عبارت روشنتر اینکه کمیته ملی المپیک چون مسوول دخل و خرج تیمهای المپیک است باید دستی در جیب کند و خرج این تیم را بپردازد.
از سوی دیگر، کمیته ملی المپیک میگوید: فدراسیون فوتبال حق تعیین تکلیف ندارد. کسی که پول میدهد، حق انتخاب هم دارد و خلاصه آنکه همه باید بپذیرند تیم المپیک تافتهای جدابافته و مسوولیت آن به عهده متولی آن است.
مخلص کلام آنکه میان فدراسیون فوتبال و کمیته ملی المپیک سالهاست این رویه ادامه دارد و هنوز معلوم و مشخص نیست در قبال این مساله چه دستگاهی مسوول است.
رئیس فدراسیون فوتبال، بحث مربی داخلی و خارجی را پیش میکشد و میگوید: در آینده نزدیک گزینه خود را معلوم میکنیم و مسوول درجه اول کمیته ملی المپیک؛ در پاسخ این اظهار نظر میگوید، ایشان برای خودشان گفتهاند و چون رئیس کمیته ملی المپیک، رئیس سازمان است، میشود فهمید که به شکل تلویحی به فدراسیون فوتبال فهمانده میشود از این پس کجا برای تیم المپیک تصمیم میگیرد. بحث استفاده از گزینه داخلی را دبیرکل از خودش نگفته است و حالا که باد به پرچم مربیان داخلی میخورد، صدالبته میشود ته قضیه را خواند و فهمید که تیم المپیک از این پس کجا باید بخوابد!
باید پرسید تصمیمگیری درباره مربی تیم ملی المپیک یا اساسا بهرهگیری از مربی داخلی یا خارجی کجا تصویب میشود، چه کمیتهای در اینباره تصمیمکارشناسی میگیرد و آیا این حق را باید برای یک مسوول قائل شد تا به جای جمع تصمیم بگیرد.
مجمع عالی، کمیته فنی، کمیتههای کارشناسی و... چگونه اجازه اینگونه دخالتها را میدهند؟
اگر اسمش را دخالت نگذاریم، آیا اینگونه تعیین تکلیف کردنها زمینه را برای نفوذ سلایق شخصی فراهم نمیکند؟
وقتی یک مربی داخلی کفگیرش به ته دیگ خورد و مشکلی پیش آمد، آیا کسی پیدا میشود مسوولیت را به عهده بگیرد یا باز داستان کی بود، کی بود همیشگی در انتظار خواهد بود؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم