فرزین مهدیپور چطور کارگردان شد؟
قصه سادهای دارد. مانند اکثر هنرمندان، علاقه به این کار از کودکی در من وجود داشت و این علاقه رفتهرفته گرایش تحصیلی من را هم شکل داد. بعد از اتمام تحصیلاتم در این رشته (کارگردانی)، به صورت حرفهای فعالیتم را در سال 63 آغاز کردم و یک فیلم کوتاه 35 مم ساختم.
به رشتههای دیگری هم بجز کارگردانی اشراف دارید؟
بله. کارهایی مانند تدوین، فیلمنامهنویسی، فیلمبرداری و... را انجام دادهام اما در نهایت کارگردانی را برگزیدم، چون من یک فیلمساز هستم. البته به این مساله معتقدم که یک کارگردان به تمامیاین رشتهها باید اشراف داشته باشد و این آشنایی لازمه کار او است. چرا که هنر و صنعت در هم آمیخته هستند. ضمن این که این کارها باعث میشود که کارگردان راحتتر و بهتر بتواند در کارش تثبیت شود.
چرا کمتر برای دیگران فیلمنامه مینویسید؟
اتفاقا خیلی دوست دارم برای دیگران بنویسم. اما کمتر این اتفاق افتاده است. آخرین بار و در سال 63 قصه سریال نقطه اوج را برای آقای عسگرپور نوشتم. البته یک جاهایی کار بازنویسی انجام دادهام اما در این سالها بیشتر برای خودم فیلمنامه نوشتهام.
اولین باری که پشت دوربین قرار گرفتید را به خاطر دارید؟
بله، 8 ، 9 ساله بودم که یک دوربین سوپر 8 خریدم. هنوز هم این دوربین قدیمیرا دارم. آن زمان یک قصه کوتاه داشتم که به گونهای آن را ساختم. البته هیچ وقت این فیلم کوتاه را خودم ندیدم. چون فیلمش را باید چاپ میکردم که خب نتوانستم و این فیلم در آرشیو کارهای من به صورت چاپ نشده باقی مانده است.
در این میان و باتوجه به این که کارهای دیگری هم در عین فیلمسازی انجام میدادید به بازیگری هم فکر کردید؟
خیر. هیچ وقت دغدغه این کار را نداشتم. البته در دوران نوجوانی یک بار آن هم به صورت اتفاقی در کانون پرورش فکری، تئاتر بازی کردم. البته پدرم هم مخالف بازیگر شدن من بودند. به هرحال کارگردانی را ترجیح میدادم و همیشه هم به حرفه بازیگری احترام میگذارم. چرا که بسیار حرفه سخت و پردردسری است، ضمن این که تبدیل ذهنی به عینی اصلا کار سادهای نیست و این همان کاری است که بازیگران انجام میدهند.
چقدر سینما میرفتید؟
خیلی زیاد. الان هم طرفدار پرو پا قرص تلویزیون و سینما هستم و فیلم یا سریال زیاد نگاه میکنم.
بهترین فیلمهایی که دیدهاید؟
در حال حاضر به خاطر ندارم. در واقع در ذهنم آنها را طبقهبندی نکردهام. اما کلا از دیدن فیلمهای معناگرا لذت میبرم.
شما از سینما به سمت تلویزیون آمدید، درست است؟
بله و به نظرم این رسانهها هیچ فرقی با هم ندارند، همان طور که در سینما حساسیتی وجود دارد در تلویزیون هم حساسیت هست. البته طیف مخاطب در تلویزیون خیلی مهم است اما از طرفی مخاطب سینما هم متعلق به شما است چرا که او به طور ویژه به شما و اثرتان نگاه میکند. بنابر این من هم نسبت به کارهایی که در تلویزیون انجام دادهم حساسیت دارم و هم نسبت به کارهای سینماییام این حس را داشتهام.
مخاطبان تلویزیون را تا چه حد میشناسید؟
من با آنها زندگی میکنم، آنها همیشه در حال تغییر هستند. تنوع را دوست دارند و البته قصهگویی را.
برویم سراغ آن سوی دریا، این سوی خاک. چه شد که این کار را ساختید؟
از طرف مدیر کل استان خلیج فارس و برای بار دوم از من خواسته شد که این قصه را بسازم. البته چون در شبکه 2 مشغول کار دیگری بودم 6 ماه ساخت این کار به تعویق افتاد. به هر حال قصهها را من انتخاب نمیکنم، بلکه آنها به سراغم میآیند.
خب چرا بیشتر کارهای استانی انجام میدهید؟
من نمیخواهم به این شیوه کار کنم، من یک کارگر فرهنگی هستم و چون در جای خاصی استخدام نیستم و از طرفی باید از این طریق هم امرار معاش کنم بنابر این اولین کاری که پیشنهاد شود را قبول میکنم. البته کار در شهرستان اتفاقا خوب است. چون با فرهنگهای جدید و زندگی تازهای آشنا میشوی البته دوستان خوبی هم پیدا میکنی.
کار بازیگران شهرستانی چطور است؟
خیلی خوب است، آنها بسیار هنرمند هستند و ارتباط خوبی هم برقرار میکنند. به هر حال ساخت سریالهای استانی و مشارکتی اتفاق بسیار خوبی است و صداوسیما در این زمینه بسیار موفق عمل کرده است.
از این مجموعه راضی هستید؟
من کلا آدم از خود راضیای هستم! اما انتظارم از شبکه 2 بر آورده نشد.
چه انتظاری؟
متاسفانه پخش شبکه 2، تبلیغ درستی برای این کار نکرد؛ نه تیزر درست و حسابی پخش کرد و نه اطلاع رسانی خوبی داشت.
به هر حال این سریال تنها متعلق به من نیست بلکه متعلق به کل صداوسیما است.
چه مدتی سراین کار بودید؟
3 ماه تصویربرداری این کار طول کشید و اتفاقا کار پرلوکیشنی بود. این کار قصه خوبی دارد و فکر میکنم خوب هم از آب در آمده است.
کدام صحنههای این سریال را بیشتر دوست دارید؟
تمام صحنههایی که بندر و خلیج را نشان میدهد را دوست دارم.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
2 فیلمنامه برای سیما فیلم نوشتهام به نام راه شیری و ثبت لحظهها که امیدوارم بتوانم آنها را بسازم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم