در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدون ستاره عزیز، 15 سالگی سن جالبی است. سنی که آدم در آن خیلی چیزها را کشف میکند. سنی که دروازه ورود به دنیای جوانی است. توی این سن و سال خود آدم به اندازه کافی با خودش مشکل پیدا میکند، به همین خاطر نباید اجازه دهد که کس دیگری خدای نکرده مشکلی را به او تحمیل کند. اما تو این اجازه را به یک نفر دیگر دادهای.
با حساسیتها و عذاب وجدانهایت. راستش من نفهمیدم تو چرا عذاب وجدان میگیری؟ مگر تو مسوول یا به وجود آورنده آن احساس در قلب آن آدم هستی؟ او خودش چنین حسی را پیدا کرده و خودش باید تاوانش را بدهد نه تو! به نظر من خیلی خیلی زود است که تو بخواهی خودت را درگیر چنین مسالهای کنی. نباید اجازه بدهی او یا هر کس دیگری به درست لطمه بزند.
نباید اجازهدهی هیچ کس باعث شود که تو بهترین روزهای عمرت را از دست بدهی.
تو از احساس خودت نسبت به آن آدم البته چیزی ننوشته بودی اما من با خواندن نامهات به این نتیجه رسیدم که تو فعلا احساس خاصی نسبت به او نداری. مواظب باش دوست خوبم! خیلی از دخترهای همسن و سال تو در این شرایط احساس دلسوزی را با عشق اشتباه میگیرند و این اشتباه خیلی بزرگ و وحشتناکی است. به خودت بگو هنوز برای باز شدن پای عشق به زندگیات خیلی زود است و تو حالا حالاها خیلی وقت داری که بخواهی در این مورد تصمیم بگیری. همه چیز را به زمان موکول کن و سعی کن فقط در راستای هدفت گام برداری. همان طور که گفتم نباید اجازه بدهی کسی یا چیزی تو را از زندگیات عقب بیندازد. تو چند سال دیگر کنکور داری و معلوم نیست این وضعیت چه لطماتی را میتواند به آینده تو بزند.
من علت این همه هراس را در وجود تو نفهمیدم. نفهمیدم چرا میگویی احساس گناه میکنی و نفهمیدم اصلا چرا خودت را این قدر درگیر این ماجرا کردهای، در حالی که این مشکل، مشکل تو نیست. تو باید زندگی خودت را بکنی. آن آدم اگر واقعا احساسی نسبت به تو دارد، باید خودش شخصا تلاش کند، سختی بکشد و هزار و یک مرحله دیگر را بگذراند تا برسد به جایی که بتواند با ویژگیها و تواناییهایش تو را مجاب کند که به او به فکر کنی.
دانشگاه نرفتن او تقصیر تو نیست. تقصیر سهل انگاری خود آن آدم است.
چرا اصرار داری در هر اتفاقی، ردپایی از خودت پیدا کنی؟ زندگی تو و او کاملا جدای از همدیگرند و مسوولیت هیچ اتفاقی در زندگی او متوجه تو نیست.
امیدوارم بتوانی از این وضعیت هر چه زودتر بیرون بیایی و با یک مدیریت خوب، روزهای خوبی را در آینده برای خودت رقم بزنی.
جوانیات را صرف چنین مسائل سادهای نکن! سعی کن از آن بهترین استفاده را ببری. موفق باشی دوست خوبم. منتظر نامههای بعدیات هستم. مرا از حال خودت بیخبر نگذار.
خب شترگاوپلنگیها، من باید بروم.
امیدوارم در این روزهای آذر، ماه آخر پاییز، حال و احوال خوشی داشته باشید. تا هفته بعد درود و بدرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: