در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران در تحقیق از مسوولان بیمارستان پی بردند دختر جوان به نام آمنه از سوی خواستگار انتقامجویش مورد اسیدپاشی قرار گرفته است. با به دست آمدن هویت مرد اسیدپاش به نام مجید، وی تحت تعقیب پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و سرانجام پس از چند روز دستگیر شد و با انتقال به اداره آگاهی تهران مورد بازجویی قرار گرفت و به اسیدپاشی اعتراف کرد و گفت: به آمنه علاقهمند بودم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم؛ اما پس از مدتی وقتی او به من پاسخ منفی داد، تشنه انتقام شدم و با پاشیدن اسید بر چشمهایش متواری شدم.
به دنبال اظهارات خواستگار انتقامجو، وی از سوی بازپرس قیصری رئیس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، روانه زندان شد و پرونده اتهامی وی درحالی که آمنه دختر آسیب دیده از ناحیه 2 چشم نابینا شده بود، با صدور کیفر خواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و مرد اسیدپاش روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت و محاکمه شد.
نماینده دادستان برای متهم تقاضای اشد مجازات کرد
ابتدای جلسه دادگاه، شادابی نماینده دادستان در دادگاه کیفری استان تهران به تشریح کیفرخواست پرداخت و برای مجید متهم پرونده تقاضای اشد مجازات کرد.
کور شدن متهم، تنها درخواست آمنه از دادگاه
سپس قاضی عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از آمنه دختر آسیبدیده خواست در جایگاه مخصوص قرار گیرد و شکایت خود را مطرح کند.
آمنه با عصای سفیدی که در دست داشت به سمت جایگاه آمد و گفت: من 19 مرتبه در جلسات مختلف دادسرا و مرکز پلیس، برای عامل حادثه مجید تقاضای قصاص 2 چشم با اسید کردهام. جناب قاضی برای مرتبه بیستم از هیات قضایی میخواهم، عامل حادثه را به قصاص چشم محکوم کنید. این مرد بیرحمانه زندگیام را گرفت و مرا برای همیشه خانهنشین کرد و خانوادهام را در غم بزرگی گرفتار کرد. متهم هیچ عاطفه انسانی ندارد، چون اگر او عاطفه داشت، زندگیام را این چنین تباه نمیکرد.
آمنه ادامه داد: با مجید متهم هم دانشگاهی بودم و قصد ازدواج با وی را نداشتم. باور کنید هنوز هم نمیدانم، او چطور دلبسته دختری بود که اصلا علاقهای به او نداشت. روزی زنی با منزلمان تماس گرفت و خودش را مادر مجید معرفی و از من خواستگاری کرد. من با مطرح کردن این که مجید را نمیشناسم، به مادرش جواب منفی دادم. چند روز بعد که مجید را در دانشگاه دیدم و شناختم به او پاسخ منفی دادم، اما وی قانع نشد و شروع به تهدید من کرد تا عاقبت روز حادثه، با اسید چشمانم را کور کرد. این مرد عاشق من نبود، چون اگر عاشق بود، زندگیام را تباه نمیکرد. من در این چند سال زجرهای زیادی کشیدهام که حتی متهم یک لحظه آن را نمیتواند تحمل کند.
من آزارم به کسی نرسیده بود، که این چنین باید مجازات میشدم. حق من از زندگی این نبود. من فقط میخواهم چشمان متهم کور شود تا او هم تمام ناراحتی و غمی را که سالها تحمل میکنم، حس کند. از او دیه نمیخواهم و قصد ازدواج با چنین فردی را هم ندارم میخواهم او مجازات شود و درس عبرتی برای دیگران باشد تا به این راحتی با زندگی دختران بازی نکنند و آینده و زندگی آنها را به تباهی نکشانند. من سوختم، اما با مجازات وی کمی دردهایم التیام مییابد. وی افزود: سیاهی مطلق تمام وجودم را گرفته است، اما باز هم امید دارم و با یاد خدا همچنان نفس میکشم. اگر من به این متهم رضایت دهم، او پس از آزادی جان من را میگیرد. قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات شاکی، از مجید متهم پرونده خواست در جایگاه مخصوص دفاع قرار گیرد.
اعترافات مرد اسیدپاش در دادگاه
بنابراین با حضور متهم در جایگاه، وی نیمنگاهی به چهره سوخته آمنه انداخت و ادامه داد: من قبول دارم، به چهره وی اسید پاشیدم و چشمانش را گرفتم، آمنه خود مقصر بود او به عشق و آینده من بیاعتنایی کرد و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.
من در یک تعمیرگاه رادیو و تلویزیون در اسلامشهر کار میکردم و در دانشگاهی که آمنه تحصیل میکرد با او همرشته بودم، چند مرتبهای که او را در دانشگاه دیدم، به او علاقهمند شدم و تصمیم به ازدواج با وی گرفتم، اما او به من علاقه نشان نمیداد و پس از شنیدن پاسخ منفی از وی، تلفنی او را تهدید کردم و تصمیم گرفتم، به او آسیب برسانم. من هنوز هم به او علاقه دارم و اگر او مایل باشد، با او ازدواج میکنم. وقتی آمنه به من گفت مزاحم وی نشوم میخواهد ازدواج کند، شدت انتقامم بیشتر شد و تصمیم گرفتم بر چهره وی اسید بپاشم.
متهم ادامه داد: 2 روز قبل از حادثه به یک مغازه فروش لوازم و مواد آزمایشگاهی رفتم و به متصدی آن محل سفارش اسید سولفوریک دادم تا این که روز حادثه وقتی برای دریافت اسید به آن مغازه رفتم، مرد فروشنده قیمت اسید را 7500 بیان کرد که بناچار 400 سیسی از او خریدم و 3000 تومان به او پرداخت کردم و به محل کار آمنه رفتم، منتظرش ماندم و وقتی از محل کارش خارج شد، او را تعقیب کردم و در یک فرصت مناسب، صدایش کردم و هنگامی که به سمتم بازگشت، ظرف اسید را بر چهرهاش پاشیدم و فرار کردم و از کرده خود پشیمان نیستم. قاضی عزیزمحمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم به همراه 2 قاضی مستشار رحیمی و بومی وارد شور شد و روز گذشته متهم را به کور شدن 2 چشم با اسید بنا بر درخواست شاکی و پرداخت دیه به خاطر آسیبهای ناشی از سوختگی محکوم کرد.
حاشیه دادگاه
ساعت 50/10 روز گذشته پرونده این اسیدپاشی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران بازگشایی شد و پس از برگزاری 2 ساعت و نیم جلسه محاکمه، متهم به کور شدن 2 چشم و پرداخت دیه محکوم شد.
متهم مجید وقتی وارد دادگاه شد و با فلشزدنهای پیدرپی عکاسان روبهرو شد، شروع به فحاشی کرد و گفت: 4 سال است عکس مرا میگیرید، کافی نیست؟ دیگر عکسم را نگیرید، خسته شدهام. آمنه هنگامی که در جایگاه شاکی قرار گرفت و از ماجرای حادثه گفت: بشدت گریست و حاضران را به گریه انداخت و مسوولان قضایی را بشدت متاثر کرد.
قاضی عزیزمحمدی، رئیس دادگاه پس از پایان اظهارات آمنه بیان کرد: در 37 سال کار قضایی که انجام میدهم، برای نخستین مرتبه است که اینچنین ناراحت و منقلب میشوم، وقتی میبینم دختری به این جوانی، اینچنین قربانی انتقامجویی شده است. خبرنگاران و عکاسها گاهی سر خود را پایین میانداختند و به حال دختر جوان میگریستند.
وقتی حکم کور شدن 2 چشم برای متهم صادر شد، وی بشدت تعجب کرد و هنگام امضای برگههای اظهارات مدام میگفت: میخواهم چند مرتبه اظهاراتم را بخوانم و بعد امضا کنم.
وقتی از وی درخصوص حکم صادره سوال کردم، فقط سکوت کرد و برای چند لحظه به آمنه خیره شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: