سهم زوج‌ها از گفتگو در خانه، فقط 17 دقیقه

گروه جامعه- مستوره برادران نصیری: چندی پیش نوجوان 16 ساله‌ای در نامه‌ای که به ضمیمه چاردیواری نوشته بود، آرزو می‌کند کاش برق بیشتر قطع شود، چرا که فقط زمان‌هایی که برق قطع می‌شود، همه اعضای خانواده مجبورند دور تنها وسیله روشن‌کننده خانه جمع شوند، با هم حرف بزنند، بیشتر و نزدیک‌تر کنار هم باشند... اتفاقا تحقیقات انجام شده از سوی گروه جامعه‌شناسی خانواده دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نشان می‌دهد که میزان گفتگو میان زوجین در طول شبانه‌روز، به کمتر از 17 دقیقه می‌رسد. در واقع نتایج این تحقیق نشان می‌دهد اگر دیالوگ‌های سلام و احوالپرسی، سوالاتی مثل شام می‌خوری؟ چای بریزم، در رو ببند، امشب تلویزیون چی داره، این سریال چقدر بامزه است، اگه فلانی زنگ زد بگو... را از مجموع صحبت‌های یک خانواده حذف کنیم، هیچ زمانی برای دیالوگ به معنای تبادل احساس، نظرات، مفاهیم حسی و انسانی بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. البته نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش تورم و اشتغال بیش از حد زوجین، میزان گفتگو میان زوجین در طول شبانه‌روز به کمتر از 17 دقیقه می‌رسد و می‌توان از منظر زندگی شهرنشینی و مشکلات صنعتی شدن به این مساله نگاه کرد، اما گذشته از این دلایل، نبود آموزش‌های مهارت زندگی در کشور بیشتر از هر فاکتوری، تاثیرگذار است.
کد خبر: ۲۱۸۸۴۳

اصغر کیهان‌نیا، جامعه‌شناس و مشاور خانواده با تایید این مطلب به «جام‌جم» می‌گوید: علاوه بر مشکلات اقتصادی می‌توان به جبر فناوری، مدیریت‌های نادرست در کانون خانواده و چندپیشگی و چند شغله بودن والدین اشاره کرد.او معتقد است: حضور ابزار‌های فناوری نظیر رایانه، تلفن همراه و اینترنت در واقع به ارتباطات یکسویه دامن زده است.
به طور مثال اینترنت دریچه‌ای به روی کاربر باز می‌کند  تا بدون دغدغه از همه انواع ارتباطات تفریحی، آموزشی و... بدون نیاز به حضور فردی دیگر استفاده کند.

کیهان‌نیا ادامه می‌دهد: از سوی دیگر، مدیریت‌ها در خانواده به جای این‌که مشارکتی باشد، در برخی موارد آمرانه است و باعث می‌شود راه هرگونه صحبت و همدلی در خانواده بسته شود و روابط در سکوت ادامه می‌یابد.

او تاکید می‌کند: بسیاری از خانواده با چند شغله بودن درگیرند و این مساله باعث می‌شود کمتر به روابط کلامی و صحبت در خانواده برسند.

پیامدها

دکتر غلامرضا علیزاده، محقق و استاد دانشگاه به مشکلاتی که هم‌اکنون گریبانگیر خانواده‌هاست اشاره می‌کند و می‌گوید: در حال حاضر به دلیل نیازها و مشکلات اقتصادی موجود، خانواده‌ها با مسائل زیادی مواجه بوده و برای گذران زندگی و تامین نیازهای خود، زن و مرد مجبورند هر دو کار کنند.برخی کارشناسان اجتماعی با بررسی آمارهای مربوط به موضوع طلاق در ایران، معتقدند این آمار از روندی صعودی برخوردار شده است.

پیش از این، معاون دفتر امور آسیب‌‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور با تحلیل آمار طلاق در کشور گفته بود: آمار طلاق از سال 80 به بعد، با شتاب بیشتری نسبت به سال‌های گذشته سیر صعودی داشته است.

بنابه گفته دکتر غلامرضا رضایی‌فر، آمارها حاکی است؛ از هر 5 ازدواج در تهران یک ازدواج منجر به طلاق شده است.
این در حالی است که برخی کارشناسان اجتماعی، آمار فوق را حادتر از اعلام‌های رسمی می‌دانند.

دراین‌باره علیزاده در گفتگو با مهر به تحقیقاتی که در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شده است، اشاره می‌کند: آمارهای واقعی حاکی است در کلانشهرها از هر 4 ازدواج، یکی منجر به طلاق می‌شود و در شمیرانات که از محله‌های مرفه‌نشین تهران است نیز از هر 3 ازدواج، یکی منجر به طلاق می‌شود.

این جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: در این‌گونه موارد به دلیل مشکلات موجود و نداشتن مسکن و درآمد کافی، بعد از ازدواج خانواده تبدیل به خوابگاه می‌شود و زوجین یکدیگر را نمی‌بینند بجز مواردی که می‌خواهند با یکدیگر درباره مشکلات کاری و زندگی و نه صحبت‌های عاطفی و مهرورزانه، گفتگو کنند.

این محقق و استاد دانشگاه با اشاره به این‌که در خانواده‌هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند، میزان گفتگوی میان آنان به 17 دقیقه در طول شبانه‌روز کاهش پیدا می‌کند، می‌گوید: تمام این موارد باعث می‌شود که خانواده‌ها دچار آسیب شوند؛ به‌طوری که طلاق در شهرهای بزرگ افزایش یافته است.

کیهان‌نیا نیز پیامد این مساله را گسستگی خانواده‌ها، کاهش مسوولیت‌پذیری، گوشه‌گیری فرزندان و از دست دادن پایگاه عاطفی برای فرزندان می‌داند و معتقد است: برخی از این مشکلات می‌توانند جبران‌ناپذیر باشند.

مهارت‌های فراموش شده زندگی

رئیس انجمن مبارزه با آسیب‌های رفتاری نیز از عملکرد آموزش و پرورش در حوزه آموزش مهارت‌های زندگی به دانش‌آموزان انتقاد و تاکید می‌کند که این وزارتخانه به عنوان متولی اصلی آموزش مهارت‌های زندگی به دانش‌آموزان به عنوان اصلی‌ترین گروه نیازمند اقدامات پیشگیرانه از آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی، اقدامی جدی در این زمینه انجام نداده است.

دکتر بهرام یگانه با بیان دلایل انتقاد خود از عملکرد آموزش و پرورش در حوزه آموزش مهارت‌های زندگی، می‌گوید: از ابتدای مطرح شدن این طرح، مقرر بود آموزش مهارت‌های زندگی در دوره‌های تحصیلی بویژه راهنمایی اجباری باشد،اما متاسفانه آموزش مهارت‌های زندگی در مقاطع تحصیلی مورد نظر اختیاری شده و بسته به نظر مدیران مدارس اجرا می‌شود.

به گفته او، مهارت‌هایی که آموزش آنها به دانش‌آموزان در دستور کار قرار گرفته، مهارت‌های سازگارانه مانند حل مساله است و این در حالی است که پیشگیری از وقوع آسیب‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها