اصغر فرهادی

نقب به ساحت اجتماع و خانواده

اواخر دهه 1370مجموعه‌ای تلویزیونی از شبکه تهران پخش شد که بتدریج توجه بسیاری از تماشاگران این رسانه را به خود جلب کرد. نام این مجموعه داستان یک شهر بود و درباره گروه سازنده برنامه در شهر بود که هر یک از عواملش چه در زندگی فردی شان و چه در رویارویی با آدم‌های شهر و معضلات زندگی‌شان، دچار قبض و بسط‌هایی احساسی و ادراکی در دل و ذهن خود و بینندگان سیما می‌شدند.
کد خبر: ۲۲۴۷۵۱

برای بسیاری از بینندگان و صاحب نظران سوال بود که بدانند کارگردان این سریال کیست که چنین عمیق و شرافتمندانه وارد حوزه‌های کمتر مطرح شده در بافت زندگی و روابط شهری می‌شود و فارغ از کلیشه‌ها و شعارمداری‌های متداول به طرح دغدغه‌های جدی در این رابطه می‌پردازد. از آن زمان نزدیک به یک دهه سپری شده است و حالا آن کارگردان ،شهرتی فراگیر نه صرفا در تلویزیون، بلکه در سینما به دست آورده است و حالا « اصغر فرهادی» نامی آشنا و معتبر در حوزه سینمای ماست.

فرهادی سال 1351 در بوشهر به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا و کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس است و کار در سینما را از سال 1365 با فعالیت در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد. اولین کار حرفه‌ای‌اش در مقام کارگردان همان سریال داستان یک شهر بود که ساخت پنجاه قسمتش را به عهده داشت. البته قبل از آن فرهادی فیلمنامه می‌نوشت و متن آثار تلویزیونی مانند سری نخست سریال روزگار جوانی، پزشکان و ماه مهربان را او به رشته تحریر درآورده است. سریال داستان یک شهر تا آن اندازه اعتبار داشت که نام این نویسنده و کارگردان جوان را خیلی زود بر سر زبان‌ها بیندازد و نظر سایر سینماگران را به خود جلب کند. یکی از اولین کسانی که از این فرصت استفاده کرد، ابراهیم حاتمی کیا بود که در نگارش فیلمنامه ارتفاع پست، فرهادی را به همکاری دعوت کرد و حاصل آن اثری تماشایی بود که هنوز جزو آثار برتر این فیلمساز کهنه کار به حساب می‌آید و اتفاقا نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه هم از ششمین جشن خانه سینما در سال 1381 شد. بسیاری مهم‌ترین امتیاز ارتفاع پست را  فیلمنامه آن می‌دانند ؛ چرا که برخلاف عموم سایر کارهای حاتمی کیا، از غلوشدگی‌های نمایشی/ دراماتیک به دور است و کنش‌های داستانی بر مبنای قراردادهای متعارف سینمایی جریان پیدا می‌کند ؛ ضمن آن طنز پویایی که در طول کار به چشم می‌خورد از جمله رهیافت‌هایی که به نظر می‌رسد فرهادی در خلق آن نقش به سزایی داشته است. همکاری فرهادی با فیلمساز معتبری همچون حاتمی‌کیا، مسیر را برای حضور جدی‌تر فرهادی در عرصه سینما هموارتر ساخت و در نتیجه اولین فیلمش را با نام رقص در غبار در سال 1381 ساخت و در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر به نمایش درآورد و با موفقیت‌های فراوانی هم از جمله نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره بیست و یکم فیلم فجر برای فیلم رقص در غبار، نامزد تندیس زرین بهترین کارگردانی از هفتمین جشن خانه سینما برای فیلم رقص در غبار  1382 و برنده تندیس زرین بهترین فیلمنامه از هفتمین جشن خانه سینما برای فیلم رقص در غبار  1382 مواجه شد و البته این جدا از استقبالی که جامعه منتقدان از این فیلم به عمل آوردند.

 رقص در غبار داستان جوانی به نام نظر است که روزی در مینی بوس با ریحانه آشنا شده و ازدواج می‌کنند، اما حرف‌های ناپسندی که در مورد مادر ریحانه وجود دارد او را مجبور می‌کند تا ریحانه را طلاق بدهد. ریحانه هم به این تصمیم تسلیم می‌شود اما نظر در برابر دادگاه خودش را موظف می‌داند که مهریه ریحانه را پرداخت کند. کار نظر نگهداری اسب‌هایی است که با تزریق سم مار به آنها ازشان پادزهر تهیه می‌کنند. روزی پلیس برای دستگیری نظر به آنجا می‌آید، چون او نتوانسته به تعهد مالی که داده بود عمل کند. نظر سوار اتومبیلی می‌شود که متعلق به مارگیری منزوی و عبوس است. آنها به وسط بیابانی می‌رسند که مارگیر مارها را از آنجا می‌گیرد. مرد وقتی متوجه وجود نظر می‌شود او را از خود می‌راند، بدون این‌که حتی کلمه‌ای با او حرف بزند. نظر با وجود بدرفتاری‌های مرد تصمیم می‌گیرد همان جا بماند و مار بگیرد. نظر پس از کمی تلاش موفق می‌شود یک مار بگیرد، اما آن را از دمش می‌گیرد و مار انگشت حلقه دست چپش را نیش می‌زند و مارگیر مجبور می‌شود انگشت او را قطع کند. او انگشت را در ظرفی پر از یخ می‌ریزد و نظر را به بیمارستان می‌رساند که انگشت را به دست نظر پیوند بزنند. مرد در راه زندگی اش برای نظر حرف می‌زند و می‌گوید مردی را که به زنش نظر داشته خفه کرده و خودش به زندان افتاده، اما وقتی از زندان فرار کرده، دیده زنش با کس دیگری ازدواج کرده است. در بیمارستان برای عمل پول می‌خواهند و مرد مارگیر که حالا انگار آدم دیگری شده، این پول را فراهم می‌کند، اما نظر پول را برمی دارد و از بیمارستان فرار می‌کند. او پول را تمام و کمال به ریحانه می‌دهد تا دینش را ادا کرده باشد. کمی بعد نظر اتومبیل و وسایل مارگیر را نزد دکه‌داری که خواهان خرید اتومبیل بود می‌بیند و می‌فهمد مارگیر برای تهیه پول بیمارستان اتومبیل‌اش را فروخته است. این فیلم با این که واجد یک جور دوپارگی است و نیمه نخست اجتماعی آن با نیمه دوم عرفانی چندان همساز نیست اما کارگردانی مسلط فرهادی و نیز برخی از عناصر جذاب آن (مخصوصا بازی قابل توجه فرامرز قریبیان در نقش پیرمرد مارگیر که جزو کارهای شاخصش به حساب می‌آید) این اثر را دوست داشتنی جلوه داده است.

یک سال بعدش فرهادی، شهرزیبا را ساخت که به مراتب کاری قوی‌تر و مسلط‌تر از رقص غبار بود و آن گزندگی پرحس و حالی که در سریال داستان یک شهر موجود بود در این جا به شکلی مضاعف جریان داشت. داستان این فیلم در کانون اصلاح و تربیت «شهر زیبا» می‌گذرد. اکبر 18 ساله متهم است دو سال پیش دختری را کشته و حالا زمان قصاص اوست. اعلا، دوست اکبر، برای کمک به او به اتفاق فیروزه، خواهر اکبر برای گرفتن رضایت  سراغ شاکی پرونده، ابوالقاسم (پدر مقتول) می‌روند. ابوالقاسم که با سماجت آنها روبرو می‌شود، به دادگاه می‌رود تا اجرای حکم را جلو بیندازد اما به او می‌گویند باید منتظر باشد و باید ابتدا پول دیه را آماده کند. ابوالقاسم که توانایی پرداخت پول را ندارد سعی می‌کند این مبلغ را از صندوق بیت‌المال تهیه کند، اما کسی حاضر به امضای ورقه استشهاد نیست. از طرفی به تدریج میان فیروزه  که از همسر معتادش جدا شده  و اعلا نیز علاقه‌ای به وجود می‌آید. زن ابوالقاسم که می‌خواهد به جای قصاص، پول دیه را بگیرد و خرج مداوای دختر معلولش کند، به ابوالقاسم اصرار می‌کند رضایت بدهد. ابوالقاسم مخالف است و تصمیم دارد برای تأمین پول دیه خانه را بفروشد اما باز هم موفق نمی‌شود و اعلا معامله را به هم می‌زند. ابوالقاسم که سماجت فیروزه و اعلا را می‌بیند می‌گوید حاضر است رضایت بدهد، اما حالا فیروزه مبلغ دیه را ندارد که پرداخت کند. همسر ابوالقاسم با همفکری برادرش به این نتیجه می‌رسند چون اعلا پسر لایقی است پس مقدمات ازدواج او را با دخترش فراهم و از گرفتن پول دیه صرف نظر کنند. آنها قصدشان را به فیروزه می‌گویند و از او می‌خواهند مقدمات ازدواج را فراهم کند. اعلا که از قضیه خبر ندارد به فیروزه می‌گوید قصد دارد پول دیه را از هر طریق ممکن تأمین کند اما با مخالفت و پرخاش فیروزه روبرو می‌شود و از طرفی نیز وقتی قصد خانواده ابوالقاسم را می‌فهمد تصمیم نهایی را به فیروزه وامی گذارد. فیروزه تظاهر می‌کند که به اعلا علاقه ندارد. اصرار مددکار کانون نیز بر این‌که ابوالقاسم از شرطش منصرف کند به جایی نمی‌رسد. اعلا دوباره نزد فیروزه برمی گردد، اما فیروزه در را روی او باز نمی‌کند. شهر زیبا هم مثل فیلم قبلی با موفقیت زیادی رو به رو شد: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره بیست و دوم فیلم فجر، کاندید تندیس زرین بهترین کارگردانی از هشتمین جشن خانه سینما، و نامزد  سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر. پیچیدگی معضلات مالی  عاطفی آدمیان به همراه نقب زدن در لایه‌های عمیق اجتماعی و عطف به راه حل‌های ابتر حقوقی برای این جور گره‌های انسانی از مهم‌ترین امتیازات شهرزیباست.

فیلم بعدی فرهادی چهارشنبه سوری (1384) است که فیلمنامه‌اش را به اتفاق مانی حقیقی نگاشته است. این فیلم مثل بمب در این جشنواره صدا کرد و اگر از موفقیت‌های جشنواره‌ای‌اش (برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر، برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی از دهمین جشن خانه سینما و نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (همراه با مانی حقیقی) از بیست و چهارمین جشنواره فیلم) و نیز استقبال وسیع تماشاگران چه در جشنواره که به فیلم محبوب‌شان تبدیل شد و چه در اکران عمومی، بگذریم این اثر چه در خصوص ظرائف ریزمتنی فیلمنامه‌ای و چه در حوزه قابلیت‌های کارگردانی و تنظیم میزانسن‌های پیچیده در مکانی محدود و نیز بازی‌های درخشان حمید فرخ‌نژاد و هدیه تهرانی از جمله آثار شاخص و به یاد ماندنی سینمای ایران است و در عین حال به مثابه متنی قابل استناد و ارجاع به فضای دهه 1380 و مراودات خانوادگی در حوزه شهرنشینی از اعتبار فراوان برخوردار است. فرهادی در فیلمنامه‌ای هم که برای همسرش پریسا بخت‌آور با نام دایره زنگی نوشت این رویه را ادامه داد و جدا از آن یکی از معدود کارهای فاخر در عرصه سینمای کمدی ایران را خلق کرد، بحث مناسبات شهری در روزگار معاصر را با نگاهی دقیق و پیچیده ترسیم کرد.

فرهادی پس از همکاری مشترک با مانی حقیقی در نگارش فیلمنامه کنعان و سپردن آن به حقیقی برای ساختش  که جزو آثار بسیار بحث برانگیز جشنواره پارسال فیلم فجر و نیز اکران عمومی امسال بود، اکنون فیلم درباره الی را آماده ارسال به جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دارد که یقینا از جمله کارهای تماشایی این دوره از جشنواره خواهد بود.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها