درباره «اولیور کان» بهترین دروازه بان جهان

اولیور کان در 34سالگی به بالاترین مدارجی که در فوتبال آلمان می توان رسید ، دست یافته است . او هم کاپیتان بایرن مونیخ پیشاهنگ مطلق لیگ این کشور است و هم بازوبند کاپیتانی تیم ملی آلمان را بر دست دارد. او با بایرن مونیخ ، قهرمان باشگاه های اروپا (2001) و جام یوفا (1996) هم شده است
کد خبر: ۲۱۴۸۴

و جام ملتهای اروپا (1996) را نیز فتح کرده است . اگر جام جهانی را که کان و یارانش در سال 2002 به مقام نایب قهرمانی آن رسیدند، نیز وارد محاسبات خود کنیم ، درمی یابیم که او در زمینه کسب مقام جهانی نیز تقریبا به بالاترین حد رسیده است . شاید عنوان شود هنوز جای طلای جام جهانی و جام بین قاره ای و سوپر جام اروپا در کارنامه او خالی است ، اما کدام بازیکن را می توان یافت که تمام اینها را برده باشد؛ و حتی زیدان فرانسوی نیز جام یوفا را در کارنامه اش ندارد.

اسباب هراس
کان قرار بود اولین دروازه بانی شود که در تاریخ 12ساله اهدای عنوان مرد سال جهان از سوی فیفا ، در صدر تمامی فوتبالیست های سال بایستد که همچون فینال جام جهانی مغلوب رونالدوی برزیلی شد و توپ طلای اروپا نیز کم و بیش برای او همین حالت را داشت . با این حال او اولین دروازه بان دوران شد که در یک جام جهانی (2002) بهترین بازیکن کل رقابتها شناخته شده است . بواقع او در آن پیکارها بجز بازی فینال در سایر مسابقات بی اشتباه ظاهر شد و در 6دیدار نخست تیمش فقط یک گل خورد و محکم ترین سد ممکن در اردوی ژرمن ها و اسباب هراس حریفان محسوب می شد.
یک «لیدر» قوی
اما در فینال همه چیز برای او و آلمان خراب شد. گل نخست برزیل که تکلیف و سرنوشت را به سود این کشور تعیین و کار ژرمن ها را تمام کرد ، با اشتباه مسلم کان در دفع ناقص شلیک ریوالدو با ضربه تکمیلی رونالدو به دست آمد. و در همان بازی پنجه دست کان طوری آسیب دید که به قیمت 5هفته دور ماندنش از صحنه تمام شد. با این حال او در دیدارها و روزهای قبلی چنان کارهایی کرده بود که از هر نظر می شد وی را از بزرگان فوتبال جهان خواند. مساله «اولی کان» فقط دروازه بانی هوشمندانه اش نبود. او یک راهنمای بسیار موثر نیز برای تیمش بود و همه را به تحرک وامی داشت . یک حرف او نیز که قبل از شروع مسابقات بکرات از سوی او ادا شد، در عمل به اثبات رسید تامشخص شود کان در برآورد شرایط راه خطا را نرفته است . درحالی که زمین و زمان از ژرمن ها قطع امید کرده و این تیم را فاقد هر شانسی برای صعود تا مراحل نهایی جام جهانی توصیف می کردند، کان با صراحت و اطمینان می گفت که بعکس آلمان مهیاست تا باز پای قهرمانی باشد و چیزی هم از رقبا کم ندارد و او بر این نکته مصر بود که آلمان حق دارد جاه طلب و طالب مقامهای بالا باشد ؛ زیرا اصلا فوتبالش این را می طلبد و دراین اندازه ها هست . خون دل شاید پاییز 2002 و حتی زمستان 2003 برای کان خوب نگذشته باشد. حذف زودرس و رقت انگیز از جام باشگاه های اروپا آن هم در حالی که بایرن را از امیدهای قهرمانی می دانستند، ضربه ای وحشتناک به کان و یارانش بود و با این که او دایما اصرار می کرد که به جبران آن هم لیگ آلمان را خواهند برد و هم جام حذفی این کشور را (چیزی که تا این مرحله از فصل غلط از آب درنیامده است) اما مشخص بود که در دلش و در باطن چه می کشد و چطور خون خودش را می خورد! سپس باخت 3-1 تیم ملی آلمان دربرابر اسپانیا در یک بازی تدارکاتی در چهارشنبه شب 23بهمن در پالما مایورکا نشان داد برتری جویی سنتی فوتبال آلمان که کان مدعی آن است ، به تنهایی پاسخگو نیست و باید کاری کرد وگرنه برخی رقبا که ازنظر تکنیکی از آلمان قوی ترند، اسباب دردسر خواهند شد.
سر فرصت
اما کان در همین حدفاصل در 8بازی متوالی بایرن گل نخورده و 802 دقیقه پیاپی دروازه اش باز نشده بود و وقتی هامبورگی ها در وقت تلف شده بازی شان با تیم مونیخی سرانجام دروازه او را فرو ریختند ، یکی از قوی ترین مقاومت های ورزش فصل جاری شکست ، اما تمام نشد. حسن کان آن است که پس از هر ناکامی محکم تر بازمی گردد و دست بردار نیست . کان را در آغاز جوانی و دوران نخست کارش فاقد برخی توانایی های لازم و درمجموع دروازه بانی متوسط می دانستند و او به رغم انتقال از کارلسروهه به بایرن مونیخ در سال 1994 ، مجبور شد چند سال «سرفرصت» صبر کند و دندان روی جگر بگذارد تا سرانجام بودو ایلگنر و سپس اندریاس کوپکه از خدمات ملی بازنشسته شوند و وی بتواند در عرصه های ملی نیز پیراهن ثابت را به تن کند. اما وقتی آن را پوشید ، کمتر جایی را برای گله و شک سایرین باقی گذاشت و اگر یورو 2000 را نادیده بگیریم (که در آن هم ژرمن ها افتضاح بودند) او در 5سال اخیر در هیچ میدان بزرگی ضعیف کار نکرده و در اکثر تیمها، ستاره تیم ملی و بایرن بوده است .
اول صبح
خانواده «اولی» می گویند او از همان بچگی درپی پیشرفت در کارش بوده و دوست داشته کم نقص و عالی باشد. حتی وقتی کم سن و سال بود، برای این که بیشتر کار کند، صبحها روز تعطیل نیز پدر بیچاره اش را از خواب بیدار می کرد تا او را با ماشینش به محل تمرین برساند. و در جدیت او، از همان روز نخست تابه حال شک نکنید. او چنان جدی و اخمو و سرسخت است که حتی وقتی خودش جوک می گوید، نمی خندد و زمانی که به نظر می آید دارد می خندد، نه خنده ، بلکه فریاد عزم و استحکام است که از درونش برمی خیزد. و وقتی از دور حرکت می کند، انگار این خود «برزخ» است که از راه می رسد!
مثل «اشمایکل»
از بسیاری جهات می توان او را با پتیر اشمایکل معروف و دانمارکی که در 40سالگی هنوز بازی می کند و پیراهن منچسترسیتی را در انگلیس به تن دارد، قیاس کرد. زیرا مثل او تنومند و با موهایی طلایی است و هیبت و چهره زمختش مردم را متوحش و فراری می کند! و از قضا پس از نزول اشمایکل و از سال 1999به بعد بوده که کان لقب بهترین دروازه بان دنیا را از آن خود کرده و سایر نامزدهای تصاحب این عنوان را که چیلاورت پاراگوئه ای ، بوفون و تولدوی ایتالیایی ، بارتز فرانسوی ، سیمن انگلیسی و کانی زارس اسپانیایی بوده اند، زیر سایه خود برده است و امروز مارکوس برزیلی که به غلط تصور می شد دروازه بان بسیار خوبی است و تازه پس از اتمام جام جهانی ضعفهای فراوانش آشکار شد، پیش او یک جوجه است .
تغییر رویه
کسی فراموش نمی کند که پس از ناکامی نامنصفانه بایرن مونیخ در فینال جام قهرمانی باشگاه های اروپا در سال 1999 که با دو گل براستی «الکی» منچستریونایتد در وقت تلف شده حاصل آمد ، کان امیدش را از دست نداد. دو سال بعد از آن او دوباره در بازی فینال درون دروازه تیم مونیخی ایستاده بود و این بار کار به ضربه های پنالتی کشید و 3ضربه والنسیایی ها در دوئل با کان به هدر رفت تا بایرن فراتر از رقبای اسپانیایی اش سرانجام قهرمان قاره سبز شود. برخی می گویند پس از همان قهرمانی کان قدری تغییر رویه داد و وارد حاشیه شد: لباسهای شیک به تن کرد، در «شو»های تلویزیونی که قبلا گذرش هرگز یک بار نیز به آنها نمی افتاد، ظاهر شد و حتی شروع به تبلیغ برای برخی کالاهای تجاری کرد. او یک ماشین «فراری» نیز خرید.
او آدم است !
اندریاس مولر، همبازی سابق او در تیم ملی آلمان که امسال آخرین فصل بازی اش را در شالکه قبل از بازنشستگی پشت سر می گذارد، پیش از شروع جام جهانی 2002 با درنظر داشتن موارد فوق گفته بود: مثل این که کان خودش را گم کرده است . اما چنین نبود و او در آن جام همان کانی بود که می شناسیم ؛ مردی اخمو که از هیچ چیز و هیچ کس برای کسب توفیق نمی گذرد و ورزش برای او همه چیز است و همه کس . با این حال تصویر انسان شکست ناپذیر و «ابر ورزشکار»ی که تا قبل از بازی فینال از او ساخته شده بود، با آن گل مفتی که از رونالدو خورد و با قبول شکستی ساده و با تکیه دادن به تیر دروازه در پایان آن دیدار و به خود گرفتن چهره یک ناکام و مقصر بزرگ از درون شکست . برخی می گویند این نیز به ضرر او نبوده است ؛ زیرا مردم پذیرفتند که او برخلاف باورهای 2 ، 3سال اخیرشان «آدم» است و هر آدمی شکست پذیر است و هر انسانی می تواند اشتباه کند و یک مسابقه ورزشی را ببازد.
طبق اصول
اولی هوینس ، مدیر تجاری بایرن مونیخ نیز او را بخوبی توصیف کرده و گفته است : مردم تصور می کردند کان یک ماشین دروازه بانی و یک روبوت ساخته شده برای این کار و تسخیرناپذیر است و هیچ احساسی ندارد و اصلا آدم نیست! اما حوادث امروز یک سال اخیر خلاف این را نشان داده و طبیعت حقیقی او را که یک انسان حقیقی است ، بر همگان آشکار کرده است . او در طول زندگی اش یک آدم منضبط و مقرراتی بوده و هرگز از کار و تلاشش نکاسته بود. اما برخی به این نتیجه رسیده بودند که کان به هیچ وجه نمی تواند اشتباه کند. تصوری غلط؛ او ماشین نیست که اشتباه نکند. حالا همه این را فهمیده اند و بنابراین «اولی » حالا می تواند کارش را راحت تر و با استرس کمتر انجام دهد. فرم او در ماههای اخیر نشان می دهد که کان از فضای مورد بحث برای استفاده از تمام توانایی اش بخوبی سود جسته است و اگر بایرن دو جامی راکه به دنبال آن است و همچنین جواز حضور در دور نهایی یورو 2004 را در اوایل پاییز 2003
(1382) به دست آورد، کان از یک مقطع مهم دیگر نیز با کسب توفیق لازم فارغ شده و زندگی اش تکاملی بیشتر یافته است . چه می شود کرد؛ از کودکی ، ورزش و دروازه بانی برای «اولی» همه زندگی بوده است .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها