گفتگو با بهرام ریحانی درباره پانتومیم در تلویزیون

وقتی ذهن و احساس هوا می‌خورد

نمایش بی‌کلام را پانتومیم یا نمایش بی‌گفتار می‌گویند که سرآغازش به روم باستان می‌رسد. این تنها نمایشی است که برای درک آن ‌حتما باید مقابل جعبه جادو نشست و فقط نگاه کرد. آنچه می‌خوانید گفتگو با بهرام ریحانی است که برای علاقه‌مندان رشته پانتومیم چهره‌ای آشناست. ریحانی برای اجرای خود نه لباس خاصی می‌پوشد و نه گریم خاص پانتومیم را می‌کند. او پانتومیم را ایرانی اجرا می‌کند! او نخستین ایرانی است که نامش در کتاب رکوردهای گینس آورده شده است.
کد خبر: ۲۲۳۸۶۵

بیشتر  تماشاگران ما پایبند قصه هستند و همیشه دوست دارند همه چیز را براحتی بفهمند و کمتر راجع به آنچه می‌بینند فکر ‌کنند. با توجه به نبود کلام در نمایش پانتومیم شما چگونه به این مهم دست می‌یابید؟

با این جمله موافقم که برای ما انسان‌ها قصه و داستان، دوست داشتنی و دلنشین است و جذابیت دارد، اما این بدان معنا نیست که در پانتومیم ‌ نمایش ایمایی  به دلیل نبود کلام، مفاهیم و مضامین به سختی و دشواری منتقل شوند. اساس پانتومیم برغنای مفاهیم و معنا استوار است. پانتومیم یعنی انتقال مفاهیم و مضامین به وسیله حرکات بدن. بازیگر پانتومیم گر چه کلام را از نمایش خود حذف می‌کند، اما با حرکات معنایی بدن و نیز ارائه احساسات ناب خود به قدرت خلاقه زیبایی دست پیدا می‌کند که در آن واحد بازیگر و تماشاگر، نیازی به وجود کلام احساس نمی‌کنند و فراموش نکنیم همه اینها در شرایطی است که پانتومیم به شیوه صحیح و اصولی اجرا شود.

چگونه به بینندگان خود اجازه برداشت آزاد از نمایش پانتومیم را می‌دهید؟

نمایش پانتومیم آکنده از نشانه‌ها  و معانی مشخصی است که تماشاگر براحتی با آنها ارتباط برقرار می‌کند. نمایش پانتومیم معادلی از زندگی است منهای اشیا و وسایل و به اضافه خلاقیت و تخیل قوی. قطعا تماشاگر درباره آنچه می‌بیند فکر می‌کند و می‌تواند برداشت‌های مختلف از یک موضوع داشته باشد. این توانایی یک ذهن قوی و زیبا است که از آنچه می‌بیند برداشتی خاص و پر بار داشته باشد. پانتومیم همین را از تماشاگر می‌خواهد. این که ذهن و تخیل او به سوی این برداشت آزاد برود... من نمایش پانتومیمی از یک پرنده را بازی می‌کردم که حدود 200 نفر تماشاگر داشت. پس از پایان نمایش چیزی حدود 70 نفر از این تماشاگران، نظراتشان را در دفتر مخصوصی که برای کار درنظر داشتم نوشتند. نتیجه این بود: برداشت‌ها و احساسات تماشاگران خارق‌العاده‌تر و زیباتر از پیش‌بینی اعضای گروه بود.

در ایران بیشترین پانتومیم‌ها تصویری از کشیدن طناب، لمس دیوار یا شیشه و در نهایت درجا حرکت کردن است. آیا این همه پانتومیم است؟

من در مورد این که پانتومیم در ایران و توسط بازیگران دیگر چطور اجرا می‌شود صحبت نمی‌کنم و نظر نمی‌دهم، اما تنها گوشه‌ای از نقش‌هایی که در برنامه تلویزیونی خانواده یک و سپس صبح عالی بخیر اجرا کرده‌ام را بر می‌شمارم تا نتیجه‌گیری به عهده خودتان باشد. پرنده، کشاورز، پیانیست، نقاش، ماهیگیر، راننده، باغبان، کابوی، خیاط، پرستار بچه، وزنه‌بردار، فوتبالیست، ویلونیست، شکارچی، آشپز و ... دنیای این نمایش جذاب و زیبا بزرگ‌تر از دنیایی بسیار بزرگ واقعی است، چون تخیل و ذهنی قوی به یاری بازیگر پانتومیم آمده است. امیدوارم به جواب رسیده باشید.

در پانتومیم فکر خیلی مهم است و همزمان با آن نرمش‌های ویژه تا به یک اجرای پانتومیم موفق رسید. چقدر به این اصول پایدار هستید؟

بازیگر باید به طور همزمان روی ذهن، احساس و بدن خود کار کند تا همیشه در یک آمادگی مطلوب برای اجرای نمایش قرار داشته باشد. این اصول یک نمایش پانتومیم است. این اصول برای من بسیار اهمیت دارد.

می‌گویند در پانتومیم قصه وجود ندارد و داستان هنگام تمرین شکل می‌گیرد و فقط باید به کلیات توجه کرد. شما چه برداشتی دارید؟

آیا تنها یک راه مشخص قطعی برای ورود به بهشت وجود دارد؟! به اعتقاد من برای تهیه و تولید پانتومیم محدودیتی در چگونگی ایجاد طرح و قصه وجود ندارد. عده‌ای مایلند نمایش خود را با یک طرح یک خطی آغاز کنند وعده‌ای نیز دوست دارند تمام داستان و نمایشنامه خود را مشخص کنند؛ اما آنچه اهمیت دارد رسیدن به یک اجرای خوب و زیبای پانتومیم است. ذهن، احساس و تخیل باید کاملا آزاد باشند تا یک پانتومیم قوی و پرمعنا شکل بگیرد.

در میان ما انسان‌ها، افرادی دیده می‌شوند که مثلا از نعمت شنیدن بی‌بهره هستند. سهم آنها از یک نمایش بی‌کلام چیست؟

من پانتومیم را برای کسانی که ناشنوا هستند اجرا کرده‌ام. آنها بسیار باهوش هستند و بسرعت مفاهیم مورد نظر را در می‌یابند، اما دوست ندارم انسان‌ها را تفکیک کنم. آنچه من می‌دانم این است که همه انسان‌ها از دیدن تصویر، بسیار لذت می‌برند و عاشق دیدن هستند. اگر شما تصاویری ارائه کنید که زیبا و قابل دیدن باشند شک نداشته باشید که چشمان بسیاری مشتاق دیدن آن خواهند بود.

یکی از اجراهای ملی شما در قله دماوند نمایش داده شد. قدری در این خصوص توضیح دهید.

سیزدهم تیر ماه 87 از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران به عنوان روز ملی دماوند نامگذاری شد و دوست دارم از صمیم قلب از استاد داوود شمیمی به خاطر زحمات بی‌شائبه‌شان تشکر کنم که اگر وجود ایشان نبود اجرا بر قله 5671 متری دماوند (کاری که پیش از این در دنیا سابقه نداشت) هرگز انجام نمی‌شد.

نام شما در کتاب گینس ثبت شده است. این اتفاق چگونه شکل گرفت؟

زیاد تمایل ندارم از پانتومیم برای شهرت استفاده کنم. من واقعا این هنر را دوست دارم و برای رسیدن به اجرای مطلوب آن تلاش بسیاری کرده و می‌کنم، اما تا این حد بگویم که این کار مربوط به سال 2006 بود. زمانی که اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام (از سوی سازمان کنفرانس اسلامی) مشخص شده بود. در آن سال با حمایت سازمان میراث فرهنگی این نمایش با عنوان طولانی‌ترین نمایش پانتومیم جهان طی 14 روز از طلوع آفتاب تا غروب خورشید  با پای پیاده  از تهران تا اصفهان اجرا شد و به عنوان یک اثر بی‌نظیر فرهنگی  هنری در سال 2006 شناخته شد.

نیکروز ابراهیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها