غفلت 15 ساله در تأمین اینترنت ایران

کابل فیبر نوری IMEWE این پروژه در قالب کنسرسیومی بین‌المللی متشکل از 13 شرکت برجسته مخابراتی، با ظرفیت سه هزارو 932 گیگابیت بر ثانیه تا پایان 2009 به اتمام خواهد رسید.
کد خبر: ۲۲۳۳۶۸

هفته‌نامه «عصر ارتباط» که با موضوعات تخصصی فناوری اطلاعات و ارتباطات منتشر می‌شود، در صفحه 10 مورخ 23 آذر ، در مطلبی به قلم حسن حبیبی، کارشناس ارشد مخابرات به بررسی نحوه تأمین پهنای باند در ایران پرداخته است.

در این مطلب آمده است: در سال‌های اخیر، یکی از اهداف و برنامه‌هایی که مورد توجه ویژه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار گرفته است، تثبیت جایگاه ایران به عنوان ‌هاب منطقه‌ای بوده است؛ بدین معنی که با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی ایران، همه کشورهای منطقه، کلیه خدمات انتقال بین‌المللی مکالمه و دیتا را از راه عبور ترافیک از ایران تأمین کنند.

این موضوع در حوزه حمل و نقل نیز مدت‌هاست که مطرح است و بنادر جنوب کشور و ساختار ریلی نیز متناسب با این نگاه توسعه یافته و یا در حال توسعه هستند، اما نکته قابل تأمل این است، که باراندازهای اصلی حمل و نقل منطقه که زمانی در بندرعباس بوده است، به دلیل غفلت مدیران و متولیان این بخش در سالهای گذشته از این بندر مهم ایران به بندر جبل علی امارات عربی متحده منتقل شده است. این موضوع سود سرشاری را نصیب دیگران کرده، در حالی که کشور ما و بندرعباس از هر نظر مستحق‌تر می‌نموده است. حال این تجربه در حوزه تأمین پهنای باند اینترنت نیز در حال تکرار است.

سال‌هاست که در حوزه قوانین ومقررات در کشور، با ابداع شبکه مادر و غیر مادر انجام برخی وظایف در انحصار قانونی شرکت ارتباطات زیر ساخت قرار گرفته است. هرچند متأسفانه هیچ گاه مصادیق شبکه مادر مخابرات در قالب قانون یا مصوبه‌ای جداگانه تعریف نشده، همواره ارتباطات بین‌الملل از هر نوع (صوت و دیتا) جزو آن در نظر گرفته شده و همه وظایف و امتیازات نیز به این شرکت واگذار شده است، اما چرا هم‌‌اکنون این خطرات بیشتر نمود پیدا می‌کند؟

امروزه با مطرح شدن مفاهیم نوین دنیای مجازی (Virtual Life)، با توجه به جامعه 23 میلیونی کاربران اینترنت ایران و همچنین برنامه‌های گسترده دولت و بخش خصوصی در راستای توسعه پورتهای پرسرعت (ADSL) در سراسر کشور، شاخص مصرف پهنای باند اینترنت رشد سریعی داشته است.

برای مثال، در چهار سال پیش پهنای باند اینترنت کشور حدود 2 واحد STM-1 (هر STM-1 معادل 155مگابیت بر ثانیه) بود، ولی هم‌اکنون میزان مصرف اینترنت کشور بیش از 50 واحد STM-1 است که با توسعه فراگیر شبکه دسترسی ADSL در چند سال آینده، این میزان با رشد تصاعدی، به هزاران STM-1 خواهد رسید. در حالی که در بخش تأمین پهنای باند بین‌المللی (با حجم زیاد) هیچ سازمان دولتی و یا خصوصی ایرانی حضور ندارند. به عبارت دیگر، ایران تاکنون صرفاً خریدار پهنای باند بین‌المللی از کشورهای همسایه بوده است. حتی، هیچ برنامه‌ای برای داشتن سهم مالکیت در یکی از کنسرسیوم‌های صاحب فیبرهای زیرساخت بین‌اللمل وجود ندارد.

در صورتی که مشارکت در ایجاد شاهراه‌های اطلاعاتی بین‌المللی ضمن صرفه جویی در هزینه‌های بالای اجاره پهنای باند و به دست آوردن درآمد حاصل از فروش مازاد آن به کشورهای دیگر، از لحاظ امنیتی (مقابله با تهدیدهای بین‌المللی برای تحریم) نیز کاملاً در راستای منافع استرتژیک ملی است.

برای نمونه، در ادامه به دو پروژه احداث فیبر زیردریایی EIG و IMEWE اشاره می‌شود که هم‌اکنون در منطقه خاورمیانه در دست اجراست و کشور ما چه در غالب دولتی و چه در غالب خصوصی، هیچ سهمی از این مشارکت بین‌المللی استراتژیک ندارد، در عوض با تکرار رویکرد گذشته مبنی بر سرمایه‌گذاری در راستای مصرف پهنای باند، قراردادی بابت استفاده پانزده ساله از 56 واحد STM-1 با مبلغ سنگین 55میلیون دلار با شرکت هندی Reliance، بسته می‌شود.

کابل فیبر نوری IMEWE

این پروژه در قالب کنسرسیومی بین‌المللی متشکل از سیزده شرکت برجسته مخابراتی، با ظرفیت 3932 گیگابیت بر ثانیه (هر گیگابیت بر ثانیه معادل حدود 7 واحدSTM-1 است) تا پایان 2009 به پایان خواهد رسید. این فیبر نوری ده هزار کیلومتری، هندوستان را به خاورمیانه و اروپا متصل می‌کند.

در سالهای اخیر، میزان ترافیک دیتا در آسیا و خاورمیانه به طور نمایی در حال رشد بوده است. کابل نوری IMEWE توسط گروهی از شرکت‌ها که در پروژه موفق فیبر زیردریایی SMW4 حضور داشته‌اند، برنامه‌ریزی شده است تا بتواند نیاز روزافزون به پهنای باند بین‌المللی در مناطقی از آسیا، خاورمیانه و اروپا را پوشش دهد. خلاصه مشخصات این پروژه در جدول زیر آمده است.

IMEWE (India, Middle East, Western Europe: نام پروژه
3932 گیگابیت بر ثانیه، معادل 25977 واحد STM-1) ظرفیت
13,000کیلومتر طول
600 میلیون دلار حجم سرمایه‌گذاری
نیمه دوم 2009 زمان تخمینی بهره‌برداری

Bharti Airtel (India); CYTA (Cyprus); Etisalat (UAE); France Telecom (France); JTG (Jordan); Maroc Telecom (Morroco); OGERO Telecom (Lebanon); PTCL (Pakistan); STC (Saudi Arabia); STE (Syria); Telecom Egypt (Egypt); Telecom Italia Sparkle (Italy); and VSNL (India) شرکتهای اعضای کنسرسیوم
شرکت Alcatel-Lucent تأمین کننده تجهیزات
هند، پاکستان، امارات متحده عربی، عربستان، مصر (دو نقطه سوئز و اسکندریه)، لیبی، ایتالیا و فرانسه نقاط اتصال به کشورها (Landing Point)
با فرض این‌که این فیبر به مدت پانزده سال (180 ماه) قابل بهره‌برداری باشد، با یک محاسبه ساده، هزینه ماهیانه بابت سرمایه‌گذاری برای مالکیت هر واحد STM-1 برابر 130 دلار خواهد بود.

کابل فیبر نوری EIG

شانزده شرکت بزرگ مخابراتی با تشکیل کنسرسیومی قصد دارند با سرمایه‌گذاری هفتصد میلیون دلاری، یک فیبر نوری زیردریایی به طول 15هزار کیلومتر را تا نیمه سال 2010 برای ایجاد زیرساخت انتقال پهنای باند بین‌المللی به بهره برداری برسانند. این کابل، پهنای باند بین‌المللی سیزده کشور را در سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا با ظرفیتی معادل 3932 گیگابیت بر ثانیه (حدود 26 هزارSTM-1) تأمین می‌‌کند. خلاصه مشخصات این پروژه در جدول زیر آمده است.

EIG (Europe India Gateway: نام پروژه
3932 گیگابیت بر ثانیه، (معادل 25977 واحد STM-1) ظرفیت
15000 کیلومتر طول
700 میلیون دلار حجم سرمایه‌گذاری
نیمه 2010 زمان تخمینی بهره برداری
AT&T (US); Bharti Airtel (India); BT (UK); C&W (UK); Djibouti Telecom (Djibouti); du (UAE); Gibtelecom (Gibraltar); LPTIC (Libya); IAM (Morroco); MTN Group (South Africa); Omantel (Oman); PT Comunicaç?es; STC (Saudi Arabia); TE (Egypt); Telkom SA; and Verizon Business(US) شرکتهای اعضای کنسرسیوم
شرکت Alcatel-Lucent تأمین کننده تجهیزات
انگلیس، پرتغال، گیبرالتار، مراکش، موناکو، فرانسه، لیبی، مصر، عربستان سعودی، جیبوتی، عمان، امارات متحده عربی و هند نقاط اتصال به کشورها (Landing Point)

با فرض طول عمر بهره‌برداری پانزده ساله (180 ماهه) این فیبر، هزینه ماهیانه بابت سرمایه‌گذاری برای مالکیت هر واحد STM-1 برابر 150 دلار خواهد بود.

علیرغم وجود کابل‌های پرظرفیت مشابه در منطقه عبوری این کابل‌های زیردریایی، به علت نیاز روزافزون کاربران اینترنت به پهنای باند وسیع در کشورهای متصل و همچنین ایجاد تنوع در مسیرهای اتصال به شاهراه‌های اطلاعاتی برای مقابله با قطعی احتمالی یکی از آنها، این پروژه در دست اجراست. علاوه بر این، اعضای کنسرسیوم می‌توانند با فروش اضافه ظرفیت مورد نیاز خود به دیگر کشورهای همسایه، سود قابل توجهی را جذب نمایند.

با توجه به کل حجم سرمایه‌گذاری این پروژه و ظرفیت آن، با محاسبات ساده می‌توان دریافت که هر یک از کشورها (شرکت‌های مخابراتی) با سرمایه‌گذاری حدود پنجاه میلیون دلار، مالکیت پهنای باندی معادل بیش از 1,900 واحد STM-1 را در اختیار گرفته‌اند. 

هم‌اکنون با وجود تجربه خرید پهنای باند اینترنت از مسیر فیبر نوری جاسک (ایران) ـ فجیره (امارات) که به عنوان عمده‌ترین راه تأمین پهنای باند بوده است، به گونه‌ای که با قطع احتمالی این مسیر کل کشور دچار اختلالات اینترنتی می‌شود و چون این مشکل نیز بارها تکرار می‌شود، عملاً کشور با چالش جدی روبه‌رو شده است.

نکته بسیار مهم در این مسأله، علاوه بر دادن مرکزیت استراتژیک به امارات عربی در تأمین پهنای باند منطقه، هزینه‌های بسیار بالای ترانزیت از آن کشور به ایران است، به گونه‌ای که اجاره ماهیانه فیبر مسیر جاسک ـ فجیره برای هر STM-1، حدود هشت هزار دلار بوده که سهم طرف عربی نیز بیشتر از ایران است.

علاوه بر آن، هزینه بالای ناشی از این نوع تعامل انحصاری است که در پایان، موجب افزایش غیرمتعارف هزینه اتصال به اینترنت مشترکان داخل ایران شده است.

قطعاً وجود مسیرهای افزونه و جایگزین، یکی از بهترین راه‌های مقابله با این چالش است و در همه کشورهای جهان تمهیداتی اندیشیده شده که با تنوع بخشیدن در مسیر پهنای باند ورودی کشور، در صورت وقوع مشکل در یک نقطه، ترافیک از طریق نقاط دیگر منتقل می‌شود؛ برای مثال، کشور امارات متحده عربی نه تنها در گذشته از کنسرسیوم بین‌المللی فیبر نوری SMW4 سهمی را در اختیار داشته است، بلکه در دو پروژه جدید منطقه (EIG و IMEWE)، توسط اپراتورهای du (اپراتور بخش خصوصی) و اتصالات، جداگانه سرمایه‌گذاری کرده است تا در آینده‌ای نزدیک، سهمی بسیار کلیدی از بازار پهنای باند اینترنت منطقه را از آن خود کند.

چنانچه مسئولان امر در نحوه تأمین پهنای باند اینترنت ورودی کشور، از عملکرد اپراتورهای کشورهای همسایه در پروژه‌هایی چون SMW4، EIG و IMEWE الگوبرداری نکنند و همچنان تمایل به خرید و مصرف پهنای باند اینترنت (به جای مشارکت و حضور در کنسرسیوم‌های بین اللملی صاحب فیبر زیردریایی) ادامه یابد، بدون شک، در آینده نزدیک، خطرات اجتناب ناپذیری متوجه کشور خواهد نمود و طبعآ بدون مغتنم شمردن چنین فرصت‌های طلایی، تحقق چشم‌انداز تبدیل ایران به ‌هاب منطقه‌ای اطلاعاتی، به رویا بدل خواهد شد.

با نظر به پرسود بودن تجارت در این بخش، نهادهای رسمی و غیر رسمی زیادی برای دسترسی به آن تلاش می‌کنند و از هر وسیله قانونی و غیر قانونی برای دسترسی به اهداف خود استفاده می‌نمایند. پس تنها راهکار، تدبیر شیوه‌ای است تا رقابت در آن شکل گیرد و رقابت نیز با حضور متعدد بخش خصوصی در فضایی شفاف امکان پذیر است.

به تازگی در شرایطی، مبلغ 55 میلیون دلار بابت مصرف سرویس پانزده ساله از 56 عدد STM-1 به اپراتور هندی پرداخت می‌شود که با سرمایه‌گذاری تقریباً معادل چنین مبلغی، می‌توان مالک و صاحب صدها STM-1 بود. البته، سرمایه‌گذاری با چنین ابعادی در توان بخش خصوصی کشور است. حتی چندی پیش پیشنهادی کاملاً رقابتی از سوی شرکت‌های PAP (اپراتورهای ADSL کشور) به شرکت ارتباطات زیرساخت ارایه شد که با بی‌توجهی تأمل برانگیزی روبه‌رو شده و بدیهی است که با حمایت از سرمایه‌گذاری اپراتورهای خصوصی در مالکیت فیبرهای بین‌المللی ، نه تنها قیمت تمام شده هر STM-1 را بسیار کاهش خواهد داد، بلکه کشور را از مصرف کنندگی محض به مالکیت شاهراه‌های اطلاعاتی خواهد کشاند بنابراین، اگر ایران می‌خواهد از تکرار تجربه جبل علی ـ بندر عباس اجتناب کند، باید تدبیری ویژه درباره تأمین پهنای باند بیندیشد.

تجربه‌ای تلخ که سال‌هاست در حال تکرار شدن است و نتیجه آن هم، عدم تحقق چشم انداز مصوب و مستند کشور و همچنین به خطر افتادن منافع و امنیت ملی بوده است. بدون تردید باید رویکردها را تغییر داد. تنها با تکثر و توزیع امکانات کشور، ایجاد فرصت و حمایت از بخش خصوصی و البته دوری از نگاه تنگ نظرانه، می‌توان انحصار موجود در اختیار شرکت‌های دولتی (که به خاطر مشکلات ساختاری و مدیریتی فراوان، توان واکنش مناسب در شرایط ویژه را ندارد) را از بین برد و دست خارجیان سودجو و فرصت‌طلب از منابع ملی کوتاه نمود.

قطعاً با ایجاد فرصت برای همه، به خصوص بخش خصوصی، ضمن حرکت در راستای تحقق سیاست‌های کلی اصل 44 گامی بلند در راستای توسعه، حداقل در بخش ارایه خدمات نوین فناوری اطلاعات برداشته خواهد شد.

هم‌اکنون فیبرهای زیردریایی متعددی بین اروپا ـ آمریکا و همچنین بین آسیای شرقی ـ آمریکا در حال نصب و بهره‌برداری است، حال آنکه در مسیر ارتباطی آسیا ـ اروپا (که از منطقه خاورمیانه می‌گذرد)، با توجه به نیاز روزافزون پهنای باند اینترنت منطقه، قطعاً در آینده نزدیک، نیازمند اجرای فیبرهای زیردریایی جدیدی خواهیم بود.

در اوضاع کنونی، اپراتورهای خصوصی داخلی، در کوتاه مدت می‌توانند با مشارکت و تبادل سهام با اپراتورهای فعال منطقه، پهنای باند مورد نیاز کشور را با قیمتی رقابتی و جذاب تأمین نموده و همچنین در میان مدت و بلند مدت، محور اصلی تشکیل کنسرسیوم فیبرهای ارتباطی آسیا ـ اروپا باشند.

فارس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها