این روزها بحث مذاکره با طالبان از سوی بسیاری از مقامات آمریکایی، افغان و حتی اروپایی مطرح میشود. به عقیده شما هدف اصلی از طرح بحث مذاکره با طالبان چیست؟
واضح است که آمریکا تاکنون نتوانسته است تسلط خویش بر سراسر افغانستان را کامل کند و بنابراین به دنبال راه چاره و فرار است و برای نجات خویش به متحد خود عربستان مراجعه کرده است. عربستان هم با رویی گشاده، ترتیب برگزاری اولین دور مذاکرات نمایندگان طالبان و دولت افغانستان را داد. البته ابتدا برگزاری چنین مذاکراتی کاملا مخفی نگه داشته شد،اما با افشای آن، عربستان ضمن تایید برگزاری چنین مذاکراتی به صراحت اعلام کرد که این مذاکرات به درخواست آمریکا صورت گرفته است.
اما اگر آمریکا برای رسیدن به فضایی آرام به مذاکره با طالبان و یا دیگران کمترین اعتقادی داشت، ارتش پاکستان را مجبور به لشکرکشی علیه طالبان و گلولهباران و بمباران مناطق قبیلهنشین نمیکرد و باعث کشته شدن مردم بیگناه نمیشد.
آمریکا برای مشروع جلوه دادن حملات خود از جنگجویانی گمنام نام میبرد که یا عرب هستند و یا ازبک و ادعا میکند که در این حملات عوامل تروریستی خارجی کشته شدهاند، اما واقعیت این است که در این حملات افراد عادی کشته میشوند و صدها هزار نفر نیز به همین دلایل از خانه و کاشانه خود آواره شدهاند.
نزدیک به 2000 نفر در سوات و شمار بیشتری در باجور به قتل رسیدهاند بنابراین اگر آمریکا واقعا در پی مذاکره برای رسیدن به آرامش در منطقه بود، باید با همفکران آنان در پاکستان هم مذاکره میکرد. اما این نقشه آمریکا برای فرار از حل مشکلات افغانستان است و دلیل دیگر میتواند تلاش آمریکا برای منزوی ساختن ایران باشد. چون اگر قرار است مذاکراتی صورت گیرد، این مذاکرات باید از سوی کشورهای همسایه افغانستان از جمله ایران و پاکستان، تاجیکستان و ازبکستان آغاز شود.
چرا عربستان که هیچ مرز مشترکی با افغانستان ندارد میزبان مذاکرات شده است، در حالی که ایران که همسایه افغانستان است از این مذاکرات دور نگه داشته میشود؟ بیتردید این امر موجب نگرانی ایران خواهد شد و تهران خواهد پرسید این دولتی که قرار است به صورت ائتلافی تشکیل شود آیا میتواند همسایهای خوب برای ایران باشد؟ این نگرانی ایران کاملا مشروع است چون تجربیات قبل مثبت نبوده است. تا به حال عدهای از دیپلماتهای ایرانی در افغانستان به قتل رسیدهاند و اگر ایران بزرگواری نشان نمیداد، برخورد دو کشور حتمی بود.
امروزه آمریکا از اصطلاح جدیدی به نام طالبان میانهرو استفاده میکند و این در حالی است که قبلا هم نمونههایی از استفاده نامشروع آمریکا از طالبان مشاهده شده است که از آن ابزاری برای تنفر جامعه جهانی از مسلمانان ساخت، تا جایی که شورایی از خود مسلمانان با اعلام انزجار از حملات انتحاری، آن را محکوم و حرام اعلام کرد. به عقیده شما این بار آمریکا از این اصطلاح جدید یعنی طالبان میانهرو چه اهدافی در سر دارد؟
همانگونه که گفتم آمریکا درصدد ایجاد حکومتی دستنشانده در افغانستان است و این طالبان میانهرو احتمالا کسانی خواهند بود که با جدا شدن از گروه اصلی طالبان به آمریکا میپیوندند و واضح است کسی که به آمریکا بپیوندد میانهرو گفته خواهد شد.
قبلا هم نمونههایی از این وضعیت دیدهایم. به عنوان مثال در دهه 50 و 60 میلادی، زمانی که اعراب قدرت داشتند به عربستان، تونس و مراکش، اعراب میانهرو گفته میشد، در حالی که به مصر، لیبی، سوریه و الجزایر کشورهای تندرو گفته میشد. آمریکا اصطلاحاتی میسازد که در واقع هیچ معنای حقیقی ندارد. هر آنکه را حامی خود ببیند میانهرو میگوید و هر که را احساس کند سدی در مقابل اهداف توسعهطلبانه او است، تندرو مینامد، همانگونه که امروز از ایران به عنوان تندرو یاد میکند.
آمریکا در واقع میخواهد با ایجاد اختلاف در گروه طالبان عدهای از آنان را به خدمت درآورد و حکومتی ائتلافی با شرکت آنان در افغانستان شکل دهد تا بگوید دولتی ملی در افغانستان تشکیل شده است که همه گروهها در آن شرکت دارند و آن وقت راه فرار آمریکا بازخواهد شد و از سویی روابط ایران و افغانستان را هم تیره خواهد کرد.
بسیاری از کشورهای مسلمان امروز به این نکته پی بردهاند که عدهای از کشورهای اسلامی و همین طور سازمانهایبه ظاهر اسلامی در راستای اهداف آمریکا حرکت میکنند و بنابراین تلاش برای احیای وحدت اسلامی از سوی کشورهای مختلف پیگیری میشود. آیا این طالبان میانهرو بدین منظور ظهور پیدا خواهند کرد تا بار دیگر عاملی برای دوری کشورهای اسلامی از یکدیگر باشند؟
بیتردید آمریکا چنین هدفی را در سرمیپروراند. اینک ایران، پاکستان و سوریه هدف آمریکا قرار گرفتهاند. پاکستان و ایران روابط دیرینه و تاریخی با هم دارند و مردم دو کشور هم ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند بنابراین تلاش بر این است که رخنهای در این روابط ایجاد شود.
شما میبینید که برایبه شکست کشاندن پروژه خط لوله گاز ایران به پاکستان و هند، آمریکا چگونه کارشکنی میکند و برای منصرف کردن هند از این پروژه برخلاف مواضع خود، واشنگتن با دهلینو پیمان هستهای امضا کرد و هند هم در مقابل، در مساله هستهای، علیه ایران رای داد و درباره پروژه خط لوله گاز نیز علاقهای نشان نداد.
هدف دیگر آمریکا به غیر از ایران به محاصره در آوردن چین و روسیه است. آمریکا میخواهد بانفوذ در آسیای مرکزی گذرگاههای انرژی را به تسلط خود درآورد،همانگونه که در خلیجفارس چنین تلاشی کرده است. آمریکا نمیتواند نزدیکی کشورهای اسلامی به یکدیگر را تحمل کند، همانگونه که عربستان را از کمک کردن مطلوب به پاکستان باز داشت.
تا زمانی که پایگاههای آمریکا و نیروهای آمریکا در کشورهای منطقه هستند و تا زمانی که مردم این کشورها دولتهای خود را برای اخراج نیروهای آمریکایی تحت فشار قرار ندهند و خواهان اتخاذ سیاستی مستقل از سوی دولتهای خود نشوند، سلطه آمریکا ادامه خواهد یافت و این خطری برای تمامی کشورهای اسلامی خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم