از امروز هرجای این آب و خاک که باشی؛ در هیاهوی پایان ناپذیر شهر یا در خلوت ناب روستا، در کوچه و خیابان یا در خانه، همه جا نوحه شهادت مردی به گوش میرسد که قرنها پیش دست اهل و خاندانش را گرفت و از عرفات عرفان الهی رهسپار منای نینوا شد تا با خون خود، فرزندان و یارانش دین جدش را زنده کند که میدانست جز این راهی نمانده است.
این روزها زمین و زمان نوحه خوانند و در صدای سوگ آنها زمزمههای محتشم کاشانی سوز و رنگی دیگر دارد. تکیهها و حسینیهها با پارچههایی آذین بندی شدهاند که شعرهای این شاعر شیعی و عاشق را بر آنها نگاشتهاند و لحنها همه به رنگ صدایی است که مینالد: آه از دمیکه باکفن خون چکان ز خاک/آل علی(ع) چو شعله آتش علم زنند/ فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت/ گلگون کفن به عرصه محشر قدم زنند/جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا/ در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند.
محتشم و شعر شور انگیزش زندهاند و بر لبهای عاشقان حسین(ع) جاری؛ هیچ شعری این چنین در خانه دل و دیده این ملت ننشسته است و هر سال محرم که میرسد باز این مردم با زمزمههای سوزناک محتشم میخوانند و میگریند.
این که چرا ترکیببند محتشم کاشانی چنین زنده و بی مرگ هر سال بر زبان عالم و عامی جاری، است خود جای بحثی مفصل میطلبد. استفاده آگاهانه او از صنایع ادبی، قدرت شاعری و زبانآوری او از یک سو و تکیه این ترکیب بند از سوی دیگر بر عواطف مخاطبان از جمله علتهایی است که برای زنده ماندن این سروده بلند میتوان بر شمرد. از دیگر سوی شیوه روایی شعر که دارای آغاز و اوج و آنجا میاندیشیده و سنجیده است نیز از دلایل باقی ماندن این اثر در ذهن و زبان مردم شده است.
در سالهای اخیر گروهی از شاعران کشورمان در اقتفا از محتشم، ترکیب بندهای با ارزشی در کنار غزلهایی شورانگیز و مثنویهایی ارجمند سروده و بر گنجینه هنر عاشورایی و ادبیات حسینی افزودهاند. البته باید اضافه کرد که این آثار به اندازه ارزشمندی ادبیشان در جامعه و بویژه در مجالس و محافل عاشورایی رواج نیافتهاند.
این روزها که بسیاری از کارشناسان دینی، فرهنگی و ادبی از رواج نگرانکننده ادبیات سخیف و مبتذل در برخی نوحهخوانیها و مجالس سوکواری سخن میگویند، نشر و رواج سرودههای سخته، با ارزش و دارای ظرفیتهای هنری و هنجارهای دینی و معرفتی میتواند به عنوان راهکاری عملی در راه نشر ادبیات عاشورایی اصیل مورد توجه قرارگیرد.
نهادها و سازمانهایی چون سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران با تهیه جزوهها و کتابهایی که در برگیرنده این گونه سرودههای ارزشمند که منتقل کننده درست و با اصالت معارف عاشورایی است در پرکردن این خلا گامی عملی بردارند.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم