کمیبه دور و برتان نگاه کنید، حتی بی.بی.سی هم از فاجعه انسانی در غزه خبر میدهد؛ همان بی.بی.سی، که مدافعان رزمنده فلسطینی را «پیکارجویان» این سرزمین مینامد، حتی سی.ان.ان هم برای آنکه از قافله عقب نماند ناچار است لابهلای هزاران خبری که از سیاستهای جدید دولت آمریکا، جشن گوجه فرنگی در اسپانیا، بحران مالی در جهان و سیرک فلان منطقه منتشر میکند، خبری هم از مرگ خاموش کودکان در غزه مخابره کند. همان سی.ان.انی که مبارزان فلسطینی را تروریستهایی که صلح دو ملت (!) را بر نمیتابند، عنوان میکند.
اما امرای عرب بر خلاف ملتهایشان در خواب عمیق زمستانی فرو رفتهاند. شاید هم خودشان را به خواب زدهاند؛ البته که همین طور است. اگر این طور نبود، بالاخره با این همه تلنگر باید از خواب بیدار میشدند. این یکی هر روز و به هر بهانه، ایران را اشغالگر (!) مینامد تا عقدههای فروخورده خود را بیرون بریزد. آن یکی نامش عبدالله است اما به عبدالشیطان بیشتر میماند؛ کارش پناه دادن به منافقین و لو دادن اطلاعات سری حزبالله به رژیم صهیونیستی است. آن دیگری کنفرانس ادیان تشکیل میدهد تا آبرویی برای جانیان بیهویت صهیونیست دست و پا کند. شیخشان هم در این کنفرانس با کمال افتخار با سردسته آنان دست میدهد تا ثابت کند که تمام فتواهای سابق او فقط از سر شکم سیری بوده است و بس. راستش اگر سرزنشم نکنید میخواهم بگویم برخی در این دنیا نقش همان بازماندگان و نوادگان ابوسفیان و عمروعاص و دیگران را ایفا می کنند. همانها که با اعمال و رفتار منافقانه و ریاکارانهشان مسیر حرکت تاریخ اسلام را به کلی تغییر دادند. این نوادگان همانها هستند که از ترس تقویت اسلام انقلابی پشت نصرالله قهرمان را خالی کردند و در جنگی که بین تمام اسلام و تمام کفر بود، ناجوانمردانه به آغوش کفر فروغلتیدند؛ همانها که در غروب سرد و بی روح غزه دلارهای نفتی خود را برای نجات آمریکا و متحدانش از منجلاب مالی خودساخته، کرور کرور روانه این سرزمینها میکنند. راستی فقط مشتی از همین دلارها برای نجات غزه کافی بود؛ نبود؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم