بهتر است‌ فراموش نکنیم!‌

منتظر جایزه‌ ادبی‌ تئاتری ‌هستیم‌ ‌سال‌ گذشته‌ اتفاق‌ بزرگ‌ و خارق‌العاده‌ای‌ در عرصه‌ تئاتر کشور به‌ وقوع‌ پیوست‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را در این‌ عرصه‌ بی‌نظیر دانست؛ برگزاری‌ نخستین‌ جایزه‌ ادبیات‌ نمایشی‌ ایران‌ که‌ توسط‌ انجمن‌ نمایشنامه‌نویسان‌ خانه‌ تئاتر با حمایت‌ مرکز هنرهای‌ نمایشی‌ در سال‌ 84 در تالار وحدت‌ برگزار شد، البته‌ با موانع‌ و دشواری‌های‌ بسیاری‌ نیز روبه‌رو بود که‌ مهم‌ترین‌ آن‌ مسائل‌ مالی‌ بود که‌ تبعات‌ آن‌ تاکنون‌ نیز ادامه‌ دارد و برخی‌ داوران‌ و دست‌اندرکاران‌ برگزاری‌ آن‌ همچنان‌ حق‌الزحمه‌ و حقوق‌ خود را دریافت‌ نکرده‌اند.‌
کد خبر: ۲۲۱۳۳۱

 در این‌ فرصت‌ کوتاه‌ قصد پرداختن‌ به‌ مسائل‌ و مشکلات‌ مالی‌ و غیرمالی‌ این‌ جشن‌ نیست. بلکه‌  تاکید بر تداوم‌ این‌ حرکت‌ با شکوه‌ است‌ که‌ بی‌اغراق‌ در فضای‌ ادبیات‌ نمایشی‌ ایران‌ واقعه‌ای‌  شگرف‌ به‌ حساب‌ می‌آید.‌

 آشنایان‌ و علاقه‌مندان‌ به‌ ادبیات، اگر کمی‌ به‌ ذهن‌ خود فشار بیاورند، اسامی‌ و عناوین‌ چند جایزه‌  مهم‌ که‌ در عرصه‌ کتاب‌ اهداء می‌شود را به‌ خاطر می‌آورند؛ جایزه‌هایی‌ که‌ یا از سوی‌ برخی‌  سازمان‌ها و مراکز دولتی‌ و یا با نام‌ نویسندگان‌ بزرگ‌ ایران‌ زمین‌ و توسط‌ نهادهای‌ حمایت‌ کننده‌  خصوصی‌ و نیمه‌ خصوصی‌ اهداء می‌شود، اما واقعا به‌ خاطر آوردن‌ نام‌ جایزه‌ای‌ که‌ اختصاصا و  به‌ طور مستقل‌ به‌ نمایشنامه‌نویسان‌ و در یک‌ فرایند عمومی‌ اهداء شده‌ باشد، به‌ ذهن‌ هیچ‌ کس‌  خطور نمی‌کند. مگر جایزه‌ ادبیات‌ نمایش‌ ایران‌ که‌ اکنون‌ همچون‌ نهالی‌ در گستره‌ تئاتر فقیر و  مظلوم‌ کشورمان‌ سر برآورده‌ و اگر بانیان‌ و متولیان‌ آن‌ را فراموش‌ کنند، به‌ راحتی‌ و سادگی‌  می‌خشکد!‌

 باری، یکی‌ از محاسن‌ و ویژگی‌های‌ جایزه‌ ادبیات‌ نمایشی‌ ایران‌ که‌ سال‌ گذشته‌ نخستین‌ دوره‌ آن‌  برگزار شد، فعال‌ کردن‌ تمامی‌ نویسندگان‌ صاحب‌ تجربه‌ و عنوان‌ در سراسر کشور در امر داوری‌ و  نظر دادن‌ بود.‌

 در واقع‌ نمایشنامه‌های‌ نخستین‌ دوره، در چند دوره، از سوی‌ نویسندگان‌ و نمایشنامه‌نویسان‌  شاخص‌ بازخوانی‌ و ارزیابی‌ شد. بخش‌ قابل‌ توجه‌ دیگر در دوره‌ نخست، جوایزی‌ بود که‌ به‌  برگزیدگان‌ در چند شاخه‌ از جمله‌ نمایشنامه‌ بلند، کوتاه، پژوهش‌ و تالیف‌ اهداء شد. برای‌  نخستین‌ بار این‌ جوایز نسبت‌ به‌ زحمتی‌ که‌ نمایشنامه‌نویسان‌ در این‌ عرصه‌ متحمل‌ می‌شوند،  آبرومندانه‌ بود.‌

 همچنین‌ در کنار چند تن‌ از بزرگان‌ ادبیات‌ نمایشی‌ همچون‌ محمود طیاری، عزت‌الله‌ مهرآوران‌ و  محمد رحمانیان، جوانانی‌ درخشیدند که‌ هیچگاه‌ نامشان‌ نیز برده‌ نمی‌شد.‌

 اما اکنون‌ از این‌ جایزه‌ تقریبا خبری‌ به‌ گوش‌ نمی‌رسد. علی‌رغم‌ این‌که‌ فراخوان‌ دوره‌ دوم‌ آن‌ در  همان‌ روز اختتامیه‌ منتشر شد و تاریخی‌ برای‌ ارسال‌ آثار تعیین‌ شد، اما کمتر نمایشنامه‌نویسی‌ از  تاریخ‌ و نحوه‌ ارسال‌ اثر مطلع‌ است‌  ظاهرا دبیرخانه‌ای‌ هم‌ برای‌ اطلاع‌رسانی‌ و چگونگی‌  برگزاری‌ دوره‌ بعدی‌ شکل‌ نگرفته‌ است.‌

 در  اینجا بی‌مناسبت‌ نیست‌ که‌ تلنگری‌ هم‌ به‌ وجدان‌های‌ بیدار جامعه‌ یعنی‌ خبرنگاران‌ فرهنگی‌  هنری‌ رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها زده‌ شود تا آنها نیز با به‌ یاد آوردن‌ دوره‌ نخست‌ جایزه‌ ادبیات‌  نمایشی‌ ایران، پی‌گیر دوره‌ دوم‌ آن‌ شوند.‌
 انجمن‌ نمایشنامه‌نویسان‌ خانه‌ تئاتر نیز می‌بایست‌ قدر موقعیت‌ به‌ دست‌ آمده‌ را بهتر بداند، بویژه‌  «بهزاد فراهانی» که‌ عضو انجمن‌ و دبیر نخستین‌ دوره‌ آن‌ بود.‌

 امیدواریم، در این‌ باره‌ و هر چه‌ زودتر خبرهای‌ خوشحال‌ کننده‌ای‌ بشنویم. و شاهد برگزاری‌  دومین‌ دوره‌ جایزه‌ بزرگ‌ ادبیات‌ نمایشی‌ در سال‌ 85 باشیم.‌

 ضمنا فراموش‌ نکنیم‌ که‌ در همان‌ دوره‌ اول‌ به‌ برخی‌ برگزیدگان، قولهایی‌ از جمله‌ اجرای‌ اثرشان‌  و... داده‌ شده‌ است‌ که‌ نباید فراموش‌ شود.‌

 چه‌ طرفی‌ از هم‌اندیشی‌ ببندیم؟!‌

 یکی‌ از اقدامات‌ شایسته‌ توجه‌ و قدردانی‌ که‌ طی‌ امسال‌ از سوی‌ فرهنگستان‌ هنر انجام‌ شد،  برگزاری‌ همایش‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ در قالب‌ پژوهش‌ و ارائه‌ مقالات‌ و سخنرانی‌ با اعلام‌  فراخوان‌ بود.‌

 این‌ برنامه‌ها با عنوان‌ هم‌اندیشی‌ها و همایش‌های‌ معاونت‌ پژوهشی‌ فرهنگستان‌ هنر جمهوری‌  اسلامی‌ در سال‌ 84 با عناوینی‌ چون؛ هم‌اندیشی‌ نشانه‌شناسی‌ هنر اصفهان، هنر دفاع‌ مقدس،  مبانی‌ هنرهای‌ سنتی، سینما و ادبیات، تخیل‌ هنری‌ و... از خرداد ماه‌ آغاز و تا اسفند ماهادامه‌  خواهد داشت. اعلام‌ فراخوان‌ها در یک‌ کتابچه‌ و نیز اعلام‌ تاریخ‌ دقیق‌ برگزاری‌ آنها به‌ علاوه‌  تعیین‌ دبیر علمی‌ جداگانه‌ برای‌ هر کدام، از جمله‌ نقاط‌ قوت‌ برنامه‌ریزی‌ این‌ همایش‌ها به‌ شمار  می‌رود. در واقع‌ تمهیدات‌ برگزاری‌ این‌ هم‌اندیشی‌ها با موضوعات‌ متنوع، بسیار با دقت‌ و نظم‌ به‌  انجام‌ رسیده‌ است. به‌ این‌ ترتیب‌ بانیان‌ و برگزارکنندگان‌ چنین‌ هم‌اندیشی‌هایی، زحمات‌ قابل‌  توجهی‌ برای‌ برگزاری‌ آنها کشیده‌اند.‌

 با  این‌ وجود ذکر یک‌ نکته‌ و در واقع‌ نقدی‌ بر این‌ هم‌اندیشی‌ها می‌تواند به‌ نقاط‌ قوت‌ آن‌ بویژه‌ در  ارائه‌ نتایج‌ آن‌ راهگشا باشد. زیرا که‌ برگزارکنندگان‌ این‌ هم‌اندیشی‌ها علاوه‌ بر صرف‌ وقت،  هزینه‌های‌ نسبتا قابل‌ ملاحظه‌ای‌ را صرف‌ آن‌ می‌کنند.‌

 ناگفته‌ پیداست‌ که‌ در حیطه‌ فرهنگ‌ و هنر نباید انتظار داشت‌ که‌ مانند علومی‌ چون‌ پزشکی،  ریاضیات، مهندسی‌ و... سریعا اطلاعات‌ و آماری‌ از دل‌ پژوهش‌ها کسب‌ شده‌ و به‌ اطلاع‌  علاقه‌مندان‌ و متخصصان‌ و کارشناسان‌ برسد اما در همه‌ حال‌ نیز نباید با این‌ بهانه‌ که‌ در  پژوهش‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ نمی‌توان‌ نگاه‌ آماری‌ داشت‌ و نتایج‌ واضح‌ و مشخصی‌ ارائه‌ کرد، بر  ایراد اصلی‌ و اساسی‌ پژوهش‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ کشورمان‌ سرپوش‌ نهاد!‌
 محققان‌ و پژوهشگران‌ و علاقه‌مندان‌ به‌ این‌ عرصه، نیک‌ می‌دانند که‌ در دنیای‌ امروزین‌ باید تا حد  امکان‌ نتایج‌ هرگونه‌ پژوهشی‌ را به‌ صورت‌ کاملا کاربردی‌ و اصطلاحا در قالب‌ یافته‌های‌ پژوهشی‌  ارائه‌ کرد.‌

 متاسفانه‌ در حال‌ حاضر، عمده‌ پژوهش‌ها و یا مقاله‌های‌ تحقیقی‌ که‌ در نشریات‌ علمی‌  پژوهشی‌  منتشر می‌شود، انشاء گونه‌ و توصیفی‌ هستند و به‌ همین‌ دلیل‌ کاملا مشخص، پژوهش‌ در  زمینه‌های‌ مذکور در کشور ما چندان‌ سودی‌ برای‌ پیشبرد فرهنگ‌ و هنر ما نداشته‌ است. این‌ را  می‌توان‌ در خروجی‌ پایان‌ نامه‌های‌ دانشجویان‌ مقاطع‌ تحصیلات‌ تکمیلی‌ کشورمان‌ نیز دید.‌

 اگر کمی‌ به‌ اخبار علمی، فرهنگی‌ و هنری‌ بخشهای‌ گوناگون‌ صدا و سیما و یا شبکه‌های‌ خبری‌  دنیا توجه‌ کنیم. اطلاعاتی‌ از یافته‌های‌ دنیای‌ علم‌ و هنر به‌ گوشمان‌ می‌رسد که‌ نتیجه‌ تحقیق‌  پژوهشگران‌ و محققان‌ رشته‌های‌ مختلف‌ است.‌

 در بخشهای‌ خارجی، محققان‌ عرصه‌ فرهنگ‌ و هنر نیز یافته‌هایی‌ را به‌ صورت‌ نتایج‌ آماری‌ در  اختیار عموم‌ قرار می‌دهند که‌ بسیار دقیق‌ است‌ و براساس‌ همین‌ یافته‌ها برنامه‌های‌ کلان‌ فرهنگی‌  و هنری‌ پی‌ریزی‌ می‌شود.‌
 اما متاسفانه‌ آنچه‌ از برگزاری‌ هم‌اندیشی‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ در کشورمان‌ عاید علاقه‌مندان‌  می‌شود، در نهایت‌ چاپ‌ مجموعه‌ای‌ مقالات‌ است‌ که‌ معمولا درست‌ هم‌ توزیع‌ نمی‌شود و در  مراکز آکادمیک‌ (کتابخانه‌های‌ دانشکده‌ها) نیز قرار نمی‌گیرد!‌

 امید می‌رود که‌ فرهنگستان‌ هنر و یا دیگر مراکز برگزارکننده‌ هم‌اندیشی‌ها و نشست‌های‌ پژوهشی،  اولا علاقه‌مندان‌ را به‌ سمت‌ و سوی‌ پژوهش‌هایی‌ کاربردی‌ سوق‌ دهند و ثانیا نتایج‌ آن‌ را به‌ اطلاع‌  دیگران‌ برسانند. آنگاه‌ می‌توان‌ انتظار داشت‌ که‌ حاصل‌ برگزاری‌ این‌ برنامه‌ها در پیشبرد اهداف‌ و  فضاهای‌ فرهنگی‌  هنری‌ کشور و یا حداقل‌ محافل‌ آکادمیک‌ موثر باشد. ‌

 کتابخانه‌ها؛ مانع‌ یا مشوق؟!‌

 این‌ عبارات‌ و جمله‌های‌ تکراری‌ را بارها شنیده‌ایم‌ که‌ در مجموع‌ مردم‌ ما چندان‌ علاقه‌ای‌ به‌  مطالعه‌ کتاب‌ ندارند و به‌ طور نسبی‌ آمار کتابخوانی‌ در کشور ما بویژه‌ با توجه‌ به‌ گذشته‌ باشکوه‌  فرهنگی‌ و ادبی‌ که‌ داشته‌ایم‌ بسیار پایین‌ و با عرض‌ معذرت‌ شرم‌آور است.‌

 در ایامی‌ هم‌ که‌ نمایشگاه‌های‌ کتاب‌ برگزار می‌شود، دغدغه‌ بسیاری‌ از بازدیدکنندگان‌ یا خرید  کتابهایی‌ برای‌ موفقیت‌ در آزمون‌ ورودی‌ دانشگاه‌هاست‌ و یا تکمیل‌ دکوراسیون‌ کتابخانه‌های‌  شخصی!‌

 اما برای‌ عده‌ای‌ که‌ واقعا می‌خواهند به‌ قصد مطالعه‌ کتاب‌ مکان‌ و فضایی‌ مناسب‌ داشته‌ باشند،  «کتابخانه‌ها» تعبیه‌ و طراحی‌ شده‌ است. در حقیقت‌ کتابخانه‌ها یارانه‌هایی‌ هستند که‌ از سوی‌  دولت‌ و مراکز و نهادها برای‌ مردم‌ به‌ وجود آمده‌اند. بویژه‌ کتابخانه‌هایی‌ که‌ پسوند عمومی‌ را با  خود یدک‌ می‌کشند، این‌ قصد را دارند که‌ ماوا و سرپناهی‌ برای‌ قشر کتابخوان‌ جامعه‌ باشند.‌

 با ذکر این‌ مقدمه‌ بهتر است‌ نکته‌ اصلی‌ را مطرح‌ کنیم‌ و آن‌ این‌که‌ بعضی‌ از کتابخانه‌ها آنچنان‌  شرایط‌ دشواری‌ برای‌ عضویت‌ اعلام‌ می‌کنند که‌ فرد کتابخوان‌ پس‌ از چند کوشش، به‌ کلی‌ از  عضویت‌ در آنها مایوس‌ شده‌ و قطع‌ امید می‌کند.‌
 اگر در کشور ما کتابخانه‌هایی‌ کاملا خصوصی‌ طراحی‌ شده‌ باشد که‌ از دولت‌ و مراکز و نهادها هیچ‌  کمکی‌ نگیرد، آنگاه‌ نمی‌توان‌ بر مدیریت‌ آنها خرده‌ گرفت‌ که‌ چرا شرایط‌ عضویت‌ خود را تا این‌  حد دشوار می‌کنند، اما وقتی‌ نهادی‌ همچون‌ حوزه‌ هنری‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ علاوه‌ بر  دریافت‌ حق‌ عضویت‌های‌ نسبتا قابل‌ توجه‌ مدارکی‌ خاص‌ و منحصر 2 فرد به‌ فرد متقاضی‌  عضویت‌ طلب‌ می‌کند، می‌بایست‌ کسی‌ یا جایی‌ باشد که‌ به‌ مدیریت‌ آن‌ تلنگری‌ وارد کند که‌  کتابخانه‌ها باید در مسیر ارتقاء سطح‌ مطالعه، هزینه‌ کنند. فرهنگ‌ کتابخوانی‌ها رواج‌ نمی‌یابد مگر  با ارائه‌ تسهیلات‌ - حداقل‌ - به‌ قشر کتابخوان‌ و دانشجویان‌ این‌ که‌ فرم‌ تعهد باید حتما به‌ شیوه‌ای‌  خاص‌ طراحی‌ شود تا عضو بتواند به‌ عضویت‌ درآید و... از جمله‌ موانعی‌ است‌ که‌ متاسفانه‌ آمار  کتابخوانی‌ را در جهت‌ مثبت‌ نه‌ تنها بهبود نمی‌بخشد بلکه‌ به‌ عقب‌ می‌راند.‌

 کودکان‌ کتاب‌ تاریخ‌ را چگونه‌ ورق‌ می‌زنند؟‌

 در خبرها آمده‌ است‌ که‌ دومین‌ نمایشگاه‌ ایران‌شناسی، جلوه‌هایی‌ از عظمت‌ تمدن‌ و فرهنگ‌  ایرانی‌ را در چهار دوران‌ تاریخی‌ به‌ نمایش‌ می‌گذارد.‌

 روباط‌ عمومی‌ کانون‌ پرورش‌ فکری‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ اعلام‌ کرده‌ است‌ که‌ بخش‌ اصلی‌ این‌  نمایشگاه‌ با معرفی‌ شخصیت‌هایی‌ از گذشته‌ دور تاکنون‌ برای‌ کودکان‌ تلاش‌ می‌کند، پلی‌ میان‌ آنان‌  و گذشته‌ پربار فرهنگ‌ ایرانی‌ ایجاد کند و آنها را در آشنایی‌ با سرچشمه‌های‌ اصیل‌ این‌ فرهنگ‌  غنی‌ یاری‌ رساند.‌

 این‌ نمایشگاه‌ که‌ از 26 بهمن‌ تا هشتم‌ اسفند در مرکز آفرینش‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ واقع‌ در خیابان‌  حجاب‌ برگزار شده‌ است، چهار دوره‌ اساطیر، باستان، اسلامی‌ و معاصر و با استفاده‌ از روشهای‌  مختلف‌ هنری‌ مانند نقاشی، گرافیک، حجم‌سازی، خوشنویسی، گرافیک‌ رایانه‌ای‌ در قالب‌ تابلو و  ماکت‌ کتاب‌ به‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ معرفی‌ کرده‌ است.‌

 در این‌ بخش‌ و در دوران‌های‌ مختلف‌ اسطوره‌هایی‌ مانند: آرش‌ کمانگیر، رستم، ضحاک‌ ماردوش‌  و شخصی‌هایی‌ همچون‌ کوروش‌ بزرگ، بزرگ‌ معاصر حکیم، سلمان‌ فارسی، فردوسی، حافظ،  سعدی، مولوی، خیام، میرعماد قزوینی، امیرکبیر، دکتر حسابی، ملک‌الشعرای‌ بهار و... به‌  بازدیدکنندگان‌ معرفی‌ شده‌اند.‌

 در بخشهای‌ دیگر به‌ وقایع‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و جنگ‌ تحمیلی‌ و شهدای‌ دفاع‌ مقدس‌ پرداخته‌ شده‌  است.‌

 در وصف‌ نمایشگاه‌ مذکور البته‌ می‌توان‌ بسیار تا بسیار نوشت.اما طبق‌ روال‌ مطالب‌ این‌ صفحه‌  ناچار به‌ زدن‌ تلنگری‌ هستیم‌ که‌ هدف‌ آن، ارتقاء بازده‌ حاصل‌ از برگزاری‌ چنین‌ نمایشگاه‌هایی‌  است.‌

 نکته‌ این‌ است‌ که‌ هر فعالیتی‌ برای‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ بهتر است‌ شکلی‌ فراگیر و عام‌المنفعه‌ داشته‌  باشد. در حال‌ حاضر بیشتر فعالیت‌ در عرصه‌ این‌ گروه‌ سنی‌ که‌ در حقیقت‌ پایه‌گذار فردای‌ هر  جامعه‌ هستند، شکلی‌ تشریفاتی‌ پیدا کرده‌ است. به‌ بیان‌ دیگر مخاطبان‌ این‌ برنامه‌ها، مخاطبان‌  عام‌ نیستند. نه‌ تنها در تهران‌ که‌ این‌ برنامه‌ برگزار می‌شود، بلکه‌ در سایر شهرهای‌ بزرگ‌ کشور  هنگامی‌ که‌ برنامه‌ای‌ ویژه‌ این‌ گروه‌ برگزار می‌گردد.
بخش‌ عمده‌ای‌ از مخاطبان‌ یا به‌ دلیل‌  دسترسی‌ ناکافی‌ به‌ اطلاعات‌ و یا نداشتن‌ امکانات‌ نسبتا مناسب‌ مادی، نمی‌توانند از این‌  برنامه‌های‌ متنوع‌ و آموزنده‌ سود ببرند. به‌ این‌ ترتیب‌ این‌ برنامه‌ متاسفانه‌ علی‌رغم‌ نیت‌  برگزارکنندگان‌ آنها، بیشتر مناسب‌ خانواده‌هایی‌ می‌شود که‌ اصطلاحا دستشان‌ به‌ دهانشان‌  می‌رسد و می‌توانند امور خود را بگردانند.‌

 شاید راهی‌ پیدا شود که‌ مکان‌هایی‌ مثل‌ کانون‌ پرورش‌ فکری‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ برای‌ حل‌ چنین‌  معضلی‌ نیز چاره‌ بیندیشند.‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها