در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیش از 50 تن نیز سال 2003 در اثر انفجار دو خودروی بمبگذاری شده کشته شدند. هفت بمبگذاری جداگانه در ایستگاههای راه آهن و قطارهای شهری سال 2006 نیز 180 کشته بر جای گذاشت.
حملات اخیر در بمبئی از دو جنبه مهم با اغلب حملات قبلی تفاوت دارد. در وهله اول به لحاظ پیچیدگی در طراحی عملیات و نیروی انسانی بکار گرفته شده برای اجرای آنها و در وهله دوم از نظر انتخاب اتباع خارجی به عنوان اهداف این حملات.
گروگانگیران بهظاهر به دنبال شکار اتباع امریکایی، بریتانیایی و اسرائیلی بودند. اگر چه گروهی ناشناس تحت عنوان مجاهدین دکن در تماس با شبکههای تلویزیونی مدعی انجام این حمله تروریستی شد اما هنوز معلوم نیست چه گروه یا سازمانی مسوولیت این حملات را برعهده داشته است.
صرفنظر از اینکه چنین گروهی واقعا وجود خارجی داشته باشد یا خیر عمده بدگمانیها به افراطیون القاعده معطوف شده است مضاف بر اینکه تاکتیک اعمال شده در حملات چهارشنبه شب که هدف از آن کشتار در ابعاد گسترده و از میان غیر نظامیان بود به حملات تروریستی در نیویورک (برجهای دو قلو در 11 سپتامبر 2003) و مترو لندن شباهت بسیار داشت.
این نشانهها از دست داشتن القاعده درحملات بمبئی حکایت دارد یا حداقل اینکه این شبکه تروریستی در الهامبخشی به ایجاد چنین بلوایی نقش داشته است.این مساله برای هند که تا همین اواخر خود را در برابر بلای تروریسم ایمن میدانست بسیار نگران کننده و خطرناک به شمار میآید.
جورج بوش، رئیسجمهور امریکا همین چند سال پیش بود که ضمن معرفی مانموهان سینگ، نخستوزیر هند به همسرش لورا به او گفت هند عضو القاعده نیست بلکه کشوری است که در آن 150 میلیون مسلمان زندگی میکنند.
در گذشته خارجیها به کرات مقصر حملات تروریستی مختلف در هند قلمداد میشدند. انگشت اتهام همواره به سوی پاکستان یا بنگلادش نشانه میرفت، بنگلادشی که در برابر استقرار اردوگاههای آموزشی تروریستها در خاک خود تساهل و تسامح نشان میداد اما در ماههای اخیر گروهی از شبهنظامیان هند مسوولیت چند سری از حملات تروریستی در دهلی نو، جاپور، بنگالور و احمد آباد را برعهده گرفتند.
این گروه که بنا به ادعای دولت پاکستان متلاشی شده علنا تهدید کرده بود دست به حملات مرگبار در بمبئی خواهد زد. هرچند یک برداشت کلی وجود دارد مبنی بر اینکه آشوب و ناآرامی دو دههای در منطقه کشمیر تنها در ایالت عمدتا مسلمان نشین هند تسکین یافته اما واقعیت آن است که این وضع رو به وخامت است.
جنگ و درگیری در کشمیر در سال گذشته بیش از 800 کشته و مجروح برجای گذاشت و در سال جاری بیش 30 تظاهرکننده غیر مسلح در جریان اعتراض گسترده علیه حاکمیت دولت مرکزی هند به قتل رسیدند. این در حالیست که همزمان با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ایالتی در کشمیر که رهبران جدایی طلب خواهان تحریم آن شدهاند تنشها مجددا بالا گرفته است.
در دیگر نقاط هند اقلیت مسلمان به لحاظ اقتصادی آسیبپذیر و محرومند. بر اساس گزارش دولت هند در سال 2006 مسلمانان در این کشور در زمینه آموزش، مشاغل و درآمد به طور میانگین نسبت به اکثریت هندو وضعیت بدتری دارند و مسلمانان گهگاه طعمه جنایات دهشتناک شدهاند. بیش از2 هزار تن از همین مسلمانان سال 2002 در ایالت گجرات در جریان کشتار دسته جمعی به خاک و خون کشیده شدند. جنایتی که عاملان آن هرگز به میز محاکمه کشیده نشدند.
این کشتار دسته جمعی درپی طرح این اتهامات که گروهی از مسلمانان در قتل فعالان هندو دست داشتهاند، رخ داد. این مساله اهمیت خطراتی که این روزها هند را تهدید میکند دو چندان هویدا میسازد؛ خطراتی که از افزایش تنشهای گروهی و دسته جمعی و خشونتهای تلافی جویانه در جامعه امروز هند خبر میدهد.
این در حالیست که هند در ماه میآینده به استقبال انتخابات سراسری میرود و همین امر بر شدت خطرات میافزاید. حزب بهاراتیا جاناتا یکی از دو حزب سیاسی بزرگ هند که جزو احزاب اپوزیسیون به شمار میآید از حقوق هندوها دفاع میکند. این حزب دولت حاکم هند به رهبری کنگره این کشور را به ملایمت و نرمی به خرج دادن در برابر تروریسم متهم کرده و همواره بر پایه این تاکتیک به مبارزات انتخاباتی پرداخته است.
این حزب اکنون چه بسا به واسطه دستگیری بمبگذاران هندو که به دنبال تلافی حملات اخیر از سوی مجاهدین هند بودهاند در تنگنا قرار گرفته باشد اما به هر تقدیر ظهور و بروز پدیده جدید تروریسم هندو به هیچ وجه مایه خرسندی نیست.
یک خطر دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه هندیها بار دیگر نسبت به دست داشتن عناصر پاکستانی در حملات خونبار بمبئی مظنون شوند که در این صورت روند کند آشتی میان این دو همسایه درگیر مجددا به سردی خواهد گرایید.
در حقیقت آصف زرداری، رئیسجمهور جدید پاکستان از مسیر اصلی خود منحرف شده و تلاشهایش برای تسکین بخشیدن به مقامات هند باعث بروز مناقشات و جنجالهای بسیار در خانه شده است. وی با تروریست خواندن شبهنظامیان کشمیر (همانطور که هندیها از دیرباز به اعطای چنین لقبی به این شبهنظامیان تمایل داشتهاند) موجبات خشم و نارضایتی جهادگرایان را فراهم آورده است.
خطر سوم خطری است که نه تنها هند بلکه کل جهان را تهدید میکند و آن اینکه حملات بمبئی چه بسا نشانگر شکستی جدی یا حتی نقطه عطفی در عرصه نبرد علیه القاعده و همقطارانش باشد. شبکه القاعده در برخی کشورهای مسلمان نظیر اندونزی که در سال 2002 صحنه بمبگذاریهای بالی بود پایگاه خود را به تدریج از دست رفته میبیند.
قتل عام مسلمانان همواره به عنوان بزرگترین هدف القاعده مطرح بوده است اما کشورهایی که مسلمانان در آنها در اقلیت هستند هدف بهتری برای این تروریستها محسوب میشوند. بسیاری از مسلمانان در این قبیل کشورها احساس بیگانگی و انزوا میکنند.
این تاکتیک در کشورهایی نظیر انگلیس نتیجه داده است چنانچه این شیوه در هند نیز موثر واقع شود کشوری که دارای بزرگترین جمعیت اقلیت مسلمان در جهان است مبارزه علیه تروریسم در سطح جهانی را وارد مرحله فاجعهآمیزی خواهد کرد.
منبع: اکونومیست
ترجمه: ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: