به بهانه سومین سالگرد رادیو گفتگو

ضرورت دیالوگ منطقی

نزدیک به 3 سال است که به رهنمون مدیران عالی نظام و تدبیر رسـانـه مـلـی و بـه هـمـت و ذوق و هنر و دانش جمعی از دانش‌آموختگان حوزه و دانشگاه و فرهیختگان و نخبگان کشور، رسانه‌ای پا به عرصه حیات نهاده به نام رادیو گفتگو.
کد خبر: ۲۲۰۱۲۰
شعار کلیدی و محوری این رادیو از ابتدا تا امروز آزادی اندیشه‌ها بوده و تمام جد و جهد دست‌اندرکاران این رسانه التزام صادقانه به این شعار محوری است.

رادیو گفتگو در این مدت فرصتی را پیش روی صاحبان اندیشه، نظر و دیدگاه گشود تا صدایشان در گستره شهر بزرگ تهران شنیده شود و فرصت و امکان داوری را در شهروندان فراهم کند.

بسیاری از صاحبان رای و واجدان صلاحیت علمی و فکری قدر این فرصت را دانستند و به میدان پا نهادند و نهاده‌های خویش بر بازار اندیشه عرضه کرده و فرصت نقد برای دیگران گشودند و سهم و نقش خویش را در ایضاح حقیقت ایفا کردند و به راستی سعی‌شان ماجور و مشکور باد!

برخی به خاطر بیماری تاریخی دولت‌زدگی و حکومت‌ستیزی این فرصت را چون پای نظام در میان بوده بر باد فنا دادند و با آن مخالفت کردند و آن را یک پروژه سیاسی و مقطعی تعریف می‌کنند، زهی خیال باطل!

بعضی از سر یاس و افسردگی اجتماعی به آخر دنیا رسیده و کار را از کار گذشته می‌دانند و به هزاره‌گرایی و قهرمان‌های اسطوره‌ای دل خوش دارند که نوعی برداشت منحط از آخرالزمان از نوع یونانی آن است نه فلسفه زندگی‌بخش و احیاگر مهدویت.

گروهی اساسا فکر و اندیشه‌ای ندارند که عرصه‌ای برای گفتگو بطلبند و تماما غرق در مادیات هستند و به ریش و ریشه اندیشمندان و متفکران می‌خندند و همت اینان را هیاهو برای هیچ می‌خوانند. دسته‌ای نگرانند در این گفتگوها بت‌های دروغینی که برایشان نان و آبی آورده فرو ‌ریزد یا خدای ناکرده در حین گفتگو تشت رسوایی‌شان از بالای بام جام‌جم بر کف خیابان افکار عمومی افکنده شود.

جماعتی به نظام طبقاتی معرفتی قائل هستند و معتقدند سخنان حسابی و گفتمان‌ها را باید در محافل خاص و با ترتیبات ویژه مطرح کرد وعوام کالانعام را چه رسد به گفتمان و اندیشه و دیالوگ. جمعیتی نیز در ذهن همراهند، ولی در عمل بی‌همت و سست‌اراده هستند و سنگی از پیش روی گفتگوها برنمی‌دارند، هرچند با سنگ‌اندازی مخالفند.

ولی آن چیزی که بیشتر مایه نگرانی و تشویش ذهن و فکر آدمی است فرار از فرصت‌های ایجاد شده برای گفتگو، تبادل آرا و آزادی اندیشه‌هاست. فضای ایجاد شده در کشور برای مباحثه و مناظره و گفتگو در سال‌های پس از انقلاب اسلامی ولی در تاریخ ایران بی‌نظیر است؛ هر چند ایده‌آل نیست و دشمنان سنتی و مدرن خـود را دارد.

حـتـی در بـرخـی عـرصـه‌هـا مـانند کرسی‌های آزاد‌اندیشی و نظریه‌پردازی نه تنها موانع برداشته شده بلکه فرصت‌ها و امکاناتی نیز فراهم شده است، ولی گویا این مقولات چندان برایمان جاذبه نداشته و ندارد و چندان تکلیفی هم بر دوش‌مان نمی‌گذارد. اساسا از گفتگو گریزانیم و برای آن به انواع حیل و ترفند‌ها متوسل می‌شویم.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی که ضرورت‌های دیالوگ منطقی در همه حوزه‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کاملا عیان شده و لوازم و بسترهای آن به شکل حداقلی فراهم شده باید در پاره‌ موانع و فرصت‌ها و اقتضائات تاریخی این مهم گفتگوی تحلیلی داشته باشیم و اجازه ندهیم این فرصت بی‌بدیل از دستمان برود و در آینده افسوس‌کنان سوگواری کنیم.

و اما چند نکته‌ای در خصوص گفتگو:  وجه تمایز انسان با دیگر موجودات، قدرت تکلم است و ما روزانه بیشتر از هر ابزاری از زبان برای ارتباط و زندگی استفاده می‌کنیم، ولی کمتر این پدیده پیچیده و تودرتو تامل می‌کنیم و نقش آن را کمتر در حیات اجتماعی می‌کاویم.

در فرهنگ و اقتصاد سیاست به عنوان ارکان قوام و سامان اجتماعی نیز به طریق اولی زبان و گفتگو موثرترین و کلیدی‌ترین راهبرد و راهکار تحقق اهداف است، ولی این مهم کمتر در فراچنگ معرفتی اصحاب فرهنگ و اقتصاد و سیاست قرار گرفته است.

از این‌رو اولین مراحل نزاع و سوءتفاهم و رقـــابـــت‌هـــای بـــی‌حـــاصـــل و حــتـــی جـنــگ و رقــابــت‌هــای مخاصمه ‌جویانه در همین حوزه ایجاد می‌شود.

به عبارت دیگر از عدم شکل‌گیری گفتگو. هر چند ارتباط کلامی رخ می‌دهد، ولی نام آن را هر چه بگذاریم گفتگو نیست زیرا گفتگو مشخصات و تعیناتی دارد. یکی از ملزومات سامان سیاسی نیز گفتگوی مبتنی بر عقلانیت و ملتزم بر مبانی در حوزه صاحبنظران و صاحب‌منصبان سیاسی در خود یا دیگری است.

برای اقتراح بحث لازم می‌دانم 2 معنا را که از گفتگو افاده می‌شود، بیان کنم که با 6 معیار ذیل از هم متمایز و ایضاح شوند:

اول اهداف گفتگو است اعم از اقناع، انکار، تفاهم، همدلی، القا و ...

دوم آداب گفتگوست شامل تجویزهای اخلاقی وادبی و  ارزشی که در متون دینی و ادبیات ایرانی ــ‌ اسلامی یافت می‌شود.

سوم، مبانی و مبادی گفتگوست شامل صلاحیت‌های فنی و تخصصی طرفین گفتگو

چهارم، منطق مستتر در گفتگوست شامل استدلالی، احساسی و عاطفی، کلامی و از موضع اقتدار و...

پنجم، ساختار گفتگوست اعم از زبانی، شهودی، اشارتی و نشانه‌ای و ششم طرفین گفتگو است که می‌تواند دوجانبه، چند جانبه و حتی تلفیقی از آنها باشد. به دیگر سخن 6 معیار فوق انواع معانی از گفتگو را متجلی می‌سازد.

این معانی عبارتند از: 1 ــ گپ یا اختلاط 2 ــ حرف زدن یا چانه‌زنی 3 ــ مکالمه یا مذاکره 4 ــ مباحثه یا مجادله، مناظره و جر و بحث 5 ــ گفتمان یا خطابه موعظه 6 ــ گفتگو یا تبادل‌نظر و گفت و شنود.

حال این پرسش مطرح می‌شود که این گفتگو در کدام سطوح از مناسبات اجتماعی وجود ندارد که فقدان آن موجب بی‌سامانی سیاسی است؟ پاسخ روشن است.

این فقدان و خلا گفتگو درجامعه ایرانی فراگیر است، ولی در حوزه صاحب‌نظران و صاحبان‌اندیشه در ایران این خلا معرفتی ناسازتر و گره‌سازتر است و باید راهی بر آن گشود.

 امیر دبیری‌مهر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها