با علی‌اصغر مدیرروستا، سرمربی پیکان

خوشحالم که نه آبی بودم نه قرمز

شاید اگر پیش از آغاز فصل حتی از مدیران ایران‌خودرو و طرفداران تیم پیکان قزوین هم می‌پرسیدیم،‌ نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند که با گذشت 14 هفته از لیگ برتر، این تیم کم ستاره در صدر جدول قرار گرفته باشد. اصغر مدیرروستا که میانه‌های فصل قبل تیم بحران‌زده پیکان را از ساموئل دارابینیان تحویل گرفت؛ آنقدر خوب کار کرد و خوب نتیجه گرفت که حتی پس از تغییر و تحولات مدیریتی هم جایگاه خود را در این تیم تازه کوچ کرده به شهر قزوین از دست نداد.
کد خبر: ۲۱۹۲۸۱
نتیجه اعتماد مدیران پیکان صدرنشینی این تیم در لیگ بود و این‌که آبی‌پوشان شهر قزوین بیشترین برد و کمترین باخت را در میان تیم‌های لیگی کسب کنند. هر چند «اصغر مدیر» قول قهرمانی تیمش را نمی‌دهد، اما از لحن صحبت کردنش پیداست که فقط برای قهرمانی با پیکان و حتی سرمربیگری در تیم ملی دندان تیز کرده.

خودش معتقد است اگر در زمان بازی به یکی از 2 تیم استقلال یا پرسپولیس می‌رفت بیشتر نامش سرزبان‌ها می‌افتاد و حتی در تیم ملی هم صاحب موقعیت بهتری می‌شد. البته پس از گذشت چند سال هنوز نمی‌خواهد لو بدهد که طرفدار کدام تیم است و خود را یک پاسی می‌داند و در یک اظهار نظر جالب پیکان را همان تیم بهمن سابق می‌داند که در آن بازی کرده و حالا هم سرمربی است!

اگر اول فصل از شما می‌پرسیدند پیکان چندم می‌شود، نمی‌گفتید اول. پس قبول دارید به جایی رسیده‌اید که فکرش را هم نمی‌کردید؟

قبول دارم، اما فعلا که چیزی تمام نشده است. به صدرنشین موقت یا قهرمان نیم‌فصل که جام نمی‌دهند. ما توانسته‌ایم نیمی از راه را با موفقیت سپری کنیم و امیدواریم تا آخر فصل هم بالانشین باشیم.

در پایان فصل، پیکان چه مقامی را به دست می‌آورد؟

ما جزو 3 تیم اول خواهیم بود. در هر کاری که می‌کنم، همیشه به فکر اول شدن هستم. حالا هم که صدرنشین هستیم با تمام دل و جان برای حفظ جایگاه خود تلاش می‌کنیم. ما در پیکان یک برنامه 2 ساله داریم و امیدواریم سال آینده به مقام قهرمانی لیگ دست یابیم. البته این را هم نباید فراموش کنیم که بیشتر تیم‌ها برای قهرمانی برنامه‌ریزی می‌کنند و به همین دلیل رقابت‌های لیگ تا این حد فشرده و حساس پیگیری می‌شود.

چرا قول قهرمانی امسال را نمی‌دهید، به خاطر کیفیت بازیکنانی که در اختیار دارید؟

به بازیکنانم افتخار می‌کنم. تا همین جا هم که صدرنشین لیگ هستیم، بیشتر اهالی فوتبال شگفت‌زده شده‌اند؛ اما کار من تمام نشده و معلوم نیست آخر فصل هم همین‌طور خوشحال و راضی باشم. به تمام بازیکنان تیمم اعتقاد و اعتماد دارم و آنها را به عنوان بهترین بازیکنان فوتبال ایران می‌شناسم. هیچ‌وقت قول قهرمانی نمی‌دهم، اما مطمئن هستم که پیکان با همین نفرات جزو 3 تیم اول لیگ امسال خواهد بود.

جزو آن ‌دسته از مربیانی هستید که به کار کردن با جوانان کم نام و نشان علاقه دارند یا دوست دارید در تیمتان ستاره‌ها حضور داشته باشند؟

فرقی نمی‌کند. دوست دارم بازیکنان تیم من در زمین با انگیزه فوتبال بازی کنند. معمولا بازیکنان جوان انگیزه زیادی دارند؛ اما گاهی هم ستاره‌ها برای ثابت کردن خود از انگیزه بالایی برخوردار هستند. الان در پیکان از هر 2 دسته بازیکن داریم. چه بازیکنان جوان و چه بازیکنان سن و سال‌دار ما خوشبختانه از انگیزه مطلوبی برخوردارند.

پس ممکن است در ادامه راه پیکان ستاره هم جذب کند؟

باید ببینیم هدفمان چیست. اگر برنامه‌ریزی ما برای قهرمانی باشد، ممکن است بازیکن مطرح هم اضافه کنیم. مثلا تیمی که خود را آماده حضور در مسابقات جام باشگاه‌های آسیا می‌کند، مسلما در یارگیری هم به صورت خاص رفتار می‌کند و با تغییر و تحول تیمی شایسته نام ایران آماده می‌کند؛ اما همان طور که گفتم، امسال از بازیکنان پیکان راضی‌ام.

در زمان بازی تا حدودی زیر سایه علی دایی قرار گرفتید. فکر می‌کنید در مربیگری موفق‌تر از او عمل کنید؟

در زمان بازیگری هم زیر سایه نام علی دایی نبودم. علی‌ دایی یک بازیکن بین‌المللی و خاص بود؛ اما من قبل از او در تیم ملی بودم و وقتی او آمد، من تقریبا به سال‌های آخر فوتبالم نزدیک شده بودم. فکر می‌کنم من جایی ضرر کردم که در 2 تیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس بازی نکردم. اگر عضو یکی از این 2 تیم می‌شدم، در تیم ملی هم کمتر ضرر می‌کردم. البته الان خوشحالم که نه آبی بوده‌ام و نه قرمز، اما سال‌ها ملی‌پوش بودم.

در مربیگری هم هرگز دنبال این حرف‌ها نیستم و با آدم‌ها کاری ندارم. برای من مهم این است که هر جا هستم، کار خودم را دنبال کنم و برای مجموعه‌ای که به آن خدمت می‌کنم، مثمرثمر باشم. باقی قضایا را به شعور مردم واگذار می‌کنم.

اگر علی‌ دایی به تیم ملی نمی‌آمد، اصغر مدیرروستا چند بازی ملی داشت و چند گل ملی می‌زد؟

دنبال کردن این بحث الان درست نیست. اگر شما معتقدید زیر سایه علی دایی بودم، افتخار می‌کنم که این بازیکن آقای گل فوتبال ملی جهان و موثرترین و پر افتخارترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران بوده است. خواست خدا بوده که دایی در فوتبال ایران ظهور و پله‌های ترقی را با موفقیت طی کند. من هم به عنوان یک ایرانی و از آن مهم‌تر به عنوان همبازی و رفیق علی دایی از پیشرفت او خوشحال شدم و خواهم شد. در آن زمان که در تیم ملی بودیم هم همین رقابت‌ها بود که باعث پیشرفت علی دایی و بازیکنان کناری او شد. شاید هم به قول بعضی دوستانم اگر بعضی شرایط مهیا می‌شد، من آقای گل فوتبال جهان می‌شدم.

از بازیکنان کناری علی دایی صحبت شد. شاید اگر خداداد عزیزی زودتر به تیم ملی می‌آمد، یک زوج ایده‌آل و خطرناک را با شما تشکیل می‌داد.

خداداد برای هر تیم و از آن مهم‌تر برای هر بازیکنی که کنارش بازی می‌کرد، یک نعمت بود. فضای دید خداداد خیلی وسیع بود و با پاس‌های بسیار خوب زوج مکمل خود را بخوبی تغذیه می‌کرد. البته من مثل مهاجمانی چون دایی و مرفاوی خیلی سرزن نبودم، اما معمولا روی تیر 2 یا روی نقطه پنالتی می‌ایستادم و توپ‌های ارسالی را با سر قطع می‌کردم. اگر زمان من هم بازیکنی مثل خداداد بود که این‌قدر گذشت داشت، شاید پیشرفت به مراتب بیشتری می‌کردم. دایی خودش هم می‌داند که خداداد چه نقش پررنگی در مطرح شدن او داشته است و تا چه اندازه وجود یک بازیکن در اختیار تیم کنار یک مهاجم باعث پیشرفت او می‌شود.

در تیم ملی شاگرد محمد مایلی‌کهن بودید. اگر مدیر عامل یک باشگاه لیگ برتری شوید، به محمد مایلی‌ تیم می‌دهید؟

به نظر من حاجی مایلی در بحث مدیریت موفق‌تر است. ترجیح می‌دهم او مدیر عامل باشد و من سرمربی تیم باشم البته اگر به من اعتقاد داشته باشد!

در زمان بازی به چه آرزویی نرسیدید؟

حضور در جام جهانی فوتبال

و در مربیگری چه آرزویی در سردارید؟

آرزو دارم تیم ملی را به جام جهانی ببرم یا این تیم با سرمربیگری من قهرمان جام ملت‌های آسیا شود.

در زمان بازی به استقلال و پرسپولیس نرفتید، چرا؟

در مقاطع مختلفی از این 2 تیم پیشنهاد داشتم. از هر لحاظ این پیشنهاد‌ها خوب بود، اما آن موقع باشگاه پاس اجازه جدایی به من نداد. بعد‌ها خودم را به این باور رساندم که چون در این 2 تیم نبودم و ملی‌پوش شدم، پس می‌توانم به این شرایط ادامه دهم و لزومی ندارد حتما آبی و قرمز باشم. خواست خدا و قسمت این بود که من بدون حضور در یکی از این 2 تیم پرطرفدار به فوتبالم پایان دهم.

اگر می‌خواستید قبول کنید، پیشنهاد کدام تیم را قبول می‌کردید؟

هم با پرسپولیس و هم با استقلال پای میز مذاکره نشستم، اما شرایط به‌گونه‌ای پیش نرفت که مذاکرات به عقد قرارداد منجر شود. الان هم اگر می‌خواهید از من بپرسید، بی‌فایده است؛ چون در واقع من یک پاسی‌ام!

پیکان امسال خوب گل می‌زند. با مهاجمان کار تخصصی می‌کنید؟

کار تخصصی خاصی که نه، اما تمرین می‌کنیم که ضربات آخر مهاجمان در چارچوب باشد. بیشتر اصرار دارم هافبک‌ها و مهاجمان پیش از رسیدن به دروازه حریف دقت کافی انجام دهند تا ضربات آخر به هدر نرود. البته با تمام این کار در هربازی چند موقعیت مسلم گل هم از دست می‌رود که اجتناب ناپذیر است. برای یک مهاجم جای‌گیری خوب یک اصل است.

جز مهاجمان پیکان در لیگ امسال کار کدام مهاجمان را می‌پسندید؟

ایمان حیدری و سید‌صالحی از این‌‌که هستند هم می‌توانند بهتر باشند. در آینده هم آنها جزو بهترین مهاجمان ایران خواهند بود. خیلی از تیم‌ها الان آرزو دارند این 2 مهاجم را در اختیار داشته باشند. از مهاجمان تیم‌های دیگر لیگ کار فریدون فضلی و نیکبخت را می‌پسندم. ضمن این که آرش برهانی هم مهاجم خوبی است فقط شرایطی پیش می‌آید که گاهی توپ‌هایش توی گل نمی‌رود.

به نظر شما که یک مهاجم بودید، چرا فصل پیش آرش برهانی با مشکل گل نزدن روبه‌رو شده بود؟

آرش سرعت و تکنیک خوبی دارد دلیل این که بیشتر توپ‌ها را از دست می‌داد، این بود که می‌خواست حتما توپ‌هایش گل شود و برای انجام این کار دقت زیادی می‌کرد. اگر مهاجم هنگام ضربه زدن تحت فشار و استرس باشد و به اصطلاح ریلکس نباشد، نتیجه‌اش همین می‌شود. دقت برای زدن ضربه آخر لازم است اما بازیکن نباید تمرکز خود را با وسواس بیش از حد از بین ببرد. اگر آرش برهانی در تیمی بازی می‌کرد که طرفدار کمتری داشت، بدون شک هر فصل با بیش از 15 گل زده مدعی آقای گلی بود.

از قزوین بگویید. تشویق تماشاگران چه تاثیری در موفقیت پیکان در این فصل داشته است؟

تماشاگر خیلی خوب است، عالی است. تیم‌هایی که طرفدار دارند انگار قبل از آغاز مسابقه از حریف پیش هستند ما سعی می‌کنیم به بهترین نحو از امتیاز بازی‌های خانگی استفاده کنیم. از تشویق تماشاچیان در تزریق روحیه و انگیزه به تیم استفاده می‌کنیم و قزوینی‌ها بخوبی ثابت کرده‌اند ما را دوست دارند و فوتبال را خوب می‌فهمند. اگر الان صدر جدول هستیم برای قزوین یک افتخار است.

موفقیت مربیان جوان معمولا مدیون رفاقت آنها با بازیکنان است. این فاکتور چه نقشی در موفقیت امسال پیکان با شما دارد؟

رفاقت نمی‌تواند خیلی در نتیجه گرفتن تیم موثر باشد. به نظر من در زمین فوتبال رفاقت معنا پیدا نمی‌کند. این را به بازیکنانم هم گفته‌ام. البته من اسم آن چیزی که منظور شماست را عوض می‌کنم. من اسمش را می‌گذارم نزدیکی افکار. قبول دارم یک مربی جوان بسیار بیشتر از یک مربی مسن می‌تواند بازیکنان تیمش را درک کند.

الان در پیکان من مربی هستم در حالی که کنار بعضی از همین بازیکنان فوتبال بازی کرده‌ام پس حرف آنها را بهتر می‌فهمم و با آنها هماهنگ‌تر هستم. بقیه هم چون اختلاف سنی زیادی با من ندارند، راحت‌تر متوجه منظور من می‌شوند. در مجموعه می‌توانم بگویم من و بازیکنان پیکان یکدیگر را بهتر و بیشتر می‌فهمیم، همین!

ابتدای فصل اختلاف نظر‌هایی با مدیران جدید پیکان داشتید. فعلا که صدرنشین هستید، اما فکر می‌کنید آنها چقدر تحمل باخت تیم شما را خواهند داشت؟

اصلا به این موضوع فکر نمی‌‌کنم. طاقت داشته باشند یا نه، من کار خودم را انجام می‌دهم. توکلم به خداست و هرگز به باختن فکر نمی‌کنم اما نظر آنهاست که سرمربی تیمشان را انتخاب کنند. مدیرعامل و اعضای هیات مدیره باشگاه وظایفی دارند و من هم وظایفی به عهده‌ام است، سعی می‌کنم آنها را به بهترین عنوان ممکن انجام دهم و نمی‌خواهم خودم را وارد بحث‌های مدیریتی کنم. در بحث فنی سعی می‌کنم هر آنچه بلد هستم در اختیار شاگردانم بگذارم و در نهایت این نظر مدیریت باشگاه است که با من ادامه دهد یا با مربی دیگری.

از رفتن توره و کندو از پیکان ناراحت نشدید، انگار خیلی به بازیکنان خارجی اعتقاد ندارید.

به نظر من بازیکن خارجی در فوتبال ایران هنوز مشکلاتی دارد. اگر بازیکن ایرانی‌ همسطح بازیکن خارجی باشد، من ایرانی را انتخاب می‌کنم. ابراهیم توره از لحاظ فنی خیلی خوب بود، اما فصل گذشته باعث ایجاد درگیری بین بازیکنان شده بود و من به ماندن او اصراری نداشتم. برای ماندن او شرط گذاشته بودم که از لحاظ اخلاقی خودش را عوض کند و در نهایت مدیر برنامه‌هایش ترجیح داد او را به پرسپولیس انتقال دهد. اما کندو شرایط متفاوتی داشت. او بازیکنی بود که حتما باید صاحب توپ می‌شد تا خودش را نشان دهد، اما در سیستم بازی من فوروارد هم باید در دفاع تیمی شرکت کند و کند و چون این خاصیت را نداشت، اصلا مورد قبول من نبود.

فوتبال شما را با پاس تهران و بهمن می‌شناسند؛ 2 باشگاهی که الان تقریبا نابود شده‌اند.

خیر، هیچ‌کدام نابود نشده‌اند. پاس همدان همان پاس است، فرقی نمی‌کند. بهمن هم همین تیمی است که مشغول مربیگری در آن هستم. نگویید باشگاه‌های تو از بین رفته‌اند!

در لیگ دسته 3 انگلیس تیم‌ها حدود 70 سال قدمت دارند، اما در ایران بجز پرسپولیس و استقلال تیم‌ها پس از 13 سال منحل می‌شوند.

قبول دارم این که تیم‌ها در ایران ثبات ندارند چیز خوبی نیست، اما شاید این برگردد به مدیریت دولتی حاکم بر فوتبال ما که سلیقه یک مدیر با مدیر بعدی تفاوت دارد. آنچه در فکر شماست، بهتر است. نباید تیم‌های ریشه‌ای را به همین راحتی حذف کنیم، اما متاسفانه این اتفاقی است که در فوتبال ما می‌افتد و ما اهالی فوتبال باید خودمان را با این شرایط وفق بدهیم. من سال‌ها در بهمن بازی کردم، اما ناگهان مدیران نخواستند تیمداری کنند ما هم با این نیت که پیکان همان بهمن است، در این تیم فعالیت می‌کنیم.

بهترین گلی که در زمان بازی زدید؟

فکر می‌کنم مقدماتی جام جهانی 1998 بود مقابل چین. با یک ضربه چکشی زیبا دروازه چین را باز کردم. مردم هنوز هم وقتی مرا در خیابان می‌بینند، از آن گل صحبت می‌کنند. همین که این گل از خاطر مردم نرفته، نشان می‌دهد گل خوبی بوده است.

بهترین موقعیتی که از دست دادید، خاطرتان هست؟

مگر می‌شود فراموش کنم؟ بازی با عراق بود. مقدماتی جام‌جهانی 1994 آمریکا. علی دایی یک پاس خوب برای من فرستاد و من برای گل کردن توپ ساده‌ترین کار را پیش رو داشتم. یک لحظه احساس کردم گل زدم و دارم به سمت نیمکت می‌دوم و خوشحالی می‌کنم. وقتی توپ داشت به سمت من می‌آمد خاطرجمع بودم که گل می‌زنم، اما در کمال ناباوری توپ از زیر پایم رد شد. باور کنید هنوز دارم حسرت آن موقعیت از دست رفته را می‌خورم.

بعضی از مهاجمان در مقطعی از فصل گل‌نزن نشان می‌دهند. به کار کردن روان‌شناس با مهاجمان اعتقاد دارید؟

بله، اعتقاد دارم. ولی به نظر من استفاده از روان‌شناس نباید فقط زمانی باشد که تیم یا بازیکن به مشکل می‌خورد. در فوتبال امروز دنیا یک روان‌شناس باید مثل یک بدنساز و یک پزشک تغذیه از ابتدای فصل و پیش از آغاز مسابقه‌ها کنار تیم باشد. اگر روان‌شناس از ابتدای فصل کنار تیم باشد، وقتی یک بازیکن با مشکلی مواجه شد، راحت‌تر آن را حل می‌کند. به نظر من به کار گرفتن روان‌شناس در میانه فصل خیلی در بهبود شرایط تیم و بازیکن تاثیر ندارد.

از تیم ملی بگویید. می‌گویند راحت به جام جهانی صعود می‌کنیم.

به نظر من هیچ کاری راحت نیست. هیچ کشوری در آسیا نمی‌تواند بگوید راحت می‌روم جام جهانی. الان 70 درصد تیم‌های حاضر در مرحله مقدماتی با هدف حضور در جام جهانی وارد مسابقه‌ها شده‌اند. رقابت برای جام جهانی همیشه فشرده بوده است. اگر معتقدیم فوتبال ایران از آسیا سرتر است، باید سازماندهی قوی داشته باشیم. بله می‌توانیم به جام جهانی راه پیدا کنیم به شرطی که برنامه‌ریزی‌هایمان آینده‌نگرانه باشد.

وقت آن نرسیده که دیگر فقط به حضور صرف در جام جهانی بسنده نکنیم؟

دوباره مجبورم ترکیه را مثال بزنم. فکر ما باید مثل آنها باشد تا بتوانیم در جام جهانی هم حرفی برای گفتن داشته باشیم. کار در جام جهانی سخت است باید بجنگیم تا از گروهمان بالا برویم. تیمی مثل ایران هرگز نباید سیر شود. باید برای رسیدن به موفقیت گرسنه باشیم تا از گروهمان صعود کنیم.

تازگی‌ها لژیونرهای امارات کمتر به تیم ملی دعوت می‌شوند. قبول دارید سطح این لیگ کمی پایین است؟

سطح فنی لیگ امارات پایین است، اما از لحاظ امکانات و برنامه‌ریزی و به‌کارگیری مربیانی با دانش جهانی به مراتب بالاتر از لیگ ایران است. این یک واقعیت است که بازیکنان ما در فوتبال امارات افت می‌کنند. چون وقتی به آنجا می‌روند جزو بهترین‌ها هستند و دیگر انگیزه‌ای ندارند که برای پیشرفت بیشتر زحمت بکشند.

همه آنها باید این هدف را دنبال کنند که مثل نکونام، شجاعی و کریمی به فوتبال اروپا برسند. متاسفانه در امارات بازیکنان پول خوبی می‌گیرند و راضی می‌شوند. به نظر من تمام بازیکنانی که در امارات بازی می‌کنند، اگر مثل دورانی باشندکه در ایران بودند، می‌توانند به تیم ملی دعوت شوند. الان شایسته‌های لیگ در تیم ملی هستند و حیف است که آنها بهترین سال‌های فوتبال خود را از بین ببرند.

امیرحسین متقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها