ترمیدور امپریالیستی ، بدعتی ناساز

تاریخ نگاران فرانسوی بازگشت کند و ناهموار ، به زمانهایی بیشتر آرام و کمتر انقلابی را واکنش ترمیدوری می دانند.
کد خبر: ۲۲۴۹۱
شاید ترکیب ترمیدور امپریالیستی از دو جهت مورد قبول قرار نگیرد. اول از این که عموما این واژه را در ادبیات اجتماعی برخی جامعه شناسان بیشتر در بررسی انقلاب ها به کار برده اند. برینتون در کتاب کالبدشکافی چهار انقلاب از مرحله ترمیدور به عنوان چهارمین مرحله انقلاب ها یاد کرده است . بنابراین ترکیب این واژه با امپریالیسم چندان مطلوب برخی نیست . دوم این که گروهی در اصل واژه امپریالیسم و ضرر و زیان آن شک دارند و وجود آن را مربوط به دوران دیگر و نهایت تا دهه 1970میلادی می دانند. امپریالیسم در کهن ترین شکلش به وسیله اسپانیایی ها، پرتغالی ها ، ایتالیایی ها و بعدا انگلیسی ها اعمال شد. تا پایان قرن 19 آنها پس از تصرف سرزمین ها در آفریقا و آسیا کشور را به فرمانداران اعزامی از کشور اشغالگر واگذار می کردند تا بهره کشی و استثمار در زیر فشار چکمه و سرنیزه های خونین عملی شود. اما امپریالیسم از آغاز قرن بیستم ، مخصوصا بعد از جنگ جهانی اول وارد مرحله دیگری شد. بیداری ملتها و ظهور جنبش های ناسیونالیستی شکل دوم را بر دولتهای امپریالیستی تحمیل کرد. در این شکل در کشورهای مستعمره دولتهای دیکتاتوری محلی در شکل نظامی و یا غیرنظامی البته با حمایت کامل نظامی بر سر کار آورده شدند تا دولتهای امپریالیستی در پناه و سنگر این گرگ های در لباس میش بتوانند گله و حاصل آن را یکجا ببرند. دهه 1960 پایان دوره بهره برداری از این شکل سلطه برای امپریالیسم بود و شکل سوم آن را امریکایی ها تعقیب کردند. یکی از دلایل عمده پیدایی شکل جدید امپریالیسم ، علاوه بر آگاهی های رو به رشد توده های مردم و جنبش های آزادیخواهانه تصمیم امریکا به صدور ارزشهای امریکایی به تمام دنیا بود که از اصول استراتژیک آن است ، تا بدینوسیله سلطه اش به دنیا بی رقیب و هماورد باشد. لذا ترویج حقوق بشر و دمکراسی امریکایی در دستور کار قرار گرفت . مطابق این مدل حکومت های جدید باید به ظاهر متکی به رای مردم باشد. بدین جهت دوره حکومت نظامیان و دیکتاتورهای دست نشانده در این کشورها به پایان رسید. در امریکای لاتین حکومت های به ظاهر متکی بر آرای عمومی ، اما با حاکمیت دیکتاتورهای دست نشانده جدیدی به کمک سازمان سیا و افراد و سازمان های وابسته و تابع امریکا و بعد در امریکا و آسیا از طریق انتخابات فرمایشی برسرکار آمدند. امریکایی ها در دو دهه اخیر تلاش زیادی برای اصلاح و تکمیل این روش جدید از خود نشان دادند. هر جا که نتیجه انتخابات برخلاف نظر آنها واقع شد، کودتای نظامی ، یا ایجاد بحران های اجتماعی پیامد آن بود. کودتا در الجزایر، بعد از پیروزی اسلام گرایان و کودتا در ترکیه بعد از روی کار آمدن اربکان از نمونه های روشن است که قابل یادآوری است و بحران های سیاسی ، اجتماعی در اندونزی ، مالزی و همین اواخر در ونزوئلا به جهت مقابله با حکومت مردمی هوگو چاوز نمونه دیگری است که بیانگر آن می باشد که امریکا به دنبال برقراری چه نوع دمکراسی در این کشورها می باشد. اما داستان امروز عراق و واگذاری حکومت آن به یک ژنرال امریکایی آقای جی گارنر یک ترمیدور امپریالیستی است . بازگشت به اولین مرحله رفتار امپریالیسم یعنی بازگشت به بیش از دویست سال قبل است . «بوشیسم» کهنه می اندیشد ، کهنه و عقب مانده عمل می کند ؛ اما با ادبیات روز و دنیای نوین اطلاعات سخن می گوید.

حسن خجسته
دکترای مدیریت استراتژیک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها