گفتگو با محرم نویدکیا پدیده سال فوتبال ایران

آقای نویدکیا! احتمالا هر کس بخواهد با تو گفتگو کند ، از اینجا آغاز می کند که سال موفقی را داشتی و در زمانی که هیچ کس فکرش را نمی کرد به تیم ملی آمدی .در بازیهای بوسان تبدیل به یک چهره شدی و همه تو را شناختند.
کد خبر: ۲۱۷۷۹
بعد از آن هم شروع لیگ بود که سپاهان بسیار خوب نتیجه گرفت و یکی از دلایلش حضور چند بازیکن از جمله تو بود ، بازیهایی که همه آنها را پیگیری می کردند و می خواستند ببینند شما چه می کنید. خیلی ها می خواهند بدانند که ناگهان چنین وضعیتی چطور به وجود آمد و چطور در چنین سطحی مطرح شدی .
والا یک سال هم نبود. شاید 6 یا 7 ماه شد ، اما شاید بهتر باشد همان بگوییم یک سال . چون در نوروز سال 81 بود که آقای برانکو مرا دعوت کرد به تیم ملی بزرگسالان . منی که نه سابقه حضور در تیم ملی جوانان را داشتم ، نه امید و یک دفعه دعوت شدم به تیم ملی بزرگسالان . هیچ کس مرا نمی شناخت . یادم نمی رود روزی که آمدم به تیم ملی بزرگسالان ، حتی یک خبرنگار هم با من حرف نزد. حتی یک عکاس هم از من عکس نگرفت ؛ ولی خدا خیلی کمک کرد. روزی که آمدم تیم امید ، به خاطر بازی مقابل استقلال زانویم هم پیچیده بود ، اما وقتی آمدم اینجا، آقای برانکو گفتند که من بمانم و دکترها اگر می توانند مرا برسانند گفتم هر کس دیگری بود، چون تیم ملی بود خیلی راحت خط می خورد. ایشان مرا نگه داشت . من حتی 2 ، 3هفته با بچه ها تمرین کردم . بعدش هم که رفتیم کرواسی همیشه همراه بچه ها بودم و مدام هم ذخیره بودم ، ثابت نبودم . جام LG در تبریز بود که بازی فینال من رفتم توی زمین . دلیلش هم این بود که شب قبلش یحیی خیلی سرما خورده بود و آن روز نتوانست بازی کند. در بازی ماقبل فینال هم سهراب بختیاری زاده با میرزاپور خوردند به هم و کتف سهراب در رفت . این شد که روز فینال آقای برانکو به من گفت می خواهم تو را ثابت بگذارم . اولین بازی بود که من می خواستم ثابت بازی کنم . تقریبا یک هفته ، 10روز بعد رفتیم بوسان و با همان بازی فینال من دیگر ثابت شده بودم . کار خدا بود.
آن اوایل ما هم مثل بیشتر مردم اعتقادی به بازی تو نداشتیم . می گفتیم با وجود حرکات پا به توپ ، نویدکیا از قدرت بدنی مناسب برخوردار نیست ؛ اما هرچه جلو رفت حس ما و شاید هم بازی خودت بهتر شد. شاید خودت هم آن اوایل اعتماد به نفس نداشتی.
چی بگم؛ من دفعه اولم بود و تجربه آن چنانی هم نداشتم ، اما روز به روز بهتر شدم . خصوصا امسال . شانس بزرگی هم که آوردم ، این بود که پس از برگشتن از بوسان در تیم خوبی قرار گرفتم . تیمی که آقا فرهاد (کاظمی) ساخته بود و چون نتیجه می گرفت ، برای من خیلی خوب می شد. چون همه فکر می کردند روی این نتایج خیلی تاثیر دارم.
همه فکر می کردند تو تاثیر می گذاری یا واقعا این تاثیر وجود داشت؛
فکر می کردند. دیگر اینقدرها هم نیست که همه می گویند. سال قبل هم که استانکو مربی سپاهان بود، من خیلی آماده بودم . فکر کنم بهتر از الان هم بودم ؛ ولی چون یک خط عقبتر بازی می کردم و هافبک دفاعی بودم ، بازی ام به چشم نمی آمد. اصلا کسی رویم حساب نمی کرد. فقط بیچاره استانکو بود که روی حضورم اصرار می کرد و دائم می گفت تو فوتبالیست بزرگی می شوی . بعد هم هیچ کس حاضر نبود به من اعتماد کند. این آقای برانکو بود که حاضر شد به من اطمینان کند و مرا در تیم ملی نگه داشت .
البته کلا این اتفاق خوبی برای فوتبال ایران بود. اگرچه اجبار بود که برای تیم المپیک بازیکنان زیر 23سال را ببرند ، اما همین که ناگهان یکسری بازیکن جوان بیایند و در فوتبال ایران مطرح شوند خیلی مفید بود.
البته به نظر من فوتبال ما به کل عوض شده . من همیشه فکر می کردم برای این که یک فوتبالیست خوب شوم ، باید بروم به یکی از دو تیم پرسپولیس و استقلال . بعد از این تیمها هم به تیم ملی بروم و اگر تداوم داشته باشم و در تیم ملی هم خوب بازی کنم ، به عنوان یک فوتبالیست خوب شناخته خواهم شد. اما وقتی با تیمی که از استقلال و پرسپولیس یک نفر بیشتر در آن نبود به بوسان رفتیم و قهرمان شدیم ، خیلی رویمان تاثیر گذاشت . برای خود من که خیلی مهم بود. باور کردم که من هم می توانم کاری برای فوتبال مملکتم بکنم . من هم می توانم فوتبالیست خوبی باشم . فکر می کنم بوسان به فوتبال ما خیلی کمک کرد.
وقتی علی دایی از بوسان برگشت (به علت فوت پدرش) خیلی ها گفتند قدرت تیم کم می شود و تیم ضربه پذیر می شود ، چرا که بچه ها روحیه شان را از دست خواهند داد. عده معدودی هم معتقد بودند با خارج شدن دایی از تیم ، بقیه بازیکنان انگیزه بیشتری برای نشان دادن خودشان پیدا می کنند. ظاهرا حق با دسته دوم بود.
بله ، همین طور شد. اصلا اولش که کسی قبول نداشت تیم برود بوسان ، می گفتند اینها خیلی ضعیف هستند. به خود من هم کلی گیر داده بودند. می گفتند قدرتش اجازه نمی دهد بدود و به مقابله با تیمهای دیگر برود. شانس آوردیم خوب بازی کردیم ؛ اما خوشحالی بزرگ من به خاطر برانکو بود. چرا که اینجا خیلی تحت فشار بود. روزنامه ها هر روزبه این بنده خدا گیر می دادند، اما او کار خودش را کرد. در آنجا قهرمانی ما برای ایشان خیلی خوب شد.
اما پس از قهرمانی که رفت ...
نمی دانم که خودشان نخواستند یا ایشان را کنار گذاشتند. به هر حال فوتبال حرفه ای است و ایشان حق دارد که شرایط خودش را بسنجد، ولی نباید ندیده گرفت که برانکو به فوتبال ما و به این جوان ها خیلی خدمت کرد.
آقای نویدکیا تو جزو آن دسته از بازیکنان فوتبال ملی هستی که از پرسپولیس و استقلال نیامده اند ؛ مثل مبعلی ، بداوی ، کعبی . آیا الان در کشور به این قطعیت رسیده ایم که فوتبال ملی از راه پرسپولیس و استقلال نمی گذرد یا اگر شرایط تغییر کند و چند تا بازی سپاهان و فولاد خوب نتیجه نگیرند همان وضعیت قبلی بر فوتبال ملی حاکم می شود؛
فکر نمی کنم دیگر چنین چیزی اتفاق بیفتد.الان طرز فکر مردم در حال تغییر است . این هیچ کجای دنیا نیست که همه مردم فقط طرفدار دو تیم باشند. همه جا مردم یک شهر طرفدار تیم خودشان هستند ، حتی اگر در دسته سه بازی کند. الان خدا را شکر چون مشکل اقتصادی باشگاه ها کمتر شده است ، آنها هم بازیکنانشان را براحتی به این 2تیم نمی دهند. قبلا به دلیل همین مشکلات مالی براحتی و با کمترین پول بازیکنان را می بردند. من یادم نمی رود استقلال خیلی راحت پول داد و مومن زاده را از سپاهان برد. در حالی که وقتی نام او از فهرست تیم ملی خط خورد، خودش گفت نمی خواهم به استقلال بروم . چون سپاهان پول نداشت ، یک چیزی گرفتند و مومن زاده را دادند رفت . ولی الان دیگر فکر نمی کنم شرایط به همین شکل باشد. حالا جوری شده که حتی مربیان تیم ملی هم نمی ترسند از تیمهای دیگر بازیکن بردارند. پس دیگر دلیلی نمی ماند برای این که من به پرسپولیس یا استقلال بروم . تیم خودم خیلی هم خوب است . از نظر اقتصادی هم کم و زیاد مشکلمان را حل می کند.
یعنی اصلا انگیزه ای نداری به یکی از این 2تیم بروی؛
شاید خیلی ها این را خنده دار بدانند ، اما خدا شاهد است برای من اهمیتی ندارند. قبلا این طوری نبود. فکر می کردم اگر می خواهم به تیم ملی برسم ، باید بروم به یکی از این دو تیم ، اما الان وقتی می بینم به تیم ملی رفته ام و با چند بچه شهرستانی قهرمان آسیا شده ایم ، دیگر دلیلی ندارد بخواهم به این دو تیم بزرگ بروم . بازیکنان آنها هم مثل ما فوتبالیست هستند. تازه من فکر می کنم پرسپولیس و استقلال اگر تجدید نظری در وضعیت خودشان نکنند، روز به روز ضعیف تر هم خواهند شد. اگر نتوانند، بازیکن جوان برای تیمهایشان تربیت کنند ، گمان نکنم سال بعد هم بتوانند کاری در لیگ انجام دهند.
شاید یک دلیل ضعفشان هم این باشد که دیگر براحتی نمی توانند بهترین بازیکنانی را که تیمهای دیگر پرورش داده اند بگیرند.
همین است . شما ببینید این دو تیم خودشان یک بازیکن جوان ندارند. جواد نکونام امسال قراردادش تمام شده بود و می توانست به استقلال برود. اما باشگاهش با شرایط خوب او را نگه داشت .دیگر باشگاه ها هم به این راحتی بازیکن از دست نمی دهند.
اما درباره طرفدارها موردی هست که باید گفت . یعنی برخلاف مطلب درستی که شما برای تیمهای خارجی عنوان کردید ، در وضعیت کنونی باز هم استقلال و پرسپولیس که به اصفهان می آیند، طرفداران خیلی زیادی در ورزشگاه دارند. بیشترشان هم اصفهانی ها هستند که قاعدتا باید از تیم شهرشان حمایت کنند؛ اما از تیم مهمان حمایت می کنند.
ین طرز فکری است که در چندین و چند سال گذشته شکل گرفته و باید قبول کرد که تغییر دادنش بسیار مشکل است . گفتم اگر خدا بخواهد و امسال بتوانیم با سپاهان قهرمان شویم ، شاید اندکی این طرز فکر تغییر کند. همیشه وقتی پرسپولیس یا استقلال با سپاهان بازی داشت ، می دیدم در استادیوم فقط 5هزار نفر طرفدار سپاهان بودند و بقیه قرمز یا آبی بودند؛ اما امسال خیلی خوشحال شدم . چیزی که دیدم بسیار جالب بود و فکر کنم طرفداران سپاهان از نصف هم بیشتر بودند! این به خاطر نتایج خوب ما بود و من فکر می کنم اگر این نتایج ادامه داشته باشد، اوضاع کم کم تغییر می کند.
و اگر اوضاع تغییر کند ، شما مبدا آن تغییر خواهید بود. شما یعنی نسل جوانی از بازیکنان که آمده اند و این خوشحال کننده است . تا کی با سپاهان قرارداد داری؛
یک فصل و نیم دیگر یعنی این فصل که تمام شود، یک فصل دیگر هم دارم . اما گفتم اگر قرار باشد در ایران به فوتبال ادامه دهم ، دلیلی نمی بینم که به پرسپولیس یا استقلال بروم . وقتی باشگاه شرایطم را تامین می کند دیگر... توی باشگاهی هستم که در آن بزرگ شده ام . همه چیزم را مدیون آن هستم . نه این که بگویم از این تیم نمی روم ، نه ؛ برای یک بازیکن حرفه ای خنده دار است که چنین چیزهایی بگوید. اینها همه اش حرف است ؛ اما گفتم تا جایی که بتوانم سعی می کنم از این باشگاه نروم.
فکر می کنید موقعیت جدیدی که برایتان به وجود آمده و این که بازی تان به چشم می آید، چقدر نتیجه تغییرات باشگاه در فصل جدید و تمرینات آقای کاظمی است؛
یک بار گفتم . من مدیون استانکو هستم . ولی ایشان مرا هافبک دفاعی می گذاشتند که باید می دویدم و درگیر می شدم و بقیه کارها را لنون (استپانیان) می کرد. وقتی به تیم ملی آمدم ، آقای برانکو مرا یک خط جلوتر آورد و هافبک متمایل به راست شدم .
آقای نویدکیا! شما مدام از استانکو می گویید. می خواهیم از قبل از استانکو هم صحبت کنید و بگویید چطور شد به سپاهان رسیدید؛
آدم نباید از حق بگذرد. در سال 77 و وقتی که 16 ، 17 سال بیشتر نداشتم ، آقای مناجاتی مرا آورد بزرگسالان سپاهان . قبل از آن جوانان بودم .البته سال 77 ثابت نشدم ، ولی در لیگ 3 تا بازی کردم و یک گل هم زدم . آن موقع فوروارد بودم . 2سال بعد هم آقای ندیمیان بودند. سال دوم بخصوص نیم فصل دوم لیگ ، هر هفت بازی آخر فصل را کامل بازی کردم . آقای ندیمیان خیلی برای من زحمت کشیدند ، خیلی . بعدش هم که آقای استانکو آمدند مرا بازی دادند.
چند سالت است؛
متولد 61 هستم.
آقای نویدکیا! شما در صحبتهای قبل گفتید که برای بازی کردن در سپاهان هیچ مشکلی ندارید؛ اما این هم طبیعی است بازیکنی که با سن و سال شما در این سطح و قواره بازی می کند ، شرایطی برایش به وجود می آید که به باشگاه های خارجی برود. زیاد هم دور از دسترس نیست . شما هم حتما برنامه ای دارید. حالا برای رئال مادرید که نه ، ولی بالاخره چه فکری می کنید؛
راستش اطلاعات آنچنانی ندارم . قبلا فکر می کردم اروپا سطح فوتبالش خیلی بالاست و ما خیلی پایین هستیم . من جلوی چند تیم اروپایی و امریکای جنوبی که بازی کردم ، دیدم چندان اختلاف فاحشی ندارند. شاید آنها به دلیل علم و امکاناتی که دارند جلوترند ، اما آنچنان اختلافی هم ندارند. من هم اگر یک روز فوتبالیست خوبی شدم و قرار شد به خارج بروم ، اگر خودم ببینم نمی توانم ، شما مطمئن باشید که اصلا خودم را ضایع نمی کنم و نمی روم . مثل خیلی ها که به خاطر 4ریال پول رفتند و سال بعدش برگشتند. من نمی خواهم این طوری باشم . من فکر می کنم همه چیز به طرز فکر آدم برمی گردد. هر کسی همان چیزی می شود که به آن فکر می کند. اگر علی دایی الان این همه افتخار دارد، فقط به خاطر طرز فکرش است.
خیلی ها می گویند به خاطر تحصیلاتش است ، به خاطر حضورش در محیطهای دانشگاهی و به خاطر این که مراحل رشد شخصیت را به خوبی طی کرده ، مثل خیلی از بازیکنان نبوده که ناگهان خودشان را آن بالا ببینند. او در محیطهای مناسب فکری رشد کرده است . شما از این نظر چه وضعیتی دارید؛
دیپلم دارم و با آن قهرمانی که در بوسان آوردیم ، می توانیم برویم دانشگاه ؛ اما هرچه فکر می کنم می بینم وقت نمی شود. با 5ماه اردو ، چطور آدم می تواند برود دانشگاه . شاید هم اگر برویم نمره بدهند. چون فوتبالیست و مطرح هستیم ، ولی این مدرک چه تاثیری روی آدم می تواند داشته باشد؛
دیپلم چی داری؛
دیپلم برق و صنعت.
بچه درسخوانی بودی؛
نه . زیاد هم نه . ولی مدرسه را دوست داشتم .
سربازی چطور؛
باشگاه مشکلش را حل کرده مشکلی ندارم .
قراردادتان با باشگاه چه شکلی دارد؛ آنقدر جالب هست که به خاطرش از پیشنهادهای وسوسه کننده بگذری؛
به نظر من سپاهان از نظر اقتصادی وضع مناسبی دارد. اما مثل تیمهای بزرگ پایتخت ریخت و پاش نمی کند. دویست میلیون بدهد بازیکن بیاورد. ما بیشترین قراردادمان در باشگاه 20میلیون است که از هر قراردادی 40درصدش را اول فصل می دهند ، 30درصدش را بین فصل می دهند و 30درصدش را هم به صورت حقوق سالانه می دهند. ممکن است برای یک بازیکن خوب در باشگاه تهرانی 80میلیون یا 100میلیون بدهند با حقوق ماهیانه و امکانات دیگر. من اینها را می دانم . برای همین هم گفتم آنهایی که می گویند نمی رویم ، فقط حرف می زنند. من مجید بصیرت را می بینم که پایش آسیب دیده و اگر نتواند فوتبال بازی کند، باید بکشد کنار. آن وقت چطور باید زندگی اش را تامین کند؛ خوب من هم دوست دارم خانواده ام را تامین کنم . من هم نه پدرم پولدار است ، نه مادرم.
شغل پدرت چیست؛
کارگر آجرپزی که من به او و شغلش افتخار می کنم و امیدوارم روزی بتوانم زندگی ای برایش فراهم کنم که دیگر مشکلی نداشته باشد. خیلی هم دوست دارم وضعیت مناسبی پیدا کنم تا خانواده ام خیالشان از آینده راحت باشد.
اتومبیل هم دارید؛
نداشتیم . همین سمندها را که به خاطر بوسان می دادند ، گرفتیم و نفروختیم . هفته پیش رفتم تحویل گرفتم .
مبارک باشد.
چاکرتیم.
هیچ وقت فکرش را می کردی به اینجا برسی؛
اصلا فکرش را نمی کردم .
امیدواریم همیشه همین طور موفق بمانی.
ممنونم . بالاخره اینها خواست خدا بوده گفتم که شش ماه پیش اصلا کسی مرا نمی شناخت ، ولی حالا اصلا نمی توانم توی اصفهان راه بروم . اینها همه خواست خدا بوده .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها