دو گزینه برای عبور از بحران هسته‌ای

آخرین گزارش کارشناسی محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، درخصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران در 18 نوامبر 2008 منتشر شد. این گزارش از یک سو بر ضرورت تداوم همکاری‌های فنی و تکنیکی آژانس با ایران تاکید داشته و از طرف دیگر موضوعاتی همانند ابهام در برخی برنامه‌ها را مورد تاکید قرار داده است. این گزارش همانند گزارش‌های قبلی بر نشانه‌هایی از نبود انحراف در فعالیت‌های هسته‌ای ایران تاکید و به این ترتیب زمینه‌های همکاری‌های متقابل و چندجانبه نهادهای بین‌المللی، گروه (1+5)‌ و اتحادیه اروپایی را با ایران فراهم کرد. به موازات چنین نشانه‌هایی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فعالیت‌‌های خود را در چارچوب قطعنامه‌های 1737(سال 2006)‌، 1747 (سال 2007)‌، 1803 (سال 2008)‌ و 1835 (سال 2008)‌ تنظیم کرده است. به عبارت دیگر، مدیرکل گزارش کارشناسی خود را با جهتگیری سیاسی شورای امنیت و نهادهای بین‌المللی مرتبط کرده و این امر مانع نیل به نتیجه قطعی و نهایی در روابط ایران و آژانس شده است.
کد خبر: ۲۲۳۰۶۸

زمانی که ابهام در روابط ایران و آژانس وجود داشته باشد، طبیعی است که شورای امنیت و قدرت‌های بزرگ درصدد برمی‌آیند تا فضای موجود در روابط متقابل ایران و نهادهای بین‌المللی را با نشانه‌هایی از تعارض و رویارویی منعکس کنند. شواهد نشان می‌دهد که تمامی گزارش‌های البرادعی دارای چنین ویژگی‌ای‌ بوده است. حتی این گزارش دارای آثار و نتایج بسیار محدودتری در مقایسه با گزارش مرجع امنیتی آمریکا موسوم بهNIE  داشته است. مرکز اطلاعات ملی آمریکا به همراه مرکز برآوردهای اطلاعاتی  استراتژیک آمریکا در دسامبر 2007 گزارشی را منتشر کردند که بر واقعیت‌های فعالیت هسته‌ای ایران تاکید داشت و به این ترتیب، بسیاری از فشارهای بین‌المللی علیه ایران کاهش یافت، در حالی که گزارش‌های البرادعی طی 4 سال گذشته ماهیت تکراری داشته است.

گزارش نوامبر 2008 مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در 22 بند و 6 بخش تنظیم شده است. بند اول آن بر قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت درخصوص ایران تاکید و مدیرکل اظهار کرده است که هیچ یک از قطعنامه‌های یاد شده از سوی ایران به مرحله اجرا درنیامده است. بر این اساس، بخش اول گزارش البرادعی مربوط به فعالیت‌های غنی‌سازی ایران طی سال‌های گذشته بوده است. در فصل اول، بر این موضوع تاکید داشته که ایران از یک سو سانتریفیوژهای فعال خود را گسترش داده و از طرف دیگر، اطلاعات مربوط به روند غنی‌سازی را در معرض نظارت ماموران و نمایندگان آژانس قرار داده است.

بخش دوم گزارش البرادعی شامل یک بند بود و به موضوعات مربوط به فعالیت‌های بازفرآوری اختصاص یافته است. در این ارتباط، گزارش ایران درخصوص فعالیت‌های تحقیق و توسعه مربوط به بازفرآوری مورد پذیرش آژانس قرار گرفته است؛ اما مدیرکل آژانس تاکید دارد که چنین فرآیندی صرفا در چارچوب تاسیساتی قابل تایید است که اطلاعات آن را ایران قبلا به آژانس داده است. این امر به مفهوم آن است که امکان انجام فعالیت‌های دیگری نیز مفروض گرفته شده که ایران اطلاعات آن را به آژانس نداده است.

بخش سوم از گزارش البرادعی مربوط به فعالیت رآکتور آب سنگین است. در این گزارش مواضع ایران درباره وضعیت مرکز تولید سوخت مورد پذیرش قرار گرفته و آژانس به این جمع‌بندی رسیده که صرفا می‌تواند درباره وضعیت اطلاعاتی که از سوی ایران داده شده است، اظهارنظر کند و قادر به تصویربرداری ماهواره‌ای از چنین محیط‌هایی نیست.

در بخش چهارم که مربوط به بندهای 14  10 قطعنامه مدیرکل آژانس است، جلوه‌هایی از انتقاد نسبت به دریافت نکردن پاسخ از ایران درخصوص نیروگاه دارخوین وجود دارد و همچنین در بند 13 به گونه‌ای غیرمستقیم عدم شفاف‌سازی فعالیت‌های ایران در ارتباط با سانتریفیوژهای تحقیق و توسعه را مورد توجه قرار داده شده است.

در بخش پنجم که ابعاد نظامی احتمالی را شامل می‌شود، مدیرکل این موضوع را مطرح کرده که ایران اطلاعات لازم برای بسیاری از موضوعات را در اختیار آژانس قرار نداده است و پاسخ به این موضوع نیازمند افزایش همکاری‌های ایران در ارتباط با موضوعاتی همانند فلز اورانیوم و چاشنی‌های انفجاری است. از سوی دیگر، در بند 16 به این موضوع اشاره شده است که ایران از زمان گزارش برخی از موضوعات، هیچ‌گونه پیشنهاد همکاری‌‌جویانه به آژانس نداده و هنوز اطلاعات در خواست شده یا دسترسی به مستندات، مکان‌ها و اشخاص فراهم نشده است.

چنین گزارشی می‌تواند آثار و نتایج کاملا متفاوتی به وجود آورد. از یک سو، این ذهنیت ایجاد خواهد شد که ایران همکاری‌‌های لازم، همه‌جانبه و فراگیری را با‌ آژانس انجام داده است. از سوی دیگر، برخی قدرت‌های بزرگ و اعضای شورای امنیت این موضوع را مطرح می‌کنند که تمامی فعالیت‌های ایران مورد تایید آژانس نیست.

طبعا در چنین شرایطی فشارها و محدودیت‌های مربوط به آژانس و شورای امنیت در رابطه با ایران ادامه خواهد یافت؛ اگرچه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های 2008  2003 بر همکاری‌های فراگیر و همه‌جانبه خود در رابطه با آژانس و نهادهای بین‌المللی تاکید داشته است؛ اما شواهد موجود نشان می‌دهد که گزارش‌های البرادعی می‌تواند زمینه فشارهای بین‌المللی جدیدتری را در ارتباط با ایران به وجود آورد. یکی از دلایلی که در ماه‌های گذشته فشارهای بین‌المللی کمتری علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود داشته آن است که اولا اقتصاد بین‌الملل در شرایط بحران قرار داشته و از طرف دیگر، زمینه برای تغییر در زمامداران و نخبگان سیاسی آمریکا به وجود آمده است. این امر روند تهدیدات و همچنین محدودیت‌های جدید علیه ایران را با تاخیر روبه‌رو می‌کند؛ اما به مفهوم نادیده گرفتن الگوی فشار، تهدید و محدودیت استراتژیک علیه ایران محسوب نمی‌شود. در شرایط موجود، خانم هیلاری کلینتون به عنوان وزیر خارجه دولت اوباما معرفی شده است. نامبرده در سال‌های گذشته همواره از سیاست شدت عمل علیه جمهوری اسلامی حمایت به عمل آورده و از سوی دیگر، در زمره حامیان جنگ آمریکا در عراق بوده است.

طبیعی است که چنین افرادی قادر به ایجاد تغییر بنیادین در مواضع آمریکا نسبت به مساله هسته‌ای ایران نخواهند بود. مواضع هیلاری کلینتون دارای جهت‌گیری محدودکننده و مقابله جویانه با ایران است. بنابراین، انتشار چنین گزارش‌هایی نمی‌‌تواند ایران را از فضای بحران هسته‌ای رهایی بخشد. تجربه نشان داده است مشارکت ایران با اتحادیه اروپایی و مذاکراتی که با خاویر سولانا انجام گرفته، هیچ‌گونه نتیجه نهایی و موثر برای خروج ایران از تهدیدات بین‌المللی را متصور نمی‌سازد. به این ترتیب، کابینه جدید آمریکا که از 20 ژانویه 2009 فعالیت‌های خود را آغاز خواهد کرد، نه‌تنها فشارهای سیاسی و بین‌المللی بیشتری را در رابطه با فعالیت‌های هسته‌ای ایران ایجاد خواهد کرد، بلکه زمینه بین‌المللی سازی چنین محدودیت‌هایی را نیز فراهم خواهد کرد. این امر نشان می‌دهد تنظیم فعالیت‌های ایران برای عبور از تهدیدات و محدودیت‌های بین‌المللی باید به گونه‌ای باشد که زمینه انتشار چنین گزارش‌هایی از سوی دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فراهم نشود. این‌گونه گزارش‌ها که ماهیت دوگانه و مبهم دارد، طبیعی است نتیجه عینی و مشهودی برای ایران ایجاد نخواهد کرد. هرگونه ابهام در گزارش فضای بین‌المللی را برای محدودسازی جمهوری اسلامی تشدید می‌کند.

از سوی دیگر، تداوم اجلاسیه گروه (1 + 5)‌ بدون توجه به مشارکت ایران در این مذاکرات مخاطرات امنیتی علیه ایران را افزایش خواهد داد. حوزه دیپلماسی هسته‌ای جمهوری اسلامی باید بر این امر تاکید کند که انجام مذاکرات بین‌المللی بدون حضور کشور مورد بحث نمی‌تواند به تفاهم مناسب و پایدار منجر شود. در چنین شرایطی لازم است ایران از وضعیت کشور مورد مذاکره به وضعیت جدیدی ارتقاء یابد که به موجب آن در جمع کشورهای مذاکره کننده قرار گیرد. در چنین فضایی امکان شفاف‌سازی چند جانبه از سوی ایران، نهادهای بین‌المللی و قدرت‌های بزرگ به وجود می‌آید. این امر می‌تواند سوء ادراک بین‌المللی را نسبت به فعالیت‌های ایران و همچنین بی‌اعتمادی ایران را در مقابل اهداف نهادهای بین‌المللی، متعادل کند. عبور از بحران صرفا در شرایطی حاصل می‌شود که موقعیت ایران در روند مذاکرات چندجانبه تقویت و تثبیت شود.

ابراهیم متقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها