در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با تداوم روند کاهشی قیمت نفت، رئیسجمهور اخیرا از توانایی اداره کشور با نفت 5 دلاری صحبت کردند که البته از اهداف برنامههای توسعه در اقتصاد ایران نیز به شمار میرود ولی در شرایط فعلی جنابعالی تا چه میزان این صحبت را اجرایی میدانید؟
برای پاسخگویی به این سوال میتوان مقطع زمانی 8 ماه گذشته را در نظر گرفت که متوسط قیمت نفت برای اقتصاد ما حدود 80 تا 85 دلار بود که قیمت بالایی تلقی میشد؛ اما متغیرهای کلان اقتصاد کشور از جمله تورم، نقدینگی و کسری بودجه به مرز هشدار رسیدند، همچنین سناریوهای موجود ما برای آینده اقتصاد نه با در نظر گرفتن قیمت نفت در سطح 5 دلار اما با لحاظ کردن قیمتی پایینتر از مرز 40 دلار ترسیم میشود و این در حالی است که بودجه سالانه ما با نفت 80 تا 85 دلار با یک کسری قابل توجه مواجه است و البته حساب ذخیره ارزی نیز موجودی چندانی ندارد و پسانداز ارزی ما نیز هزینه شده است. مجموع این شرایط نشان میدهد که حتی اگر قیمت نفت کاهش پیدا نمیکرد دولت ناچار به ارائه متمم و اصلاح بودجه بود. بنابراین به دلیل رشد هزینههای جاری بودجه و تامین آن از درآمد نفت در حال حاضر بودجه ما به سختی شرایط قیمت نفت کمتر از 80 دلار را تحمل خواهد کرد و به نظر میرسد که با قیمت 50دلار به سختی میتوان شرایط را آماده و منابع را تامین کرد و هر طور که حساب کنیم میبینیم که عملکرد بودجه 88 ما تحت هیچ سناریویی نمیتواند کمتر از 100هزار میلیارد ریال باشد، البته ممکن است بودجه با رقم کمتری در مجلس تثبیت شود، اما تاکید من روی عملکرد بودجه است و اینکه به ناچار برای سال آینده باید متمم بدهیم و این بودجه با توجه به تورم فزاینده در اقتصاد به ناچار با یک رشدی حداقلی در هزینهها روبهرو خواهد بود و با نفت 50 دلار هم بیش از 250 هزار میلیارد ریال کسری خواهیم داشت بنابراین شاید مطالب دیگری مدنظر رئیسجمهور بوده است که صحبت از توانایی اداره کشور با نفت 5 دلار را مطرح کردند، اما محاسبات نشان میدهد که شرایط نگرانکنندهای حتی با قیمتهای کنونی نفت در انتظار اقتصاد ایران است.
به نظر شما این شرایط نگرانکننده در کدام وجوه تاثیر بیشتری از خود نمایان میکند به طوری که اداره کشور را با مخاطره روبهرو کند؟
ببینید اگر هزینههای ما در حد 100 هزار میلیارد تومان و درآمد ما حداکثر 75 هزار میلیارد تومان باشد ما کسری 25 هزار میلیارد تومانی در بودجه خواهیم داشت، در این صورت این کسری باید به نحوی تامین شود یعنی یا هزینهها کاهش یابد که کاهش هزینهها البته بسیار مشکل است و اگر دولت بخواهد سیاست ممنوعیت استقراض از بانک مرکزی را نادیده بگیرد ممکن است اقتصاد دچار تورم بسیار بیشتری شود که فشار به طبقات کمدرآمد را مضاعف میکند و از طرف دیگر اگر هزینهها کاهش یابد فشار به خدمات دولت وارد میشود، همانطور که قبلا اشاره کردم با افزایش نرخ تورم ارقام بودجه در طرف هزینهها متناسب با این نرخ باید افزایش یابد یعنی در بخش حقوق و دستمزد و همچنین در بخش تامین مواد و مصالح و خریدهای دولت با افزایش هزینه مواجه میشویم ضمن اینکه از طرف دیگر هم درآمدهای دولت در فشار قرار میگیرد، اما در مجموع باید گفت اگر سیاست دولت در سال آینده حفظ و تثبیت نرخ ارز باشد آن وقت بودجه دولت با هزینههای بسیار زیاد در سال آینده مواجه میشود که مسلما کمتر از یک میلیون و 100 هزارمیلیارد ریال نخواهد بود این در حالی است که ما درآمدهایی به مراتب کمتر خواهیم داشت و در نتیجه بروز کسری بودجه به افزایش تورم و بیثباتی در سایر متغیرها میانجامد.
همانطور که مستحضرید دولت هشتم در ابتدای روی کار آمدن خود با نفت 10 دلاری همراه شد و پس از 8 سال با افزایش تدریجی قیمت نفت دولت را تحویل داد. در حال حاضر نیز دولت نهم شاهد کاهش قیمت نفت از بالای مرز 100 دلار به زیر 50 دلار است با این توصیف آیا میتوان ارتباط یکطرفه دقیقی بین نوسانات قیمت نفت در طی این مدت با برخی از شاخصهای اقتصادی مانند نقدینگی، تورم و کسری بودجه را صرف نظر از سیاستهای مالی و پولی دولتها در نظر گرفت؟
ببینید در سال 77 قیمت نفت متوسط 5/10 دلار بود و این قیمت دولت را با کسری بودجه مواجه کرد البته در آن زمان بودجه دولت 7 هزار میلیارد تومان بود یعنی کمتر از یک دهم بودجه سالجاری و با این حجم بودجه ما کسری در حدود 2 هزار میلیارد تومان داشتیم که البته در آن زمان سازمان برنامه تلاش کرد استقراض از بانک مرکزی صورت نگیرد و تلاش برای افزایش درآمد و تعدیل هزینهها صورت گرفت، اما به رغم این برنامهها در سال 77 رشد اقتصادی ما به دلیل فشار ناشی از کمبود ذخایر ارزی کاهش پیدا کرد، اما در کنار کاهش رشد اقتصادی سیاست کنترل رشد نقدینگی از طریق ممانعت از استقراض از بانک مرکزی باعث شد تا تورم مهار شود و آمار عملکرد اقتصادی دولت در سالهای 77، 78 و 79 نشان میدهد که ما کمترین رشد نقدینگی را در طی این سه سال داشتیم که به دلیل کنترل زیاد برای تثبیت انضباط مالی و پولی و هماهنگی شدید بانک مرکزی و سازمان برنامه بود که باعث شد نقدینگی تحت کنترل باشد و در نتیجه ما در آن زمان مانع از این شدیم که تورم شدت بگیرد بخصوص اینکه در سال 78 ما افزایش 80 درصدی قیمت بنزین را داشتیم که خیلی تصور میکردند منجر به تورم شود ولی با اعمال آثار کنترلی بر روی نقدینگی کاملا مهار شد، شما باید توجه کنید که ما الان داریم راجع به شرایطی صحبت میکنیم که رشد نقدینگی کمتر از 20 درصد بوده است در حالیکه در سالجاری ما رشد نقدینگی بالای 40 درصد را داشتیم و سایر شاخصهای اقتصادی نیز این تفاوت را داشتند بنابراین نمیتوان صرفا وجود یک رابطه یکطرفه را تایید کرد.
با توجه به این عوامل میتوان آسیبپذیری اقتصاد ایران از کاهش قیمت نفت را در تمام ادوار پذیرفت، اما از نظر شما مهمترین دلایل افزایش این آسیبپذیری در چند سال گذشته چه بوده است؟
در طول چند سال اخیر 3 اتفاق افتاده است که اقتصاد ایران را در برابر کاهش قیمت نفت آسیبپذیرتر کرده است؛ اول افزایش بیرویه واردات بود که به رقم بالای 60 تا 70 میلیارد دلار رسیده است که این ارقام قبل از این اصلا قابل تصور نبود، اما به دلیل افزایش درآمد نفت و سیاست افزایش سطح رفاه مردم با گسترش واردات به این ارقام رسیدیم در حالیکه تا چند سال پیش اقتصاد ما نصف این رقم واردات داشته و حالا با کاهش قیمت نفت. یا باید واردات را کاهش دهیم یا اینکه از ذخایر بانک مرکزی استفاده کنیم که این اتفاق کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار خواهد داد مساله دوم اینجاست که به دلیل رشد بالای بودجه چون این رشد از محل افزایش درآمد نفت بوده است تمام این ارقام در بودجه تبدیل به تعهدات دولت در قبال مردم شده است که در قالب حقوق و مزایا، یارانهها و مستمریهای بازنشستگی و سایر طرحها و پروژهها خود را نشان میدهد که این تعهدات را نمیتوان بسادگی زمین گذاشت و زمانی که منابع بودجه محدود میشود این اثرات به جامعه منتقل میشود، البته مشکل اصلی اینجاست که این افزایش بیشتر صرف امور جاری یا کوتاهمدت سرمایهای شده است و ظرفیتی که در سالهای آینده میخواهد وارد اقتصاد شود تا این افزایش قابل توجه تقاضا را جبران کند در طرف دیگر اقتصاد وجود ندارد.
و اثر سوم اینکه از سال 83 قیمت انرژی تثبیت شد و درآمد نفت بالا رفت که باعث افزایش بیرویه مصرف انرژی در کشور شد و ما در تامین انرژی به خارج وابسته شدیم و الان نیز وابسته به واردات شدیم و بهرغم این واردات با کمبود انرژی مواجه هستیم مثل بنزین و گاز در نتیجه ما با کاهش قیمت نفت در این سه حوزه مشکل جدی خواهیم داشت و باید ببینیم که با واردات بیرویه و میزان مصرف بالای انرژی چه خواهیم کرد و رشد بیرویه بودجه و تعهدات دولت چگونه تامین خواهد شد و به نظر من این مهمترین سوالات در اداره کشور خواهد بود که بر حسب اینکه جواب سوالات چه باشد میتوان تاثیر این مسائل را در زندگی تحلیل کنیم.
در حال حاضر راهکار کاهش این آسیبپذیری با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران چیست؟
در مورد واردات باید گفت افزایش واردات در کل فاکتور نامناسبی تلقی نمیشود به شرطی که با صادرات جبران شود به طوری که اگر ما صادرات صنعتی داشتیم مشکلی وجود نداشت، اما واردات ما از طریق درآمد نفت است و بخش مهم صادرات غیرنفتی ما نیز که مشتقات نفت است با کاهش قیمت نفت کاهش خواهد یافت و این مشکل جدی ما خواهد بود. ما برای اینکه به افزایش صادرات صنعتی برسیم باید سرمایهگذاری خارجی میداشتیم و در استراتژی صنعتی نیز یادآور شده بودیم که با درآمد نفت حدود 30 میلیارد دلار ما باید 65 میلیارد دلار صادرات داشته باشیم که این شکاف را صادرات صنعتی پر کند که البته این یک تحول بسیار مهمی محسوب میشد. در مورد بحث افزایش حجم بودجه و وابستگی بودجه به نفت در برنامههای توسعه سوم و چهارم موکدا صحبت از کاهش این وابستگی وجود دارد، اما در حال حاضر با توجه به اینکه طی 3 سال گذشته ارقام بودجه رشد بسیار بالایی را تجربه کرده است و بخش اصلی ارقام درآمدی نیز از طریق درآمدهای نفتی تامین شده در نتیجه ما امروز با بودجهای عمیقا وابستهتر به نفت نسبت به سالهای گذشته مواجه هستیم به طوریکه اگر رقم 940 هزار میلیارد ریال بودجه را در نظر بگیریم با کسر رقم یارانه انرژی که 120 هزار میلیارد است به رقم حدود 820 هزار میلیارد ریال میرسیم که از این رقم حدود 200 هزار میلیارد ریال آن شامل مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم است که مجددا مالیاتهای غیرمستقیم نیز به دلیل وجود تعرفهها و گمرکات به نوعی از قیمت نفت تاثیرپذیر است در نتیجه بودجه شدیدا به نفت وابسته شده است و ارقام بودجه نیز منعکس کننده تعهدات تثبیت شده هر دولتی است که درآینده سر کار میآید یعنی آنچه به عنوان هزینه در بودجه منظور شده است با توجه به افزایش نرخ رشد جمعیت و نرخ تورم چارهای جز افزایش در آینده ندارد. در نتیجه این آسیبپذیری تداوم پیدا میکند.
محسن یعقوبی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: