در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من فکر میکنم وقتی ما انسان را در دایره محصور زمان، جغرافیای مشخص، و... به ترسیم درآوریم. درواقع او را اسیر کردهایم و از او تعریف درستی ارائه نخواهیم داد. شاید همان داستان قدیمی «نوشتن مار و کشیدن مار» مصداق خوبی برای بازخوانی ما از خودمان است. بیشک اگر ما بخواهیم به معانی توجه کنیم، ظاهر، وابستگیهای قومی، جغرافیایی، زمانی و... مفهوم خود را از دست خواهند داد. در چنین وضعیتی زیبایی و زشتی در حاشیه قرار میگیرند و جوهره و سیرت انسان مورد توجه قرار خواهند گرفت. سیرت و درون آدمیانی که حضوری مشکوک و ناگهانی دارند. آنها با ظاهر و نگاههای متعارف میآیند اما حضورشان نامتعارف و تهدیدکننده است. به عنوان مثال در نمایشنامه «صبر زرد» شخصیت زنی که نیمه شب به آتلیه استاد نقاش وارد میشود و دنیای ساکت و آرام هنرمند را بر سر دوراهی پرسش و شک قرار میدهد.
اصولا آدمهای نمایشنامههای شما با حضوری غیرهدفمند به جستجوی هدف میروند. به تعبیری سرگردانی آنها تا حدودی حس میشود. مثلا همین شخصیت زنی که در نمایشنامه «صبر زرد» به آتلیه استاد نقاش میآید. بقیه آدمهای نمایش همچنین خصوصیتی دارند. آیا خود استاد نقاش حضوری هدفمند دارد؟
بله، خود استاد میداند که چه کار میکند، زیرا کسی نمیداند، این تولدی که او در تابلویش به تصویر کشیده، چه زمانی است. کسی نمیداند که چه هنگامی باید در تمام دنیا سایه وجود داشته باشد. تا این تولد به وقوع بپیوندد. اما خود استاد از تمام این مسائل آگاه است. این امر به خصوصیت ذاتی یک هنرمند برمیگردد. بیشک هنرمند از ضریب هوشی بالایی برخوردار است و ذهنیت فعالتری نسبت به دیگران دارد. اما چیزی که اینجا مدنظر بوده، هجوم ویرانگرانه به دنیای هنرمند است. هجومی که درواقع یک بازی است و بین استاد و دیگران اتفاق میافتد. بیشک آنها میدانند که اگر این تابلو را از بین ببرند، تابلوی دیگری به وجود خواهد آمد و جای این تابلو را خواهد گرفت؛ اما باید دقت کنیم که چرا این مساله را اعلام نمیکنند.
مفهوم «هویت»، تار و پود نمایشنامههای شما را درهم تنیده است. به عنوان مثال آنها در 2 نمایشنامه «صبر زرد» و «آژیر چهارگوش» در نوعی بیهویتی هستند. آیا آنها در عین بیهویتی میتوانند در برههای از زمان هویت پیدا کنند و قابل تعریف باشند؟
بله در اغلب کارهای من هویت حضوری همیشگی دارد. من اعتقاد دارم که باید به دغدغههای ذهنی، خیلی توجه کنیم؛ این امر ما را یاری میدهد که در نمایشنامه شخصیتهای خود را انتخاب کنیم. آدمهایی که من در نمایشنامههای خود به تصویر کشیدهام، همگی هویت دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: