهایی از تلویزیون پخش شد که سازندگان آن تلاش کرده بودند با نگاهی به تاثیرات حج بر روح و روان انسانها، تحولی را که در آنها شکل میگرفت به نمایش بگذارند. این گونه از فیلمها را میتوان در گونه فیلمهای معناگرا قرار داد، گونهای که تلویزیون در آن تجربه زیادی دارد چون تاکنون هم فیلم و هم سریالهای زیادی را در این گونه تولید و پخش کرده است و دیگر نیاز به تجربهاندوزی در این زمینه ندارد. اما با نگاهی به فیلمهایی که در این روزها از رسانه ملی پخش شد آنقدر کامل و تاثیرگذار نبودند که نشاندهنده این باشند که سازندگان آنها از تجربیات دیگران استفاده کردهاند. گروهی ضعف محتوایی و ساختاری این تلهفیلمها را زمان اندکی ذکر میکنند که به تولید آنها اختصاص یافته بود اگراین ادعا درست باشد پرسش این است که مدیران تلویزیون چه زمانی بر مشکل زمان در ساخت آثار مناسبتی فائق خواهند آمد. مناسبت از مدتها پیش در تقویم مشخص است و کارگردانان و تهیهکنندگانی هم که علاقهمند هستند برای این مناسبتها فیلم و سریال بسازند، مشخص هستند بنابراین چرا نمیتوان مشکل زمان در تولید آثار مناسبتی را حل دارد و این به اصطلاح بهانه را هم از سازندگان آثار بگیرد تا آنها همیشه مشکل کمبود زمان را دلیلی بر ضعف آثار خود ندانند.
اما در کنار آثار نمایشی مربوط به حج فیلمها و برنامههای مستند قابل توجهی هم از تلویزیون به نمایش در آمد که با تماشا با آنها میتوانستی برای لحظهای هم که شده از این دنیای خاکی فاصله گرفت و به سرزمین وحی رفت و حال و هوای آنجا را بهتر و بیشتر درک کرد. وقتی این فیلمهای صادق و مستند را در باره حج میبینی با خود میگویی شاید بهتر باشد تلویزیون تمرکز خود را روی تولید آثار مستند قرار دهد و از این طریق مردم را به دیدن فیلمهای مستند با ارزش عادت دهد و آنها را با مناسک حج و تحول روح انسانها بیشتر آشنا کند.
البته در کنار آثار مستند و نمایشی تلویزیون یکسری برنامه ترکیبی و گفتگو محور نیز برای ماه حج تولید کرده است که برخی از آنها دیدنی هستند مثل برنامههایی که کمال تبریزی یا محمدحسین لطیفی در آنها حضور مییابند و از روزهایی میگویند که در مکه و مدینه بودهاند و یا برنامههایی که وحید جلیلوند اجرای آنها را به عهده دارد اما واقعیت این است که احسان علیخانی برنامههای خود را خیلی خودمانی میکند، آنقدر که بیننده از این راحتی دلزده میشود و دیگر نمیتواند با برنامه علیخانی ارتباط برقرار کند.
مجید قناد مجری برنامه فیتیله هم امسال به مکه رفته بود.نبود او در این ایام واقعا محسوس بود، هر هفته یکی از مجریان برنامههای کودک شبکه دو سیما به برنامه فیتیله میآمد و جای قناد را پر میکرد اما بچهها به اجرای قناد عادت کرده بودند و کمتر میتوانستند با اجرای دیگر مجریان ارتباط بگیرند. اما نکته جالب برگشت عمو قناد از سفر حج و حضور او در برنامه فیتیله بود، بچهها با دیدن سر تراشیده عمو قناد کلی میخندیدند و میپرسیدند موهای عمو چی شده؟ اما قناد توانست در اولین حضور خود در برنامه کودک بعد از حاجی شدن موفق ظاهر شود و با بچهها ارتباط خوبی برقرار کند، شوخیها و بگو بخندهای او با بچهها درست مثل زمانی بود که قناد هنوز به مکه مشرف نشده بود. این نشاندهنده این است که کارحرفهای برای مجری چون قناد با دیگر مسائل زندگیش ربطی ندارد، او به کارش که ارتباط برقرار کردن با کودکان است ایمان دارد و آن را جزئی از شخصیت خوب خود میداند برای همین پس از بازگشت از مکه بدون کوچکترین وقفه به کار خود ادامه میدهد. البته قناد در اولین حضور خود در شبکه دو بعد از حاجی شدن کلی از زحمات همکاران خود در گروه کودک و نوجوان شبکه 2 سیما سپاسگزاری کرد و گفت که در روز کودک و رسانه سنگ تمام گذاشتهاند و برنامههای خوب آنها را در مکه دیده است و این را هم اضافه کرد که این برنامهها آنقدر جذاب و دیدنی بودهاند که حاجیهایی هم که زبان فارسی نمیدانستهاند به تماشای این برنامهها نشستهاند و کلی از آنها تعریف کردهاند.
یلدا و شبی کوتاه در تلویزیون
شب یلدا هم از مناسبتهایی بود که تلویزیون سعی کرد برای همراهی با مردم در این شب سنگ تمام بگذارد.
اولین چیزی که در ابتدای این شب در سیما خودنمایی میکرد آموزش تزئین هندوانه به شکل انواع گل بود که برنامه <به خانه برمیگردیم> آموزش میداد و البته کسانی که این کار برای آنها بسیار دشوار است و اصلا اهل سفرهآرایی و میوهآرایی نیستند را با این پرسش روبهرو میکرد که اکنون که شب یلدا آغاز شده است خانم خانه چقدر وقت دارد که یک هندوانه یا چند هندوانه را به این شکل تزئین کند. احتمالا این برنامه باید چند روز یا چند شب قبل از شب یلدا از شبکه تهران یا دیگر شبکهها پخش میشد تا خانمها وقت پیدا میکردند با خراب کردن چندین هندوانه گران قیمت، تزئین این میوه بهشتی را بیاموزند.
در شب یلدا یک اتفاق دیگر هم افتاد و آن حضور فرزاد حسنی در برنامه شب یلدای شبکه یک به عنوان مجری بود. بعد از اینکه حسنی برای مدتی در تلویزیون غایب شد نگارنده تا شب یلدا او را در هیچکدام از شبکهها ندیده بود به همین مناسبت برگشت او را به دنیای اجرای تلویزیون به فال نیک میگیریم. جدای از بحث نوع اجرای حسنی که طرفداران و مخالفانی دارد، حفظ مجریان پر طرفدار در تلویزیون باعث میشود که آنها خدای ناکرده هوس رفتن با آن طرف آب و حضور در شبکههای لوسآنجلسی را نکنند. شبکههایی که به معنای واقعی کلمه آبروی ایرانی جماعت را در سراسر دنیا بردهاند چون آنقدر بد و غیر حرفهای برنامه میسازند و آنقدر مجریانشان بیسواد و سخیف هستند که آدم خجالت میکشد بگوید آنها ایرانی هستند. نگارنده هیچ خصومتی با این گروه از ایرانیان خوش نشین خارج ندارد و فقط همیشه بااین مساله در ذهن خود روبهروست که آنها که در مهد رسانه و ارتباطات مدرن زندگی میکنند چرا نمیروند کمی کار یاد بگیرند؟ آیا آنها فکر میکنند ایران هنوز در دهه 40 مانده است و مجریان تلویزیون ایران مثل خاله زنکهایی هستند که مدام حرف مفت میزنند و هر و کر میکنند. جالب این جاست که یکی از مجریان سیما که هوای آن طرف آب به سرش زد و رفت و ماندگار شد با پیوستن به این شبکهها همه تجربیات خوبی را که در ایران در زمینه اجرا به دست آورده بود و با استفاده از آنها میتوانست در دنیای اجرا مدعی باشد همه را فراموش کرد و کنار گذاشت و مثل جادو شدهها خود را در اختیار برنامهسازان بیسواد آنطرف قرار داد. البته این مجری زمانی رفت که در اوج شهرت بود و تلویزیون هم برای او ارزش زیادی قائل بود اما او رفتن را به ماندن با آبرو، شهرت، ثروت و... ترجیح داد و رفت تا سالها عمر و تجربهاندوزی خود را نادیده بگیرد. راستی این آدمهای معروف که شهرت بخشی مهمی از زندگی آنهاست و به دوست داشته شدن ازطرف مردم عادت دارند، چگونه میتوانند در غربت ودر اوج ناشناس بودن زندگی کنند و از زندگی خود لذت ببرند، آخر آنها عادت دارند که به محض خروج از خانه با مردمی روبهرو شوند که به آنها احترام میگذارند و دوست دارند در کنار آنها عکسی به یادگاری بگیرند.
حال که صحبت از این مجری رفته به خارج شد بد نیست یادی هم بکنیم از برنامهای که از شبکه 2 سیما به مناسبت عید غدیر در چند روز متوالی پخش شد و اجرای آن به عهده علیرضا خمسه و کاظم احمد زاده بود. آنها اجرای خوب و منسجمی داشتند، خمسه کمدینی معروف است و احمدزاده در اجرای برنامههای مناسبتی و مذهبی یدی طولانی دارد. اجرای این دو در کنار هم نشان داد که آنها میتوانند زوج موفقی در اجرا باشند.
برنامه دو قدم مانده به صبح هم از مناسبت شب یلدا استفاده کرد و سری جدید برنامه را با دکوری جدید به روی آنتن فرستاد و چه خوب که در سری جدید این برنامه باز هم صالحعلاء مجری اصلی برنامه است و مخاطبان این برنامه میتوانند از اجرای خوب او با گفتار منحصر به فردش لذت ببرند. در شب یلدا اهورا ایمان، یکی از ترانهسرایمان معاصر مهمان دو قدم مانده به صبح بود و هم او بود که از آئینهای قدیمی در شب یلدا سخن گفت و یادآور شد که فرهاد، چقدر خوب آئینهای ایرانی و سنتهای ماندگار را در ترانههایش منعکس کرده و باعث شده تا آنها تبدیل به زمزمههایی شوند که جوانهای قدیم آنها را زمزمه میکنند و جوانهای امروز البته با آنها بیگانه هستند.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم