در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کشتی آنجلیکا اگرچه اولین ساخته کارگردانش، محمدرضا بزرگنیا، نبود و او پیش از این فیلمی سیاسی به نام 1936 در اوایل انقلاب ساخته بود که بنا بر برخی برداشتها امکان نمایش پیدا نکرد، اما به هر حال این فیلم اولین فرصت آشنایی با هنر و توان این کارگردان را در اختیار گذاشته بود.
محمد بزرگنیا متولد سال 1323 شهر مشهد است و از مدرسه تلویزیون و سینما سال 1351 فارغالتحصیل شده است و پس از تحصیلات دانشگاهی نیز کارمند تلویزیون شد. در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، فعالیتهای سینمایی-تلویزیونی او شامل مواردی نظیر دستیاری کارگردان در فیلمهای پستچی و دایره مینای داریوش مهرجویی و نیز ساخت سریالی با نام صدا روزنامه صبح تهران (که البته تنها یک قسمتش امکان ساخت پیدا کرد) بود و در دوران بعد از انقلاب نیز پس از دو فیلم اولش، فیلمهایی مثل جنگ نفت کش ها، توفان و نیز جایی برای زندگی را ساخت که هر سه متعلق به ژانر جنگی هستند و در این بعد نیز شکل و شمایل (big production) دارند، یعنی آثاری پرهزینه که آکنده از جلوههای بصری و ویژهای هستند و قرار است تماشاگران زیادی را به خود جلب کنند. این کارنامه به خوبی نگاه بزرگنیا به سینما را عیان میسازد. خود او زمانی در این زمینه گفته بود: <شخصا از سینمای قصه گو لذت میبرم...من فکر میکنم با توجه به چند مساله مثل هزینه تولید، نوع تماشاگر و شرایط اجتماعی و فرهنگی این نوع فیلم موفقیت آمیزتر است...همه اینها برمیگردد به تعریف هرکس از سینما. من به تعریف صنعت- سینما بیشتر علاقهمندم. پس باید فیلمی بسازم که به این تعریف نزدیکتر باشد. در دنیا سالانه، صدها نمونه از این فیلمها ساخته میشود.> البته آثار بعد از کشتی آنجلیکا هرگز موفقیت این اثر بزرگ نیا را به دست نیاوردند و در واقع کشتی آنجلیکا قالب منحصر به فردی در کارنامه او شد و البته هم چنان پس از گذشت 20 سال هنوز آثار به یاد ماندنی سینمای ایران به حساب میآید.
داستان این فیلم تاریخی است و از زمان صفویه آغاز میشود و به زمان قاجاریه تداوم پیدا میکند. فردیناند پادشاه پرتغال برای تطمیع شیوخ عرب ناحیه خلیج فارس، یک کشتی حامل طلا و اسلحه و هدایای بسیار دیگر به این خلیج اعزام میکند تا در جنگهای آنها با شاه عباس صفوی مورد استفاده قرار گیرد، اما کشتی در جریان یک جنگ غرق میشود. چندین سال بعد در اواخر دوره قاجاریه، که انگلیسیها خلیج فارس را تحت سلطه خویش قرار دادهاند، یک ماجراجوی ایرانی که نقشه کشتی غرق شده را به دست آورده است، برای گرفتن امکانات مقتضی با حاکم شیراز وارد معامله میشود و قرار میگذارد که در ازای کمکهای او، غنایم به دست آمده به شکل مساوی تقسیم شود. با این قرارومدار، حاکم و پسرش با یک کشتی بادبانی به سوی منطقه مورد نظر حرکت میکنند اما در این سفر دریایی پرماجرا، حاکم شیراز توطئهای را در سر میپروراند و آن این که به محض پیدا شدن کشتی غرق شده، سر رقیب را زیر آب کند و خود به تنهایی صاحب تمام گنجها شود... این متن جذاب داستانی توسط خود بزرگ نیا و نیز حسن قلیزاده (که فیلمبردار کار هم بود) و بهنام دیانی به فیلمنامه درآمد و بازیگرانی همچون عزتالله انتظامی، داریوش ارجمند، پرویز پورحسینی، آتیلا پسیانی، مجید مظفری و کتایون ریاحی در آن نقش ایفا کردند و بزرگانی همچون عباس گنجوی (تدوینگر)، مرحوم بابک بیات (موسیقی ساز)، جلال معیریان (چهرهپرداز) و امیر اثباتی (طراح صحنه و لباس) در فیلم حضوری موثر یافتند. کشتی آنجلیکا اگرچه از جشنواره هفتم فیلم فجر جایزهای دریافت نکرد اما توسط منتقدان بسیار تحسین شد و حتی در اولین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی که سالها قبل از تشکیل انجمن منتقدان خانه سینما اعلام حضور کرده بود و در واقع سنگ بنای این محفل را تشکیل داده بود مورد تقدیر قرار گرفت. در همان زمان جشنواره یکی از منتقدان معروف احمد طالبینژاد درباره این فیلم چنین نوشت: «در حالی که فیلم نخستین کار حرفهای سازندهاش به شمار میرود، مملو از ظرافت و دقت نظر است؛ چه در بازسازی فضای تاریخی دو قرن پیش و چه در هدایت بازیگران و لحظههای کشمکش.
ساختن این فیلم تواناییهای بخش خصوصی را نشان میدهد اما بی گمان فروش فیلم در مرزهای داخلی، آنها را تشویق نمیکند. مرزها را بگشاییم. کشتی آنجلیکا در آن سوی مرزها هم بیننده و خریدار خواهد داشت.» کشتی آنجلیکا در اواخر بهار سال 1368 به اکران عمومی گذاشته شد و با استقبال مناسب تماشاگران روبهرو شد.
کشتی آنجلیکا اگرچه مستند به یک واقعه حقیقی تاریخی نیست، اما با بسیاری از زمینههای تاریخی منطبق است و مسائلی نظیر استعمار انگلستان، خیانت پیشگی حکمرانان ایرانی، آیینهای جنوبی بندری، بحث سفرهای دریایی با کشتی در ابعاد تجاری غیر آن و... در آن به خوبی جا افتاده است. بزرگنیا این روند را در یک قالب کلاسیک / داستانی پیریزی کرده است بدینسان که پس از یک مقدمه چینی ابتدایی ساختار روایی را نخست بر اساس حضور یک تازه وارد به محیطی جدید و به هم ریختن آرامش نسبی محل و سپس بر مبنای عنصر جست و جو برای یافتن گنج و در نهایت بر حسب اختلاف و کشمکش بر سر آن شکل میدهد. در واقع بزرگ نیا در این فیلم کار مهمی انجام داد و آن این که بشدت مراقب پیکره داستانی اثرش طبق الگوهای استاندارد سینمایی بود. شاید چنین وضعیتی در شکل کلی خیلی پرجلوه نباشد و حتی عنوان شود که این امر اصلا جزو بدیهیات کار است اما اگر به آن سالهای ساخت این فیلم برگردیم، خواهیم دید که بسیاری از فیلمسازان قبل از آن که به فکر داستان گویی برای مخاطب فیلمهایشان باشند، در پی فلسفهبافی و سیاسیگویی و عرفاننمایی بودند و هنر سینما را با تریبونهایی جهت ابراز حرفهایی «بزرگ» اشتباه گرفته بودند. از قضا امروزه نیز در سینمای از این دست انگارهها هم چنان به وفور وجود دارد و به نظر میرسد فیلمی مثل کشتی آنجلیکا همچنان میتواند الگویی درست در برابر این همه افاضه فیض غیرهنرمندانه باشد. بزرگنیا در جایی در این باره گفته است: « تاریخ بهانهای است که قصه فیلم را پیش میبرد... و قصه طوری طرحریزی شده است که هر کس هر باری که بخواهد میتواند بر آن سوار کند و میتوانید طلا را فقط یک فلز گرانقیمت بدانید، میتوانید هم برایش بار تمثیلی قائل بشوید و ضرری هم به روند کلی قصه و فیلم وارد نمیآید. فقط فیلم را قدمی به سینمای فهیمانه نزدیک میکند.» بزرگنیا در این فیلم البته امتیازات فراوانی را گنجانده بود و موضوع صرفا محدود به این امر نمیشود. بحث ریتم و ضرباهنگ و نیز شخصیتپردازی درست کاراکترها از آن جمله است. کارگردان از همان آغاز استفاده درستی از الگوهای قراردادی به عمل میآورد: معرفی و ورود مشترک قهرمان و ضدقهرمان اصلی داستان که البته با الگویی دیگر یعنی نبرد تن به تن به ماجرا خاتمه میدهند. در میانه این دو بخش، ماجرای داستان با ریتم مشخصی که در هر فصل شکل و شمایل سریعتری به خود میگیرد پیش میرود و در این حین، تقسیم بندی زمانی داستان و بیان داستانکهای فرعی در چارچوب قواعد کلاسیک انجام پذیرفته است و سوسپانس پایانی هم بر یک مجموعه تعلیقهای حاشیهای قرار گرفته است که در فواصل زمانی مقتضی تماشاگر را در پی خود میکشانند. این روند در عین حال در هالهای از تبیینهای تراژیک فرو رفته است تا آن جا که حتی وجود شخصیت غیبگو در صحنه حجله هم دال بر یک جور تقدیر محتوم در آغاز ماجرا است و یا آهویی پیش پای حاکم قربانی میشود که به نوعی گویای پیشبینی سرنوشت عبدالله است که به جستجوی گنج خواهد رفت. در عین حال بزرگنیا از بحث ایجاز نیز غافل نبوده است. در کشتی آنجلیکا، برخلاف خیلی از دیگر فیلمها که در آنها با ورود هر شخصیت فرعی یک بازگشت به گذشته شکل میگیرد یا گفتگویی طولانی در نظر گرفته میشود تا مثلا زندگی گذشته آن آدم تعریف شود، تنها به قدر مایحتاج داستان به معرفی شخصیتها پرداخته میشود. مثلا وقتی احمد بیگ به شازده میگوید من برای تسویه حسابهای گذشته نیامدهام به اجمال رابطه مخدوش و پرچالش آن دو را در احوالات سابق نشان میدهد ؛ منتها چون وقوف به محتوای این دعواهای قبلی در داستان فعلی قرار نیست تاثیرگذار باشد، دیگر بدان پرداخته نمیشود.
درخصوص کشتی آنجلیکا و قابلیتهایش میتوان به نکات متعدد دیگری اشاره کرد اما در هر حال به نظر میرسد بزرگنیا با ساخت آن خود را جزو پیشگامان جریانی سینمایی معرفی کرد که در آن پایبندی به اصل سینما و مختصات و قراردادها و الگوهایش، بسیار مهم تر خود حرف و محتوای اثر است.
مهرزاد دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: