در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شـاکـی در تـشـریـح مـاجـرا بـه بـازپـرس مـشـفـق گفت: روز گذشته در یکی از محلههای شمال غرب تهران منتظر تاکسی بودم که یک دستگاه خودروی سواری توقف کرد و هنگام سوار شدن متوجه شدم، 2 مرد در صندلی عقب نشستهاند و چند قلم کالا نیز روی صندلی دیگر قرار گرفته است در صندلی جلو هم فرد دیگری نشسته بود. بنابراین به خاطر تاریکی هوا، بناچار کنار مسافر صندلی جلو نشستم.
پس از طی مسافتی، راننده بار دیگر نشانی مقصدم را پرسید و گفت، اشتباه کرده و از من خواست از خودرو پیاده شوم که به وی اعتراض کردم و پس از مشاجره از خـودرو پـیـاده شـدم و وقـتـی جـیـبهایم را گشتم، متوجه شدم کیفم که حاوی 1700یورو، 600 هزار تومان پول در قالب چندین فقره چک، گذرنامه و مدارک شناساییام بود، به سرقت رفته است.
به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و به اداره آگاهی تهران ارسال شد و ماموران با اطلاعاتی که از شاکی به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از مردان سارق پرداختند و جستجو برای یافتن آنها آغاز شد تا این که در ادامه تحقیقات چند روز قبل ماموران پی بردند جوانی به نام حمید تعدادی از چکهای مسروقه را در یکی از بانکهای کرج نقد کرده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران پس از شناسایی مخفیگاه این متهم موفق به دستگیری وی شدند. با انتقال این متهم به مرکز پلیس، تحقیقات از وی برای افشای راز سرقت از شاکی آغاز شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: