در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی صحبت از پیوند سلولهای بنیادی به قلب میشود، به عنوان تحقیقات پیشرو در این زمینه به یاد گروهی میافتیم که طی چند سال گذشته تحت مدیریت مرحوم دکتر میرخانی در بیمارستان امام خمینی(ره) فعالیت میکردند. آیا طرحی که شما با حمایت پژوهشکده رویان در دست انجام دارید به نوعی تداوم فعالیت تحقیقاتی آنهاست؟
خیر، البته کارهای مختلفی در این زمینه انجام شده است، بخصوص دکتر میرخانی در این زمینه بسیار خوب کار کردند ولی در طرح ما جداسازی سلولهای بنیادی با کمک پژوهشکده رویان که تجربیات ارزشمندی در زمینه بیولوژی مولکولی و سلولی دارند صورت میگیرد، در حالی که در طرح یاد شده، سلولها از طریق آزمایشگاههای داخل بیمارستان تهیه میشد.
بهعلاوه سلولهای بنیادی به قلب در طرح ما به 2 روش داخلی و جراحی صورت میگیرد. در روش داخلی هنگام آنژیوپلاستی و بالن زدن، سلولها به محل عضله آسیب دیده تزریق میشوند، ولی در روش جراحی، این تزریق همزمان با عمل بایپس و جراحی باز به محل آسیبدیده صورت میگیرد.
حال نکته مهم اینجاست که چنین تزریقی در شیوه جراحی منجر به رگزایی و عضلهزایی بهطور همزمان در ناحیه آسیب دیده میشود. همانطور که میدانید این طرح به مدد دکتر کاظمی آشتیانی آغاز شد و از سوی همکارانش ادامه یافت و از حدود یکسال و نیم پیش هم اولین بیماران انتخاب و عمل پیوند روی آنها انجام شده است که البته همچنان چند ماه دیگر تا رسیدن به نتایج قطعی در مورد آنها نیاز است.
حال رسیدیم به مبحثی که مورد توجه بسیاری از بیماران است، آیا بیمارانی که میتوانند تحت این نوع عمل پیوند قرار بگیرند، باید شرایط خاصی داشته باشند؟
البته. نه تنها این بیماران شرایط خاصی دارند، بلکه از لحاظ آماری نیز دارای شرایطی هستند که از سوی ما مورد انتخاب شخصی قرار نمیگیرند.
به علاوه وضعیت این بیماران باید تا 2 سال پس از عمل برای اعلام نتایج قطعی مورد پیگیری قرار بگیرد.
معیارهای ورود بیماران برای دریافت سلولهای بنیادی دارا بودن طیف سنی میان 18 تا 65 سال است بهعلاوه بیمارانی انتخاب میشوند که اولین حمله سکته حاد قلبی در آنها اتفاق افتاده و حداقل 3 هفته از این سکته گذشته باشد. همچنین زمان آن از 3 ماه بیشتر نباشد به گونهای که بافت مرده قلب همچنان وجود داشته باشد.
به علاوه این بیماران نباید به روشهای درمانی دیگر جواب داده باشند بهگونهای که نیاز به بایپس داشته و ضخامت عضله قلبشان حداقل 3 میلیمتر باشد و حداقل 4 منطقه مرده در ناحیه آسیب دیده قلبشان وجود داشته باشد. به بیان دیگر قدرت انقباضی قلبشان حداقل 20 درصد بوده و بیش از 45 درصد هم نباشد.
فراموش نکنید ما بیمارانی را که دچار بیماریهای غیرقابل علاج در ارگانهای دیگرشان چون کبد، کلیه و... هستند مورد مطالعه قرار نمیدهیم. به علاوه بیماران مورد مطالعه ما نباید دچار شوک قلبی پیشرفته باشند و به عمل جراحی اورژانس نیز نیاز نداشته باشند. نکته پایانی آنکه آنفاکتوس در ناحیه قدامی یا جلویقلبشان رخ داده باشد.
آیا ما در زمینه این نوع جراحی همگام با سایر کشورهای پیشرو در دنیا حرکت میکنیم؟
از آنجا که پیشینه این عمل به بنیانگذاری جراح آلمانی به نام پروفسور استم به 8 تا 9 سال پیش باز میگردد، مسلما کشورهای پیشرو در اروپا و آمریکا ازحیث دستیابی به نتایج آماری و بالینی قطعی از ما جلوتر هستند. با این حال سابقه این عمل در آسیا بسیار نادر است و تنها مالزی و هنگکنگ به آن اقدام کردهاند. در کشورهای منطقه هم کمتر کشوری به آن اقدام کرده است.
ابتدا بگویید پزشکان باید چه انتظاراتی از این روش درمانی داشته باشند؟
مسلما همانطور که پیشتر هم گفتم، ما پزشکان میتوانیم انتظار رگزایی و عضلهزایی را به دنبال عمل بای پس عروق کرونر در بیمارانی که تزریق سلولهای بنیادی در آنها انجام شده، داشته باشیم زیرا بای پس خطر مرگ سلول هایی که بعدا دچار آسیب میشوند را از بین میبرند در حالی که سلولهای بنیادی کمک میکنند عضله آسیب دیده شروع به حیات مجدد کند.
اینجا سوال دیگری هم مطرح میشود، آیا سلولهای بنیادی تزریق شده فقط سلول قلب درست میکنند یا میتوانند سلولهای دیگری چون سلول کبد یا استخوان هم بسازند؟
کاری که ما انجام میدهیم این است که به روش آزمایشگاهی، سلولهای پیشساز سلولهای قلبی را در ابتدا جدا و به محل آسیب دیده تزریق میکنیم. البته این کار هم از دو روش دارویی و نیز استفاده از سلولهای مغز استخوان صورت میگیرد.
در روش دارویی، یک فاکتور تحریککننده به بیمار تزریق میشود که از طریق خون محیطی شروع به تکثیر و تجمع در قلب میکند که البته روشی زمانبراست اما در روش دیگر سلولهای مغز استخوان فرد گرفته شده و با استفاده از روشهای خاص سلولهایی را از آنها جدا میکنیم که بعضیشان مولتی پتانسیل هستند و بعضیها اختصاصا سلول قلبی تولید میکنند.
در اینجا نقش محققان پژوهشکده رویان پر رنگتر میشود؟
دقیقا. در واقع نمونهبرداری از مغز استخوان بیماری که با معیارهای ما وارد مطالعه شده است، 24 ساعت قبل از عمل جراحی صورت میگیرد سپس این نمونه در اختیار پژوهشکده رویان قرار میگیرد تا کار جداسازی سلولهای سازنده قلب بر روی آ ن صورت بگیرد.
جالب آن که اگر ما در این فرآیند 8 میلیارد سلول بهآنها بدهیم، این محققان 10 تا 15 میلیون سلول اختصاصی را در اختیار ما میگذارند که البته تنها زمان کوتاهی میتوانند زنده باقی بمانند که پیش از پایان این مدت باید عمل بایپس و تزریق سلولها روی بیماران صورت بگیرد.
پس از آن هم بیمار به طور معمول دوره نقاهت خود را طی میکند و سپس طی دورههای 3، 6، 9، 12، 18 و 24 ماهه باید با استفاده از روشهای مختلفی تا رسیدن به نتایج قطعی مورد پیگیری قرار بگیرد. البته پس از گذشت یک سال تغییرات ناشی از تشکیل بافت زنده و افزایش حجم آن قابل مشاهده است.
حال برسیم به بیماران. آنها چه انتظارات درمانی را میتوانند از این روشها داشته باشند؟
انتظار ما این است که در بیمارانی که از نظر انقباضات قلبی و عملکرد قلبی بشدت آسیبدیده هستند و هیچ اقدام دیگری نمیشود برایشان کرد، قدرت انقباض قلبشان بین 5 تا 15 درصد افزایش پیدا کند. چراکه در غیر این صورت این بیماران کاندیدای پیوند قلب و درمانهای سخت درازمدت دارویی هستند.
البته این بیماران هرگز به دوران قبل از بیمار شدن بازنمیگردند، اما نیازشان به دارو بسیار کمتر میشود و کیفیت زندگیشان بهبود مییابد. کما این که برخی از این بیماران که حتی قادر به راه رفتن نبودهاند، پس از عمل جراحی میتوانند حتی کوهنوردی کنند.
آیا این عمل، عوارض ناخواستهای را برای بیمار به همراه ندارد؟
در ابتدا صحبتهای زیادی در این ارتباط میشد؛ چراکه عضله قلب مجموعهای از سلولهای عصبی را شامل میشود که فعالیت خود ضربانی دارند و میتوانند ایجاد ضربان نابجا کنند ولیکن با توجه به خاصیت رگزایی این سلولها و قابلیت انتقالشان از محل آسیبدیده به محل طبیعی این احتمال مرتفع میشود.
بیماران داوطلب در کدام یک از مراکز درمانی میتوانند مورد این نوع عمل جراحی قرار بگیرند؟ هزینه این نوع عمل جراحی چقدر است؟
در تهران در بیمارستانهای بقیهالله، شهید رجایی، مرکز قلب تهران و مسیح دانشوری تاکنون روی تعدادی از بیماران این عمل را انجام دادهاند. ولیکن در حال حاضر ما در مرحله تحقیقاتی هستیم و حدود 10 ماه دیگر تا رسیدن به نتایج قطعی نیاز است.
فعلا هزینهای به جهت تحقیقاتی بودن از بیماران گرفته نمیشود ولیکن پس از رسیدن به نتایج قطعی این هزینههای درمانی دریافت میشود که البته لازم است وزارت بهداشت و سازمانهای بیمهای برای حمایت از بیماران اقدام کنند.
آینده این روشهای درمانی را چگونه میبینید؟
آینده روشهای درمانی به سمت روشهای سلولی و حتی ژندرمانی پیش میرود. آنچه امروزه به آن نیاز داریم، ابتدا باور پزشکان و سپس بیماران است به این که این فناوری پیشرفت خواهد کرد و البته این که به زودی دستاوردهای ارزشمندی در این زمینه از سوی محققان ایرانی دنیا را متحیر خواهد کرد.
پونه شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: